Loading...
دیدار سید احمدالحسن ع در برنامه «حقیقت همانگونه که هست»

دیدار سید احمدالحسن ع در برنامه «حقیقت همانگونه که هست»

26م خرداد 1394

مصاحبه )اول( در پالتاک با سید احمد الحسن ع، جمعه نهم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۳۶ مصادف با ۵ تیرماه ۱۳۹۴ هـ.ش

 

الحقیقة کما هی

(حقیقت همان‌گونه که هست)

اللقاء الاول المباشر ۹ شهر رمضان ۱۴۳۶ – ۲۶ یونیو ۲۰۱۵

نسخه عربی : pdf + word html video audio

نسخه فارسی : pdf + word + html + video + audio

نسخه دوزبانه : pdf word + html + video + audio


مصاحبه (اول) با سید احمد الحسن ع در جمعه نهم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۳۶ مصادف با ۵ تیرماه ۱۳۹۴ هـ.ش

http://youtu.be/Io5U4DWjeFI

 

الأستاذ علي العاملي / مقدم البرنامج : 


 

پرسش‌گر/ استاد علی عاملی:


 


 

بسم الله الرحمن الرحيم 

والحمد لله 

وصلى الله على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما 

السلام على آل محمد الطيبين 

السلام على شيعتهم وأنصارهم في كل مكان 

أحبتي الحضور الكرام السلام عليكم جميعا ورحمة الله وبركاته 


 

بسم الله الرحمن الرحيم 

و الحمد لله 

و صلى الله على محمد و آل محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما 

درود بر آل محمد پاک و طاهر

سلام بر شیعیان و انصارشان در هر جا و مکان 

عزیزان محترم حاضر سلام علیکم جمیعاً و رحمت الله و برکاته


 

 

تقبل الله صيامكم وقيامكم وسائر أعمالكم 

وثبت الله أجوركم 

اليوم هو الجمعة التاسع من شهر رمضان المبارك من عام 1436 هـ 

الموافق لـ 26 حزيران/يونيو 2015 م


 

طاعات و عبادات و سایر اعمال‌تان مورد قبول درگاه الهی واقع شود 

و خدا اجرتان را ثابت کند.

امروز جمعه نهم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۳۶ 

مصادف با ۵ تیرماه ۱۳۹۴ هـ .ش است.


 

 

يسعدنا ويشرفنا أن يكون ضيف حلقتنا لهذه الليلة هو السيد الإمام أحمد الحسن ع 

وللعلم سيكون معي أيضا الأخ د. علاء السالم 

للتعاون معا لطرح الأسئلة على السيد اليماني حفظه الله 


 

خوشحالیم و افتخار می‌کنیم که مهمان این قسمت از برنامه امشب ما سید احمد الحسن(ع) می باشند.

جهت اطلاع(باید عرض کنم) همراه بنده برادر، دکتر علاء سالم هم 

جهت همکاری در مطرح کردن سؤالات از سید یمانی(خداوند حافظ ایشان باشد) نیز حضور خواهند داشت،


 

 

فأهلا وسهلا ومرحبا بيماني آل محمد السيد أحمد الحسن ع بين أنصاره 

وشكرا لك لقبول دعوة ادارة برنامج "الحقيقة كما هي" رغم مشا غلك الكثيرة أعانك الله وحفظك من كل سوء 


 

پس خوش آمد و خیر مقدم می‌گوییم به یمانی آل محمد سید احمد الحسن(ع) بین انصارشان 

و بابت قبول دعوت علی‌رغم مشغله زیادی که دارید خدا به شما یاری رساند و از هر بدی حفظ کند. اداره برنامه “حقیقت همان‌گونه که هست” از شما تشکر و قدردانی می‌کند.


 

 

ابتداء نود أن نستمع إلى كلمة تقولها لمن يستمع لك الآن ... 

تفضلوا مولاي 


 

در آغاز، ما و کسانی که گوش فرا می‌دهند تمایل داریم که سخنی از شما بشنویم… 

مولایم بفرمائید.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

بسم الله الرحمن الرحيم 

والحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد وآل محمد الطيبين الطاهرين الائمة والمهديين وسلم تسليما. 

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته. 


 

سید احمد الحسن(ع):

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته


 

 

كل عام وانتم بخير 

وأسال الله أن يعيد عليكم هذه الأيام المباركة 

وأن يجعلكم من أوفر عبيده عنده من كل خير ينزله ومن كل شر يدفعه بفضله ومنه سبحانه وتعالى. 


 

هر سال و شما در خیر باشید 

و از خدا می‌خواهم این روزهای پر برکت را برای‌تان اعاده کند 

و نزد خداوندِ سبحان و متعال، با فضل و منتش، از بهره‌مندترین بندگانش باشید، از هر خیری که فرو می‌فرستد و هر شری که دفع می‌کند.


 

 

أود أولا أن أشكركم على هذه الدعوة الكريمة 

ويسعدني أن أكون معكم اليوم لأستمع لكم ولأجيب أسئلتكم واستفساراتكم. 


 

در ابتدا دوست دارم که از شما برای این دعوت تشکر و قدردانی کنم 

و خرسندم که امروز با شما همراه هستم تا از شما بشنوم و سؤالات و پرسش‌های شما را پاسخ دهم. 


 

 

إذا كان الصوت واضح لكم يمكنكم البدء بطرح الأسئلة إن شاء الله. 

الحمد لله. 

إذن لكم المايك وبخدمتكم إن شاء الله.


 

اگر صدا را واضح دارید می‌توانيد سؤالات خود را شروع کنید ان شاء الله. 

الحمدلله. 

پس میکروفن* رها و در خدمت شما هستم ان شاء الله.


 


 

 

د. علاء السالم : 

بسم الله الرحمن الرحيم 

والحمد لله رب العالمين 

وصلى الله على محمد وآل محمد الطيبين الطاهرين الأئمة والمهديين وسلم تسليما كثيرا. 


 

دکتر علاء سالم:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما


 

 

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته 

وحيا الله إمامنا وسيدنا السيد احمد الحسن وسائر الأنصار الكرام والضيوف في هذه الغرفة المباركة 


 

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

خوش آمدید امام و آقای ما، سید احمد الحسن و سایر انصار ارجمند و مهمانانِ این اتاق مبارک.


 

 

طَرِبتُ وما شَوْقاً إلى البيضِ أّطْرَبُ ولا لَعِباً مِنّي ا ذو الشيب يَلْعَبُ


 

شادمانم اما این شادى از شوق برای شمشیر ها ست به بازى نیز شائق نیستم، مگر پیرمرد سپید مو هم به بازى مى‌نشیند 


 

 

ولكِن إلى أهْلِ الفَضائِلِ و النٌّــهى و خَيْرُ بني حؤّاء و الخيرُ يُطْلَبُ


 

و لیکن من به صاحبان فضیلت و پارسائى و به بهترین مردم شائقم و خیر، خواستنى است 


 

 

إِلى النّفَرِ البيضِ الّذين بِـــــحُبِّهِمْ إلى الله فيـــــــــما نابني أَتَقَرّبُ


 

سپید بختانى که در هر خیرى که به من رسد به مهر آنان به خداوند تقرب مى‌جویم


 

 

بني هاشِمٍ رَهْــــــطُ النَّبِيِّ فَإِنَّني بِهِم وَ لَهُم أَرْضى مِراراً و أَغْضَبُ 


 

بنی هاشم خویشاوندان نبی با آنها وبرای آنها  خوشنود وغضبناک میشوم


 


 

خفضت لهم مني جناحَ مـودتي إلى كنف عِطفاه أهلٌ ومـرحبُ


 

در برابر ایشان فرو تنم و از سر مهر پر و بال خود را به جانبى فرود آورده‌ام که هر دو سوى آن شایستگى و مهربانى است


 

 

حياك الله سيدنا 

والسؤال الأول الذي يطرح هو 

أنك ابتدأت بدعوة الله وحيدا فريدا 

والآن بفضل الله تبارك وتعالى عليك صرت أمة 

وهاهم انصار الدعوة اليمانية المباركة منتشرون على كل الارض 


 

خوش آمدید آقای‌‌ما. 

سؤال اول که مطرح می‌شود این است که 

شما یکه و تنها دعوت خدا را آغاز کردید 

و الان به فضل خداوند متعال به شما، امتی برای خود شدید 

که انصار دعوت یمانی مبارک در سراسر جهان پیش روی شما حضور دارند، 


 

 

فهل بوسعنا أن نتعرف على شيء من بداية انطلاقة الدعوة الإلهية

 والصعوبات التي اعترت تلك المرحلة 

وإذا كان بالإمكان معرفة بعض الأسباب 

التي اضطرتك بالنهاية إلى الابتعاد عن المؤمنين مدة من الزمن.

تفضل سيد لك المايك مصحوبا بالصلاة على محمد وآل محمد 


 

پس آیا امکان دارد اندکی از روزهای آغازین دعوت الهی، 

سختی‌ها و مشکلاتی که در آن مرحله رخ دادند را بدانیم؟

و نیز آیا امکان دارد از برخی علل و اسبابی که 

در آخر باعث شدند برای مدتی از مؤمنین دوری کنید، مطلع شویم؟

بفرمایید بزرگ‌وار، با ذکر درود بر محمد و آل محمد میکروفن رها.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

يا الله. 

إن شاء الله الصوت واضح.


 

سید احمد الحسن(ع):

یا الله.

 ان شاء الله صدا واضح است.


 

 

بالحقيقة يصعب أن أتكلم عن تفاصيل كثيرة 

لأن الوقت محدود 

ونحن واجهنا أحداث كثيرة في تلك الفترة. 

ولهذا سأقتصر على ذكر بعض النقاط المهمة،

 يعني فقط بعض النقاط المفصلية : 


 

در حقیقت سخن در مورد بسیاری از جزئیات سخت است.

چرا که وقت تنگ است.

ما با رویدادهای بسیاری در آن زمان روبرو شدیم،

 و برای همین به مختصری از رویدادها اشاره خواهم کرد، 

یعنی برخی از نکات مهم :


 

 

بداية اعلان الدعوة كانت في عام 2002. 

بعدها بدأت ملاحقة نظام صدام لي 

فاضطررت الابتعاد عن أعينهم لأشهر قليلة. 


 

ابتدای علنی شدن دعوت سال ۲۰۰۲ (مصادف با ۱۳۸۱) بود،

 پس از آن نیروهای صدام به تعقیب من پرداختند 

و برای مدت چند ماه کوتاه مجبور به دور شدن از آن‌ها شدم، 


 

 

في تلك الفترة لم يزرني أحد من المؤمنين غير الشيخ ناظم حفظه الله 

وأذكر أنه عانى كثيرا حتى وصل لي في حينها. 

بعد السقوط، بعد سقوط النظام البعثي عام 2003 

بفترة بدأت الدعوة المهدوية تنشط من جديد 

في النجف والبصرة والعمارة والناصرية وبغداد وكربلاء وغيرها من محافظات العراق. 


 

در آن مدت هیچ کس از مؤمنین به جز شیخ ناظم -خدا حفظش کند- با من ملاقات نمی‌کرد 

و یادم می‌آید که تا حد زیادی رنج و دشواری دید.

پس از مدتی بعد از سقوط نظام بعثی در سال ۲۰۰۳ (مصادف با ۱۳۸۲) 

دعوت مبارک مهدویت در نجف، بصره، عماره، ناصریه،

 بغداد، کربلاء و دیگر استان‌ها دوباره فعال شد.


 

 

ثم جاءني الشيخ ناظم العقيلي ومعه حسين الجبوري،

 أبو سجاد، يعرفه الأنصار بهذا الاسم،

 أبو سجاد، جزاهم الله خيرا فذهبت معهم للنجف الأشرف


 

بعد از آن شیخ ناظم عقیلی به همراه حسین جبوری

-ابو سجاد- خدا حفظ‌شان کند، که انصار ایشان را به این اسم می‌شناسند 

به دیدار من آمدند و با آنان به نجف اشرف رفتم، 


 

 

في حينها وبفضل الله كان هناك أحد الأنصار هو الشيخ حبيب المختار حفظه الله،

 والد الشيخ حازم المختار،

 لديه بيت في حي النصر في النجف

 وكان لديه براني أو ديوان معزول عن بيته

 فأوقفه في حينها لعمل الدعوة. 


 

در آن زمان و به فضل خدا یکی از انصار که او شیخ حبیب المختار

-پدر شیخ حازم المختار- خدا حفظش کند بود،

آن‌جا در محله‌ی النصر در نجف منزلی داشت 

و در آن دفتری داشت  که از منزلش جدا بود

که آن هنگام آن را برای عمل دعوت وقف نمود.


 

 

وهكذا اتخذت هذا المكان كبراني أو ديوان أو مكتب .. سموه ما شئتم .. 

ألتقي به كل الناس، الأنصار وغيرهم وطلبة الحوزة وغيرهم

 وقد سكنت في هذه الفترة في بيت ملاصق لمسجد السهلة

 وكنت أتواجد في البراني أو المكتب حتى وقت متأخر 

ألتقي الناس والمؤمنين كما كنت أزور الحسينيات 

وأصلي فيها وأقيم صلاة الجمعة 

وألتقي المؤمنين والسائلين في الحسينيات .

 

و این گونه آن جا و مکان را برای خود مکتب یا دفتر... ، هر آن‍‌‌چه مایل بودید بنامید... برگزیدم 

که با همه مردم من جمله انصار، طلبه‌ی حوزه‌ها و غیر آنان دیدار می‌کردم، 

و در آن دوره نیز در منزلی مجاور مسجد سهله زندگی کردم 

و در مکتب تا دیر وقت باقی می‌ماندم 

تا با مردم و مؤمنین دیدار کنم همان طور که به حسینه‌ها می‌رفتم 

و آن‌جا نماز می‌خواندم و نماز جمعه را اقامه می‌نمودم 

و با مؤمنین و پرسش‌گران در حسینیه‌ها دیدار و ملاقات می‌کردم.


 

 

بعد ذلك بدأت الأمور تتضيق علي نوعا ما بسبب فتاوي اجرامية وغير مسؤولة من بعض الجهات المدعية للدين 

وللأسف وكذلك تحركات بعض المتنفذين في العراق في حينها. 


 

پس از این مرحله به دلیل فتواهای مجرمانه و غیر مسؤولانه بعضی از مدعیان دین 

و همچنين حركات بعضي نفوذگران در عراق در آن زمان، متأسفانه امور بر من به نوعی تنگ شد


 

 

فاضطررت في عام 2006 لتكليف بعض الأنصار 

ومنهم الشيخ عيدان أبو حسين للبحث عن مكان آمن لأسكن فيه 

فوجدوا أرضا زراعية في أطراف النجف واشتريتها في حينها 

وبنيت فيها بيتا لأسكن فيه وعائلتي


 

و مجبور شدم در سال ۲۰۰۶ (مصادف با ۱۳۸۵) بعضی از انصار 

که از میان آنان شیخ عیدان ابو حسین بود را مکلف به پیدا کردن منزلی امن کردم،

که یک زمین کشاورزی در اطراف نجف پیدا کرده و آن را خریدم 

و در آن منزلی ساختم تا به همراه خانواده‌ام در آن زندگی کنیم، 


 

 

وفعلا انتقلت للسكن فيه في نهاية عام 2006 معتزلا عموم الأنصار وكذلك الناس 

حيث لم يكن بإمكاني بعدها التواجد في مكتب أو براني 

باستمرار لألتقي فيه الأنصار وعامة الناس. 


 

و در واقع در اواخر سال ۲۰۰۶ جهت سکونت به آن‌جا نقل مکان کردم و از عموم انصار و همچنین مردم عزلت نمودم 

جائی که پس از آن قادر به حضور در مکتب یا دفتر 

به صورت مستمر نبودم تا با انصار و عموم مردم دیدار کنم.


 

 

ولم أكن أتمكن من اقامة صلاة الجمعة في الحسينيات كالسابق 

وهكذا بدأت في نهاية عام 2006 مرحلة جديدة في الدعوة 

وهي عدم التقاء عموم المؤمنين وجها لوجه 

والكلام معهم مباشرة كالسابق. 


 

و نمي‌توانستم  جهت اقامه نماز جمعه در حسینیه‌ها مثل سابق حاضر شوم 

 و به این ترتیب در اواخر سال ۲۰۰۶ مرحله جدیدی در دعوت آغاز شده بود 

که نمی‌توانستم مانند گذشته با عموم مؤمنین رو در رو ملاقات کنم 

و با آنان به صورت مستقیم صحبت کنم، 


 

 

وإنما اقتصرت على نقل أخبار وتوجيهات عن طريق ثقات من المؤمنين حفظهم الله 

والذين كانوا يعرفون مكان بيتي ويتصلون بي

 ويزوروني في حينها 

ومنهم السيد علاء الميالي وحسين الجبوري، 

أبو سجاد الذي ذكرته سابقا، 

وأخي محمد حفظه الله والشيخ حيدر الزيادي، 

كذلك الشيخ محمد الحريشاوي وغيرهم من الثقات المؤمنين في حينها، 


 

بلکه به نقل اخبار و راهنمائی‌ها از طریق مؤمنین مورد اعتماد -خدا حافظ‌شان باشد- بسنده کردم 

که آنان منزل‌گاه من را می‌دانستند و با من در ارتباط بودند

 و به ملاقاتم می‌آمدند، من جمله سید علاء المیالی و حسین جبوری 

ابو سجاد که او را قبلاً ذکر نمودم، 

و نیز برادرم محمد -خدا حفظش کند-، و شیخ حیدر زیادی، 

و نیز شیخ محمد حریشاوی و دیگر مؤمنین مورد اعتماد در آن هنگام بودند، 


 

 

اضافة إلى تواصلي مع مقر الحوزة المهدوية والمكتب 

الذي كان في النجف في ذلك الوقت 

وتوجيهي لهم باستمرار.


 

اضافه بر ارتباطم با مقر حوزه مهدوی و مکتب 

که در آن زمان در نجف بود 

و راهنمائی‌های به آنان مستمرم انجام می‌شد.


 

 

استمر وجودي في هذا البيت حتى اضطررت لمغادرته في بداية عام 2007، 

حيث تم الهجوم على البيت من قبل قوات عسكرية كبيرة وبعد ساعات فقط من مغادرتي للبيت، مغادرتي أنا وعائلتي، أنا وزوجتي وأطفالي. 


 

مدتی در آن منزل زندگی می‌کردم تا این که ابتدای سال ۲۰۰۷ (مصادف با اواخر سال ۱۳۸۵) مجبور به ترک آن شدم، 

چرا که ساعاتى پس از ترک آن منزل- من و خانوادم-، نیروهای بزرگ نظامی به منزلم یورش بردند؛ 


 

 

وطبعا دون وجود مسوغ قانوني أو منطقي لهذا الهجوم 

وإنما فقط تصرف عصابات متنفذة في حينها لا أكثر. 

وللأسف قاموا باعتقال أحد جيراني 

وعذبوه بصورة بشعة في حين أن جيراني حتى لا يعلمون من أكون، 

يعني كنت بينهم ولكن لا يعلمون من أكون. 

 

و طبعاً این کار بدون توجیه قانونی و منطقی برای این یورش انجام شد 

در حقیقت فقط توسط نفوذگرانِ آن زمان بود و دلیلی دیگر نداشت. 

متأسفانه یکی از همسایه‌های من را بازداشت نمودند 

و او را وحشیانه شکنجه دادند ، در حالی که همسایه‌هایم نمی‌دانستند من کیستم- 

یعنی این که بین آنان زندگی می‌کردم اما نمی‌دانستند من کیستم.


 

 

وهكذا استمر وضعي غير آمن 

ولا يناسب التواصل مع عامة المؤمنين والناس 

وخصوصا بعد أحداث عام 2008 المشهورة، 

واستمر بالاقتصار على التواصل عن طريق بعض الثقات 

وعن طريق مواقع الدعوة في الأنترنت ومقر الحوزة والمكتب 

الذي كان يفتح كلما سنحت الفرصة لذلك، 

 

به این ترتیب وضع نا امنم این گونه ادامه پیدا کرد

 که اجازه نمی‌داد با عموم مؤمنین و مردم 

به خصوص پس از حوادث سال ۲۰۰۸ (مصادف با ۱۳۸۶) معروف در ارتباط باشم، 

و به ارتباط با بعضی از مؤمنین مورد اعتماد 

و سایت‌های دعوت در اینترنت و مقر حوزه و مکتب 

که هر وقت فرصتی پیدا می‌کردند باز می‌شد، بسنده گردید.


 

 

وهكذا استمر الحال على ما هو عليه منذ نهاية عام 2006 وحتى نهاية عام 2012 

وبعد أن تمت ست سنوات وكما أراد الله سبحانه وتعالى فرج الله بفضله ومنه ووفر، 

وفر لي بفضل بعض المؤمنين وجهودهم المباركة امكانية الانتقال إلى مكان آمن نوعا ما ...


 

این گونه بود که این وضع و حال از اواخر سال ۲۰۰۶ تا اواخر سال ۲۰۱۲ (مصادف با ۱۳۹۱) ادامه پیدا کرد، 

و پس از این که شش سال تمام شد همان گونه که خداوند پاک و منزه اراده کرده بود با فضل و منتش به ما فرج و گشایش کرد 

و به فضل بعضی از مؤمنین با تلاش‌های مبارک‌شان امکان انتقال به مکانی تا حدودی امن برایم مهیاء شد...


 

 

وهكذا بدأت مرحلة جديدة من الدعوة ..

وتمكنت من فتح صفحة التواصل الاجتماعي في موقع الفيسبوك 

لأستطيع من جديد أن أتواجد بينكم في هذا الديوان الاجتماعي 

وأتحدث من خلال هذه الصفحة مع عامة المؤمنين والناس. 

 

به این ترتیب مرحله جدیدی در دعوت آغاز شد...

 و توانستم صفحه ارتباط اجتماعی در فیس‌بوک را افتتاح کنم 

تا مجدداً بتوانم بین شما در این دفتر اجتماعی مجازی حضور پیدا کنم 

و از خلال این صفحه با عموم مؤمنین و مردم گفتگو کنم.


 

 

وهكذا عدنا بينكم نسمعكم ونقرأ ما تكتبون 

ونتكلم معكم ونحدثكم من خلال صفحة التواصل الاجتماعي المباركة 

والحمد لله رب العالمين.

 

این گونه بود که از خلال صفحه ارتباط اجتماعی مبارک بین شما برگشتیم 

نظرات شما را می‌شنویم و آن‌چه می‌نویسید را می‌خوانیم 

و با شما گفتگو می کنیم و سخن می‌گوییم و سپاس از آنِ خداوند جهانیان است.


 

 

واليوم إن شاء الله أيضا فتحت لنا صفحة جديدة 

وهي أن الأمور سارت باتجاه تشكيل سرايا القائم 

للدفاع عن المقدسات والأضرحة الطاهرة والعرض والأرض 

وأصبحت هناك ربما حاجة للتواصل الصوتي معكم والتواجد بينكم إن شاء الله 

 

هم‌چنین امروز برای ما صفحه جدیدی باز شد ان شاء الله 

و این که امور به سمت تشکیل گردان‌های قائم 

برای دفاع از مقدسات و ضریح‌های پاک و ناموس و سرزمین در حال حرکت است 

و شاید برای ارتباط صوتی و حضور بین شما نیاز باشد ان شاء الله،


 

 

وسبحان الله وجدت على صفحتي أن الأستاذ علي العاملي حفظه الله 

قام بدعوتي لبرنامجكم المبارك ... 

وإن شاء الله في المستقبل أيضا أتواجد معكم عند الحاجة والله الموفق والمسدد. 

أرجو أن لا أكون قد أطلت عليكم. 

لكم المايك 

 

و سبحان الله روی صفحه‌ام دعوتی از استاد علی عاملی خدا حفظش کند را دیدم 

که مرا به برنامه مبارک‌تان دعوت نموده بود...

و ان شاء الله در آینده نیز در صورت نیاز بین شما حاضر خواهم شد و من الله التوفیق.

امیدوارم که سخنانم زیاد طولانی نشده باشد. 

میکروفن رها.


 

 

الأستاذ علي العاملي : 

اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما. 

حياك الله سيدنا ومولانا وتاج راسنا الإمام أحمد الحسن يماني آل محمد ص. 


 

استاد علی عاملی:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمه و المهدیین و سلم تسلیما

خوش آمدید آقا و مولا و تاج سرمان امام احمد الحسن یمانی آل محمد(ص). 


 

 

من المهم جدا مولاي أن نستمع إلى تعليق السيد أحمد الحسن ع 

بخصوص من يغرر بالناس ويصف أسماء في نسب الإمام 

كـ "قاطع" مثلا، وهي ليست في حقيقته، 

وبعض الاشاعات، هذا من جهة ومن جهة أخرى هناك من ينتحل شخصية السيد أحمد الحسن 


 

مولای من از ضروریات است تا دیدگاه سید احمد الحسن (ع) 

در خصوص افرادی که مردم را فریب می‌دهند و نام‌هائی در نَسَب امام استفاده می کنند را بدانیم،

مانند “قاطع” در صورتی که این القاب صحتی ندارند و شایعه‌ هستند این از یک سو،

و از سویی دیگر افرادی هستند که شخصیت سید احمد الحسن (ع) را جعل هویت می‌کنند


 

 

ويستغل اسمه وكنيته للتحدث باسمه 

مثلا أو يدعي تمثيله أو الاتصال به 

والمؤسف أن بعضهم يدعون الايمان به 

فكيف تعليقكم على ذلك مولاي؟


 

 و از اسم و کُنیه‌ی ایشان با استفاده از نام ایشان 

یا مثلاً ادعای نمایندگی یا ارتباط با ایشان سوء استفاده می‌کنند 

در حالی که متأسفانه بعضی‌ها ادعای ایمان به ایشان دارند، 

نظر شما در این باره چیست مولایم؟


 

 

الإمام أحمد الحسن (ع) : 

يا الله. 

إن شاء الله يكون الصوت واضح لكم. 

الحمد لله. 


 

سید احمد الحسن (ع):

یا الله. 

ان شاء الله که صدا واضح است، 

الحمدلله.


 

 

حقيقة هذه الأمور يعني ..لا أعرف ماذا أقول عنها! 

أحمد الحسن شخص معروف ومشخص، 

لدي اسم محدد في السجلات الرسمية في العراق حيث ولدت وهو أحمد اسماعيل صالح. 

ولدي سجل مدني في العراق ولدي هوية أحوال مدنية ولدي شهادة جنسية عراقية ولدي جواز سفر عراقي ولدي شهادة من كلية الهندسة في جامعة البصرة ... 

وكلها مثبت فيها صورتي ومعلومات فارقة عن شخصيتي! 


 

در حقیقت این امور… یعنی- نمی‌دانم در این مورد چه بگویم… در واقع!!!

احمد الحسن شخصی معروف، مشخص و شناخته شده است، 

نامی خاص در اسناد رسمی عراق دارم که در آن دیده به جهان گشودم و آن احمد اسماعیل صـالــح است. 

کارت ملی، شناسنامه، پاسپورت و مدرک تحصیلی از دانشکده مهندسی در دانشگاه بصره دارم، 

و روی همه آن‌ها عکس و اطلاعات فردی‌ام ثابت است!


 

 

فإضافة أسماء غير صحيحة إلى اسمي من قبل جهة معينة أو شخص ما المفروض 

أنها كافية لإثبات أنه كذاب وغير موثوق. 


 

پس اضافه کردن نام‌های نادرست به نام من از جهتی معین یا هر فرد؛ 

می‌بایستی این اسناد برای اثبات این که او دروغ‌گو و غیر قابل اعتماد است کافی باشد.


 

 

وحقيقة أنا أستغرب أيضا من الذين .. يعني بعض هؤلاء الذي يفترون هذه الأسماء هناك من يتبعهم .. 

أنا أستغرب ... أو يصدقهم، لايزال يصدقهم ويتبعهم! 

يعني ألا تكفي هذه الكذبة ؟! لا أدري يعني .. على كل حال! 


 

در حقیقت تعجب میکنم که کسانی برای پیروی از این اشخاص-کسانی که این نامها را خلق می کنند- پیدا می شوند!

تعجب می‌کنم! و یا این که آنان را باور می‌کنند، یا کما کان از آنان پیروی می‌کنند! 

واقعاً این دروغ(که به من می بندند) کافی نیست؟ واقعاً نمی‌دانم!!!  به هر حال…


 

 

أما بالنسبة لمن يستغلون اسمي 

ويدعون اللقاء بي من غير المنافذ المعروفة 

التي أعلنتها واعتمدتها منذ بداية الدعوة وإلى اليوم 

فهؤلاء كذابون وكذبهم مفضوح وبين لكل انسان عاقل ومتزن... 

ولا أعتقد أحتاج أن أقول أكثر من هذا بخصوص هؤلاء! 

جزاكم الله خيرا...

ليس لدي شيء آخر بهذا الخصوص...

لكم المايك إن شاء الله 


 

اما در مورد کسانی که از شخصیت من سوء استفاده می‌کنند 

و ادعای دیدار با من را غیر از راهِ کانال‌های معروف 

که آن‌ها را از ابتدای دعوت تا امروز مشخص کردم و به آنان اعتماد دارم دارند،

 (باید بگویم که) در حقیقت این‌ها دروغ‌گو هستند و دروغ‌شان بین هر انسان عاقل و هوشیاری صریح و روشن است، 

و معتقدم نیاز نیست در مورد این‌ها بیش از این سخن بگویم. 

خدا به شما جزای خیر دهد، 

سخن دیگری در این باره ندارم، 

میکروفن رها است ان شاء الله.


 

 

د. علاء السالم: 

بسم الله الرحمن الرحيم. 

السلام عليكم ورحمة الله تعالى وبركاته 

جزاك الله خير سيدنا 

و بالحقيقة أن بعض الاسئلة وان كانت ثقيلة على قلوبنا 

لكننا إن شاء الله تعالى نريد من هذا اللقاء أن تكون ثمراته و فوائده عديدة بحق محمد وآل محمد ص.


 

دکتر علاء سالم:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمت الله تعالی و برکاته

آقای‌ما خدا به شما جزای خیر دهد. 

در حقیقت بعضی از سؤالات هر چند که بر ما سنگینی می‌کنند 

اما از این دیدار می‌خواهیم به حق محمد و آل محمد(ص) ثمره‌ها و فایده‌های متعددی به دست آید ان شاء الله تعالی.


 

 

أيضا من الأسئلة التي تطرح سيدنا أحمد الحسن ع أنه ربما نكون نحن وغيرنا بحاجةإلى توضيح 

يتعلق بما اعتمده السيد أحمد الحسن ع من وسائل لنشر العلوم والمعارف والأجوبة التي بينها للناس جميعا منذ انطلاقة الدعوة المباركة 

وأيضا ضمتها كتبه وبياناته وإرشاداته 

بحيث يمكن عدها وسائل رسمية تمثل الدعوة الإلهية. 

هذا هو السؤال .. 

تفضل سيدنا 


 

هم‌چنین مولایم احمد الحسن(ع) از سؤالاتی که مطرح می‌شوند که هم ما و هم دیگران نیاز به شرح و توضیح آن داریم، 

مربوط به وسائل و ابزار مورد اعتمادی است که سید احمد الحسن(ع) برای نشر علوم و معارف و پاسخ‌ها که از آغاز دعوت مبارک برای مردم بیان کردند است، 

و نیز در مورد کتب و بیانات و ارشادهاست، 

جائی که می‌توان آن‌ها را وسائل و ابزارهای رسمی به حساب آورد که بیان‌گر دعوت الهی هستند.

سؤال این بود، 

آقای‌مان بفرمایید.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

يا الله. 

إن شاء الله يكون الصوت واضح لكم.


 

سید احمد الحسن (ع):

یا الله، 

ان شاء الله که صدا برای‌ شما واضح باشد.


 


 

وسائل نشر العلوم عديدة. 

في البداية كانت لدينا وسيلة وحيدة طبعا لا غير وهي الديوان أو المكتب، 

المكتب الذي في النجف الذي تحدثت عنه سابقا، 

حيث كنت أجلس فيه بنفسي 

وكان كما بينت في حي النصر ـ ذكرته لكم أنه في حي النصرـ 

وكنت من خلاله أوجه بعض المؤمنين كالسيد علاء الميالي، أعتذر من .. 

ربما لا أذكرهم .. 

يعني لأن عددهم ربما .. 

سيد علاء الميالي والشيخ حازم المختار وحبيب السعيدي 

والشيخ ناظم العقيلي والشيخ حيدر المشتت قبل ادعاءه الباطل .. 

كل هؤلاء كنت أوجههم لطباعة بعض المنشورات والكتب في المطابع الموجودة في النجف وتوزيعها.


 

وسائل و ابزار نشر علوم بسیارند؛ 

مسلماً در آغاز فقط یک وسیله ارتباط داشتیم و آن مکتب بود، 

و آن مکتب در نجف است که پیش از این در مورد آن سخن گفتم. 

من در آن‌جا به شخصه حاضر می‌شدم

 –همان‌گونه که بیان کردم مکتب در محله‌ی النصر بود- 

و از طریق آن بعضی از مؤمنین مانند سید علاء مَیالی- عذر خواهی می‌کنم… 

شاید همه را به خاطر نداشته باشم… 

زیرا که تعدادشان شاید…

- سید علاء میالی، شیخ حازم مُختار، حبيب سعيدي ،

ناظم عُقیلی و شیخ حیدر مشتت قبل از این‌که ادعای باطل بکند، 

همه‌ء این افراد را به چاپ بعضی از نشریات و کتب در چاپ‌خانه‌های موجود در نجف و توزیع آن‌ها راهنمایی می‌کردم.


 

 

بعد ذلك كلفت أحد المؤمنين وهو المهندس أحمد بهاء، 

ربما يكون حاضر اليوم في الغرفة .. يكون حاضر معكم، 

كلفته بإنشاء موقع في شبكة الانترنت لنشر بيانات وكتب الدعوة 

وللتواصل مع الناس عن طريق الإنترنت 

وبالفعل قام هو بذلك وبالتعاون مع الأستاذ ضياء الزيدي فرج الله عنه.


 

پس از آن یکی از مؤمنین که مهندس احمد بهاء است را مکلف ساختم

- شاید الان در اتاق حاضر باشد… نمی‌دانم… حضور دارد- 

وی را به ساخت و راه‌اندازی یک ‌وب ‌سایت جهت نشر بیانات و کتب دعوت 

و ارتباط با مردم از طریق اینترنت مکلف ساختم، 

که در واقع این کار را با مساعدت و همکاری استاد ضیاء زِیدی خدا فرج او را رساند انجام داد،


 

 

وأعتقد أن المهندس أحمد بهاء حفظه الله له فضل كبير 

وجزاه الله خيرا حيث ان كل وسائل التواصل عن طريق الانترنت 

انما هي ثمرة عمله المبارك هذا. 

بعد ذلك تطورت المواقع بجهود المؤمنين 

وأصبحت على ما هي عليه اليوم وبفضل الله سبحانه وتعالى طبعا.


 

معتقدم که مهندس احمد بهاء فضل(خوبی ، نیکویی) زیادی دارد، 

خدا به او خیر کثیر دهد زیرا که تمامی وسائل ارتباطی جمعی از طریق محیط مجازی 

در حقیقت ثمره عمل مبارک اوست.

بعد از آن سایت‌ها با تلاش‌های مؤمنین پیشرفت کردند

 و به آن‌چه که امروزه هستند تبدیل شدند که قطعاً به لطف خداوند سبحان و متعال است.


 

 

أيضا تم اضافة صفحة التواصل الاجتماعي 

كما تعلمون كي أكون بينكم جميعا فهي أصبحت بديلا وان كان مؤقتا عن البراني أو الديوان أو المكتب الذي كنت اجلس فيه بنفسي. 

يعني هذا هو البديل المتاح الآن لأكون بينكم 

وإن شاء الله يعود الأمر كما كان في السابق

 بفضل الله وبفضل جهود وجهاد المؤمنين حفظهم الله. 


 

هم‌چنین همان طور که می‌دانید صفحه‌ی شبکه‌ی ارتباط اجتماعی اضافه شد 

تا بین همه‌ی شما باشم که امروزه، هر چند به صورت موقت، به جای مکتب که خود در آن حضور داشتم تبدیل شد. در واقع در حال حاضر وسیله‌ء در دسترس همین است تا میان شما باشم 

و ان شاء الله امر به اوضاع اولیه برگردد، 

به لطف خداوند و تلاش و جهاد مؤمنین -خدا حفظ‌شان کند.


 

 

أيضا كانت هناك وسيلة تواصل اعتمدتها منذ بداية الدعوة 

وهي أن هناك بعض المؤمنين اضافة إلى المكتب والديوان ينقلون توجيهاتي، 

ثم بعد ابتعادي استمر هذا الأمر على ما هو عليه، 

كما بينت في السابق. 

هذا باختصار .. 

وإذا لديكم شيء آخر بخدمتكم. 

لكم المايك 


 

هم‌چنین وسیله‌ی ارتباط دیگری از آغاز دعوت بود که به آن اعتماد می‌کردم 

و آن ارتباط با بعضی از مؤمنین – علاوه بر مکتب- است که ارشاد و راهنمائی‌های مرا نقل‌قول می‌کردند، 

و البته پس از دور شدنم این امر نیز ادامه پیدا کرد، 

همان طور که پیش‌تر بیان نمودم.

این به اختصار بود. 

اگر چیز دیگری دارید در خدمت شما هستم، 

میکروفن رها.


 

 

الأستاذ علي العاملي : 

اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما 

ـ يا رب خذ من عمري وأعط إمامي أحمد الحسن ع ـ 


 

استاد علی عاملی:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

خدایا عمرم را کوتاه بگردان و به عمر امامَم احمد الحسن (ع) بیفزا.


 

 

مولاي ما هو تقييمكم للوضع القائم في المنطقة الآن؟ 

وما دور قائم آل محمد الإمام أحمد الحسن ع مما يجري في المنطقة؟ 

وأيضا نود أن نستمع إلى رسالتكم للشعوب والحكومات وخصوصا الحكومة العراقية. 

تفضلوا مولاي مصحوبا بالصلاة على محمد وآل محمد 


 

مولایم؛ ارزیابی شما از وضع کنونی موجود در منطقه چیست؟ 

و نقش قائم آل محمد، امام احمد الحسن(ع) در آنچه در منطقه در حال اتفاق است چیست؟

هم‌چنین مایلیم رسالت و پیام شما را به ملت‌ و حکومت‌ها و به خصوص حکومت عراق بشنویم.

بفرمایید مولایم، با ذکر درود بر محمد و آل محمد. 

میکروفن رها.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

يا الله. 

إن شاء الله يكون الصوت واضح لكم. 


 

سید احمد الحسن(ع):

یا الله، 

ان شاء الله که صدا واضح باشد.


 

 

أولا حبيبي علي العاملي حفظكم الله وأطال الله في عمرك

 ـ الوضع في منطقة الشرق الأوسط خطير للغاية، 

فهناك حرب طائفية قائمة على قدم وساق 

منذ بداية الثورات العربية وفتح الباب للحركة السلفية الوهابية 

والتي لا تعرف غير لغة القتل والدم والذبح 

وها أنتم ترون الحركات السلفية في العراق وسوريا وليبيا كمثال ..


 

اول این‌که عزیزم علی عاملی خدا شما را حفظ کند و طول عمر به شما عنایت کند، 

وضع در منطقه خاورمیانه بسیار خطرناک است. 

در آن جنگ مذاهب و احزاب بسیار جدی، 

از آغاز انقلاب‌های عربی و گشایش درب به روی جنبش سلفی وهابی 

که جز لغت قتل و خون‌ریزی و سر بریدن چیزی نمی‌داند در جریان است، 

که شما الان شاهد جنبش‌های سلفی به عنوان مثال در عراق و سوریه و لیبی هستید.


 

 

لقد قتلوا وبأبشع الطرق المسيحي واليزيدي والشيعي والسني الذي لا يخضع لمنهجهم في عبادة هبل سماوي مجسم، يعني حتى السني الذي لا يخضع لمنهجهم قتلوه وفعلوا به ما فعلوا، 

وحتى الأطفال لم يسلموا من الذبح، 

وقاموا بسبي النساء والاعتداء على أعراض الناس ... 

ترون ما يفعلون كل يوم ! 

بل حتى الاثار والتراث الإنساني دمروه ..


 

آنان مسیحی و یزیدی و شیعی و سنی که منش آن‌ها را که جهت عبادت هبل آسمانی‌شان رد می‌کنند به طرز وحشیانه‌ای می‌کشند 

.......

و حتی کودکان از دست آنان جان سالم به در نبردند

 و زنان را به اسارت برده و به ناموس مردم تجاوز کردند- 

هر روز شاهد آن‌چه انجام می‌دهند هستید، 

بلکه حتی آثار باستانی و میراث انسانی را نیز ویران کردند.

 

وبالتالي فهناك حرب طائفية قائمة من قبل الدين الوهابي السلفي التكفيري على كل من خالفهم 

وعلى كل شيء لا يناسب اعتقاداتهم الفاسدة 

وخصوصا شيعة أهل البيت ومراقد آل محمد صلوات الله عليهم ! 

وهذا واقع لا يستطيع أحد أن يغلق عينيه ويقول أنه غير موجود .. 

اليوم سمعتم بالتفجير الوهابي السلفي الاجرامي في الكويت في أحد مساجد الشيعة ! 


 

بنابراین در آن‌جا جنگ مذهبی از طرف دین وهابی سلفی تکفیری ضد هر کس که مخالف آنان باشد 

و هر چیزی که مناسب با اعتقاد باطل‌شان نباشد، 

به خصوص شیعیان اهل بیت و زیارت‌گاه‌های آل محمد -درود خداوند بر ایشان باد- ، در جریان است.

این حقیقتی است که هیچ کس نمی‌تواند از آن چشم پوشی کند و منکر آن شود؛ 

امروز بمب‌گذاری‌های جنایی وهابی سلفی را در یکی از مساجد شیعه کویت شنیدید!


 

 

تقييمي لحجم الخطر الذي نواجهه الآن من الوجود السلفي الوهابي التكفيري في منطقة الشرق الأوسط بأنه كبير جدا 

ولا بد من جمع كل قوة وإمكانية متاحة لسحقه تماما وبسرعة كبيرة، 

وإلا فالنتائج المترتبة على تأخير سحقه وإنهاء هذا الوجود سيئة للغاية .. 

ستكبدنا جميعا خسائر فادحة، 

ليس فقط خسائر بالأنفس ـ بحسب اعتقادي ليست فقط خسائر بالأنفس أو بالأموال والممتلكات ـ 

بل يمكن أن يصل الأمر إلى المقدسات والأعراض لا سمح الله ! 


 

ارزیابی من از اندازه‌ی خطری که با وجود سلفی وهابی تکفیری در منطقه خاورمیانه با آن مواجه هستیم بسیار بزرگ است 

و باید تمام قدرت و امکانات در دسترس را برای ریشه‌کن ساختن آن‌ها در اسرع وقت مهیاء سازیم، 

در غیر این صورت، نتایج تأخیر در ریشه‌کن ساختن و پایان دادن به آنان سخت و گران خواهد بود، 

و تلفات بسیار زیادی را باید تحمل کنیم، 

نه فقط تلفات ارواح- بر حسب باور من- فقط تلفات روحی یا مالی و دارائی نیست، 

بلکه ممکن است امر به مقدسات و ناموس ، خدای ناکرده برسد! 


 


 

ونحن نلاحظ الآن بعد مرور سنة على احتلال الموصل زادت امكاناتهم عدة وعددا 

وتم احتلال الرمادي، 

أضف أن في الموصل جامعة كبيرة ومختبرات وخبراء ومعامل 

وفي المناطق كذلك التي يحتلونها في سوريا، 


 

پس از گذشت یک سال از تصرف موصل ما الان می‌بینیم که امکانات آنان از لحاظ تعداد و تجهیزات بیشتر شده است 

و در نتیجه رمادی را نیز به تصرف در آوردند، 

اضافه کنم که در موصل دانشگاهی بزرگ و آزمایش‌گاه‌ها و افراد متخصص و کارخانه و… وجود دارد 

و نیز در مناطق سوریه که آنها را به تصرف در آوردند این امکانات موجود است، 


 


 

وأعتقد أن الحصول على مواد لصناعة ما يسمى بالقنبلة النووية القذرة أو القنبلة القذرة أو سلاح راديولوجي أو اشعاعي ليست مسألة مستحيلة ! 

خصوصا اذا توفرت الأموال كما هو واقع داعش اليوم. 

وبالتالي فمن الممكن أن تهاجم مدننا الأخرى بها.


 

و معتقدم که دسترسی به مواد برای ساخت و تولید بمب هسته‌ای یا بمب کثیف یا سلاح رادیولوژی چندان سخت نیست، 

به خصوص اگر توانایی مالی وجود داشته باشد همان طور که داعش این توانایی را دارد، 

که در نتیجه ممکن است با آن سلاح شهرهای دیگرِ ما نیز مورد هجوم قرار گیرند.


 

 

أيضا سيطرة هذه التنظيمات التكفيرية على مدن في سوريا مثل ادلب مؤشر واضح على حجم الخطر. 

ولهذا أقول أن الوقت مهم وهزيمتهم بسرعة مهمة 

لأن وجودنا ووجود مقدساتنا مهدد بخطر حقيقي و واقعي.


 

هم‌چنین تسلط این احزاب تکفیری بر شهرهایی در سوریه مثل ادلب اشاره‌ای واضح به مقیاس خطر دارد.

برای این است می‌گویم که وقت مهم است و شکست آنان در اسرع وقت نیز مهم است 

زیرا که وجود ما و مقدسات‌مان در معرض تهدید خطر حقیقی و واقعی است.


 


 

أنا لا أريد أن أرعب أحدا يعني أرعب أحد بهذا الكلام .. لا أبدا! 

ولكن هي هذه حقيقة يعني .. 

هذه حقيقة ماثلة أمامنا 

وبتقديري دخولهم للرمادي هو أخطر حدث نواجهه اليوم .. 

وكل يوم يمر على وجودهم في الرمادي 

يزيد من احتمالية تعرضنا وتعرض مدننا وأهلنا ومقدساتنا لخطر كبير ! 


 

نمی‌خواهم که با این حرف‌ها ایجاد ترس و وحشت کنم… به هیچ عنوان! 

اما این حقیقت است، 

این حقیقتی واقع پیش روی ماست، 

و برآورد من این است که ورود آنان به رُمادی خطرناک‌ترین رویدادی است که با آن مواجه هستیم، 

و هر روز که با حضور آنان در رُمادی می‌گذرد 

احتمال در معرض قرار گرفتن شهرها، مردم و مقدسات‌مان در خطر بیشتر می‌شود.


 

 

هذا هو تقييمي الاجمالي للوضع على الأرض الآن ، 

أما دوري أو ما يمكن أن أقوم به : 

فأنا منذ سنوات طويلة دعوت إلى تشكيل قوة لمقاتلة هؤلاء وجهادهم ودفع خطرهم قبل أن يستفحل، 

وهناك بيانات صدرت مني بهذا الخصوص. 


 

ارزیابی کلی من از وضع جاری موجود بر سرزمین‌ها الان این است.

اما در مورد نقش من یا چیزی که می‌توانم انجام دهم؛ 

من از سال‌ها پیش به تشکیل نیرو برای مبارزه و جهاد و دور کردن خطرشان قبل از توانا شدن‌شان دعوت نمودم

 که راجع به این موضوع بیاناتی از من منتشر شد.


 


 

و اليوم نحن بدءنا بتشكيل سرايا القائم للدفاع عن المقدسات والأرض والعرض 

وندعو الناس وخصوصا شيعة أهل البيت للالتفاف حولها ودعمها و الانتساب لها. 

فهذا هو جيش إمامكم فانصروه و لا تخذلوه


 

امروزه ما به تشکیل گردان‌های قائم جهت دفاع از مقدسات و سرزمین و ناموس روی آوردیم 

و عموم مردم به خصوص شیعیان اهل بیت (ع) را به یاری و پشتیبانی و وابستگی به آن می‌طلبیم، 

این ارتش امام‌تان است آن را یاری دهید و در حق آن کوتاهی نورزید.


 

 

وهدفنا الأولي هو دفع هؤلاء المجرمين إلى أبعد مسافة ممكنة عن مقدساتنا وأهلنا وأرضنا 

وإخراجهم من العراق 

أما بخصوص رسالتي .. الحكومات .. 

لا أعتقد أن الحكومات تسمع 

يعني هم غير قادرين عاجزين عن السمع يعني .. عاجزين عن السمع ! 


 

نخستین هدف ما دور کردن این مجرمان به مسافتی دور از مقدسات و مردم و سرزمین 

و خارج کردن آنان از عراق در حد توان است.

اما در مورد رسالتم؛ حکومت‌ها –

گمان نکنم که حکومت‌ها بشنوند 

یعنی آنان در حقیقت از شنیدن ناتوان و عاجرند، .. آری از شنیدن عاجزند!


 


 

رسالتي للحكومة العراقية : 

أن يوفروا لنا معسكرات تدريب 

وأن يفتحوا لنا المجال لمقاتلة هؤلاء الغزاة المحتلين الذين احتلوا أرضنا 

ويريدون تدنيس مقدساتنا 

وقد قاموا بتدنيس هذه المقدسات بالفعل لما هدموا ضريح العسكريين في سامراء سابقا.


 

- رسالتم به حکومت عراق این است که :

اردوگاه‌های آموزشی برای ما مهیاء سازند 

و فرصت مبارزه و جنگ با این مهاجمان و اشغال‌گران که سرزمین ما را به تصرف در آوردند 

و می‌خواهند مقدسات ما را هتک حرمت کنند، دهند، 

آنان در واقع مقدسات ما را هنگامی که ضریح‌های دو امام عسکری در سامراء را در گذشته ویران کردند هتک حرمت نمودند.


 

 

فان لم تستجب الحكومة العراقية لهذا الطلب، 

فأنا أقول لسرايا القائم : 

كونوا مستعدين بالعدة والاستعداد البدني والفني والنفسي للدفاع والقتال 

في حال انهار الجمع الذي يواجه داعش 

كما انهار قبل فترة وسلم الرمادي ! 

فمدنكم، مقدساتكم وأعراضكم في خطر حقيقي وواقعي !


 

اگر دولت عراق به این درخواست جواب ندهند، 

پس من به گردان‌های قائم می‌گویم: 

از لحاظ تجهیزات و استعداد و تربیت بدنی و فنی و نفسی جهت دفاع و کارزار آماده باشید، 

در صورتی که این نیروها که اکنون با داعش رو به رو هستند شکست بخورند، 

همان طور که مدتی پیش شکست خوردند و رُمادی را تحویل دادند. 

پس شهرهای شما، مقدسات و ناموس‌تان در خطری جدی قرار دارند!


 

 

أيضا بمناسبة تداول قانون العفو العام في العراق 

هذه الأيام فنحن نطالب الحكومة العراقية بالإفراج عن أنصار الإمام المهدي المعتقلين والمحكومين بالإعدام .. 

خصوصا المحكومين بالإعدام .. 

أنصار الإمام المهدي ليسوا ارهابيين ولا مجرمين 

ومن غير المعقول والمنطقي أن يحكم عشرات الأشخاص بالإعدام بسبب المواجهات التي حدثت في عام 2008 !


 

هم‌چنین به مناسبت متداول شدن عفو عمومی در عراق، 

در این روزها از حکومت عراق درخواست آزاد کردن انصار امام مهدی که در بند هستند و به اعدام محکوم‌اند، می‌کنیم، 

به خصوص افرادی که به اعدام محکوم هستند. 

انصار امام مهدی نه تروریست هستند و نه مجرم، 

پس معقول و منطقی نیست که در حق ده‌ها نفر به خاطر درگیری در سال ۲۰۰۸ به اعدام محکوم شوند.


 

 

في حين أن الحكم بالإعدام وفي كل الأعراف والقوانين يحتاج إلى اثبات لا لبس فيه. 

لا بد من اثبات لا لبس فيه لحدوث الجريمة الموجبة للحكم بالإعدام. 

فكيف شخص القاضي الذي حكم على عشرات الأشخاص في جلسة ؟ 

في جلسة بالإعدام .. أن هؤلاء قاموا بالقتل ؟ 

كيف قاضي واحد ؟ 

وحتى لو كانوا عدة قضاة ! 

في جلسة واحدة قام بالحكم على عدة أشخاص بالإعدام ! 

كيف شخص أن هؤلاء قاموا بالقتل مع سبق الاصرار مع أن ما حدث هو مواجهات مسلحة عشوائية ! 


 

در حالی که اعدام در کل آئین‌ها و قوانین نیاز به اثباتی که در آن شکی نباشد دارد، 

باید اثباتی آشکار باشد که ثابت کند جرم موجب حکم به اعدام است، 

پس قاضی در یک جلسه چگونه در حق ده‌ها نفر حکم اعدام صادر کرد؟! 

در یک جلسه حکم اعدام صادر کرد که این افراد مرتکب قتل شدند؟ 

چگونه ممکن است فقط یک قاضی در یک جلسه حکم صادر کند؟ 

و حتی اگر چندین قاضی در یک جلسه باشند 

و در یک جلسه در حق چند فرد حکم اعدام صادر کنند، 

چگونه تشخیص داده شد که این افراد مرتکب قتل شدند با قصد قبلی به این که آن‌چه روی داد درگیری مسلحانه اتفاقی بود.


 

 

يعني هذا يذكرنا بمحكمة الثورة في عهد صدام، 

وإلا بربكم ما الفرق؟! 

ثم إن أحداث 2008 كانت بسبب اعتداءات متكررة على أنصار الإمام من قبل بعض المتنفذين في حينها. 


 

این در حقیقت ما را به یاد دادگاه انقلاب زمان صدام می‌اندازد، 

و الا شما را به خدا چه تفاوتی با هم دارند؟!

ضمن این که حوادث سال ۲۰۰۸ به علت حملات مکرر به انصار امام توسط نفوذگرانِ آن زمان بود، 


 


 

ويمكن لأي شخص في الحكومة الحالية، حكومة العراق الحالية، 

إذا كانوا فعلا يريدون احقاق الحق، 

أن يجري تحقيقا وبحثا منصفا 

ليرى كم الاعتداءات والأذى الذي مورس ضدنا في ذلك الوقت من قبل بعض المتنفذين، 

ومنها كمثال : 


 

و برای هر فرد در حکومت عراق کنونی 

اگر واقعاً می‌خواهند حق به حق‌دار برسد 

تحقیق و بازرسی منصفانه انجام دهند 

تا ببینند در آن زمان توسط نفوذگران چقدر به ما حمله شد و ما را آزار دادند؛ 

به عنوان مثال:


 

 

الاعتداء على الحوزة المهدوية والمكتب الرسمي في النجف في بداية عام 2007 

وإغلاقه واعتقال سيد حسن الحمامي وطلبة الحوزة المهدوية دون أي عذر قانوني 

ثم أفرجوا عنهم بعد فترة ولم يعيدوا لهم البناية، بناية الحوزة لم يعيدوها، بناية الحوزة والمكتب، 

بل استولوا عليها دون أي وجه قانوني 

ولم يسلموها إلا أن انتهى عقد الايجار. 


 

حمله به حوزه مهدوی و مکتب رسمی در نجف اشرف در آغاز سال ۲۰۰۷ (مصادف با ۱۳۸۵) 

و بستن آن و دستگیری سید حسن حمامی و جمعی از طلبه های حوزه بدون عذر قانونی، 

سپس ایشان را پس از مدتی آزاد کردند ولی بنای(ساختمان) حوزه و مکتب را برنگرداندند، 

بلکه بدون هیچ توجیه قانونی آن را ضبط نموده 

و تسلیم نکردند مگر پس از اتمام مهلت قرارداد اجاره.


 

 

وهذه ليست الحادثة الوحيدة، 

بل تكررت وبنفس الطريقة التعسفية : 

إغلاق المكتب واعتقال السيد الحمامي وطلبة الحوزة دون وجه حق ! 

إلى أن حدث ما حدث عام 2008. 


 

این تنها حادثه‌ء اول نیست، 

بلکه با همان روش خودسرانهء غیر قانونی، 

بستن مکتب و دستگیری سید حمامی و طلبه‌ های حوزه تکرار شد! 

تا این که حوادث سال ۲۰۰۸ اتفاق افتاد. 


 


 

ولهذا أنا أدعوهم للإفراج عن أنصار الإمام المهدي المسجونين .. 

هؤلاء أناس مظلومون .. 

مظلومين فأفرجوا عنهم! 

ليس لدي شيء آخر .. 

لكم المايك 


 

به همین جهت من آنان را به آزاد کردن انصار امام مهدی که در بند هستند دعوت می‌کنم، 

این افراد مظلوم هستند، 

ستم دیده هستند آنان را آزاد کنید!

بیش از این سخنی ندارم، 

میکروفن رها.


 

 

الأستاذ علي العاملي: 

اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين. 

حياك الله مولانا يماني آل محمد وحيا الله ضيوفك.

هناك سؤال يتعلق بسرايا القائم التي شكلتها أخيرا والسؤال يتألف من شقين:


 

استاد علی عاملی:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین.

ضمن خوش آمد گویی به مولای‌مان یمانی آل محمد و مهمانان شما.

سؤالی مربوط به گردان‌های قائم که اخیراً تشکیل دادید دارم که دو بخش دارد:


 

 

الأول: نلاحظ أن هناك هجمة على سرايا القائم منذ بداية الدعوة إلى تشكيلها 

وهناك حملة تشكيك فيها وفي رجالاتها وفي أهدافها 

علما أن كل العراقيين وغير العراقيين قد اشتركوا في الحرب على الدواعش الكفرة، 

السؤال هو : 

هل الحملة على سرايا القائم بريئة وناتجة من سوء فهم أم أن الأمر أكبر من ذلك؟


 

اول: ملاحظه می‌شود که از ابتدای فراخوانی به تشکیل گردان‌ها حمله صورت گرفت 

و نیز حمله(به صورت ایجاد شک و شبهه) به شک افکندن در مورد آن و مردان آن و اهداف آن ایجاد می‌کنند، 

با توجه به این که همه‌ی عراقی‌ها و غیر آنان در جنگ ضد داعش کفار شرکت نموده‌اند. 

سؤال این است که :

آیا حمله به گردان‌های قائم بدون قصد و یک سوء تفاهم است یا این که امر جدی‌تر است؟


 

 

والثاني : نحن نلاحظ وجود عشرات الآلاف من عناصر الحشد الشعبي في مواجهة الدواعش 

ومع ذلك لم يستطيعوا القضاء عليهم، 

السؤال الطبيعي والمنطقي هو : 

ما الفرق الذي ستحدثه سرايا القائم بأعدادها القليلة وفي مصير هذه الحركة؟

تفضلوا مولاي 


 

دوم: ما وجود ده‌ها هزار نفر از عناصر نیروی مردمی در رویایی با داعش را ملاحظه می‌کنیم، 

اما با این حال نتوانستند آنان را نابود کنند، 

سؤال طبیعی و منطقی این است که :

تفاوت بین آن‌چه گردان‌های قائم با تعداد کمی که دارند می‌توانند در این راه و سرنوشت این جنبش انجام دهند چیست؟

بفرمایید مولایم.


 


 

الإمام أحمد الحسن(ع):

يا الله. 

إن شاء الله يكون هناك صوت. 

الصوت واضح؟ ..الحمد لله 


 

سید احمد الحسن (ع):

یا الله. 

ان شاء الله که صدا دارید. 

صدا واضح است؟… الحمدلله.


 


 

نعم بالنسبة لسرايا القائم، 

أعلنت بوضوح سبب تشكيلها على صفحة الفيسبوك. 

سبب تشكيلها هو الدفاع عن المقدسات والبلد والأعراض. 

أما التهجم على سرايا القائم، 

فرغم أنه لا يقدم ولا يؤخر بالنسبة لي على الأقل، يعني بالنسبة لي على الأقل لا يقدم ولا يؤخر تهجم أي كان! 

ولكني إلى اليوم شخصيا لم أجد شخصا له قيمة ووزن اجتماعي أو سياسي أو عسكري أو حتى ديني تهجم على تشكيل سرايا القائم علنا.


 

در مورد گردان‌های قائم، 

علت تشکیل آن را در صفحه‌ء فیسبوک بیان کردم. 

علت تشکیل آن دفاع از مقدسات و سرزمین و ناموس است. 

اما حمله‌وری به گردان‌های قائم، 

لااقل نسبت به من هیچ تأثیری ندارد، یعنی این که نسبت به من لااقل تأثیری ندارد که حمله از طرف چه کسی انجام می‌شود! 

و تا امروز نیز من به شخصه ، هیچ فردی که ارزش و بهای اجتماعی یا سیاسی یا نظامی یا حتی دینی داشته باشد ندیدم که به صورت علنی به گردان‌های قائم حمله‌ور شود.


 

 

بل على العكس، من خلال الأخبار التي تصلني من المكتب والمؤمنين، 

يوجد هناك ترحيب وبدرجة لا بأس بها بتشكيل سرايا القائم من عدة جهات وقيادات عسكرية 

ومن حكومات محلية ومحافظين في أكثر من محافظة في العراق ومن بعض قيادات في الحشد الشعبي. 


 

بلکه بر عکس، از خلال اخباری که از طریق مکتب و مؤمنین به من می‌رسد 

جهت تشکیل گردان‌های قائم از چند جهت و فرماندهی نظامی و از حکومت‌های محلی 

و استان‌داران در بیش از یک استان در عراق و از برخی فرماندهان نیروی مردمی خوش آمدگویی چندان خوبی به عمل آمده است. 


 


 

وقد طلبت شخصيا من المكتب الرسمي التواصل مع الشخصيات السياسية والعسكرية في العراق

 وتعريفهم بالهدف من تشكيل سرايا القائم .. 

ولو أن ظروفي الشخصية تسمح لي تواصلت معهم...


 

من به شخصه از مکتب رسمی خواستم تا با بعضی از شخصیت‌های سیاسی و نظامی در عراق ارتباط پیدا کنند

 و هدف از تشکیل گردان‌های قائم را برای آنان توضیح دهند 

و اگر شرایط شخصی به من اجازه می‌داد با آنان ارتباط پیدا می‌کردم.


 

 

وقد قمنا بهذا التواصل حتى لا نعطي لبعض المرضى أي فرصة حتى وان كانت ضئيلة للتشويش. 

فهناك خطر يتهددنا جميعا .. 

السني والشيعي والمسيحي.. 


 

ما نسبت به این ارتباط اقدام کردیم تا به بعضی بیماران کم‌ترین فرصت آشوب ندهیم. 

خطر همه‌ء ما را تهدید می‌کند. 

سنی، شیعه و مسیحی. 


 


 

هناك خطر يتهدد كل من يشايع أهل البيت بغض النظر عن توجهه ومعتقده .. 

ويتهدد مراقد أئمتنا ويتهدد أعراضنا .. 

وأرض العراق العزيزة المباركة المطهرة بمراقد الأئمة عليهم السلام والأنبياء .. 

وهذا الخطر وصل إلى حدود بغداد موسى بن جعفر وكربلاء الحسين ونجف علي بن أبي طالب عليهم السلام ، 

ولهذا نحن اضطررنا للتحرك وتشكيل سرايا القائم، 

وليغضب من يغضب !


 

خطری وجود دارد که هر ولایت‌مدار از پیروان اهل بیت صرف نظر از گرایش و اعتقادی که دارد را تهدید می‌کند. 

این خطر مراقد ائمه‌ی ما و ناموس‌مان را تهدید می‌کند. 

و نیز سرزمین عراق عزیز و مبارک و پاک که با مراقد ائمه و پیامبران علیهم السلام پاک گشته را تهدید می‌کند. 

این خطر تا مرز بغدادِ موسی بن جعفر و کربلای حسین و نجفِ علی بن ابی‌طالب علیهم السلام رسید، 

و به همین خاطر مجبور به حرکت و تشکیل گردان‌های قائم شدیم، 

و هر کس بخواهد غضب‌ناک و ناراحت شود!


 

 

وعموما أعتقد أن من غضبوا وتهجموا على سرايا القائم هم شواذ قليلون وتهجمهم ليس له قيمة ولا يهتم له أحد، 

وأي عاقل يفهم بوضوح أيضا 

أن هؤلاء يخدمون أهداف داعش سواء عن علم ومعرفة أم بسفاهة وجهل وضعف ادراك ووعي لما يجري ويحدث في الساحة ! 


 

در هر حال من بر این باورم کسانی که خشم‌ناک شدند و به گردان‌های قائم حمله کردند افرادی تک‌رو، کج‌رو و فرصت طلبانی اندک هستند که حملات آنان ارزشی ندارد و به آن‌ توجه نمی‌شود. 

هر عاقلی به وضوح می‌فهمد که 

این افراد دانسته یا ندانسته یا از روی سفاهت و جهل و ضعف ادراک و آگاهی از آن‌چه اتفاق می‌اُفتد اهداف داعش را خدمت می‌کنند!


 

 

أيها الأحبة في سرايا القائم أتوجه لكم : 

أيها الأحبة في سرايا القائم، 

من سلم من التهجم حتى تريدون أن تسلموا من التهجم ؟ 

الله سبحانه وتعالى لم يسلم ! 

وتجدون ملحدين يتهجمون عليه ويستهزئون به ! 


 


 

ای عزیزان در گردان‌های قائم به شما روی می‌آورم و می‌گویم: 

ای عزیزان در گردان‌های قائم، 

چه کسی از حملات در امان بود تا شما بخواهید از آن در امان باشید؟ 

حتی خداوند سبحان و متعال در امان نماند! 

منکرین وجود خدا را می‌بینید که به او حمله کرده و مسخره می‌کنند! 


 


 

تريدون أن نسلم نحن وأنتم من تهجم بعض السفهاء الذين يخدمون داعش؟ 

أظن أن هذا ثمنا لا بد أن ندفعه دائما وفي كل خطوة نخطوها

 لنرتقي عند الله سبحانه وتعالى.


 

آیا می‌‌خواهید ما و شما از حملات بعضی سفیهان که به داعش خدمت می‌کنند در امان باشیم؟ 

گمان می‌کنم این بهائی است که در هر گامی که بر می‌داریم باید همیشه آن را پرداخت کنیم

 تا به نزد خداوند سبحان و متعال ارتقاء یابیم.


 

 

وأنا أحب أن يطمئن أي شخص مخالف لنا 

أن منهجنا هو منهج خلفاء الله، 

منهج محمد صلى الله عليه وآله، منهج علي .. 

فمحمد لم يحتل المدينة المنورة بالقوة العسكرية

 وإنما دعا الناس إلى حاكمية الله 

ولما قبله أهل المدينة انتقل إلى المدينة .. 


 

دوست دارم که هر فرد که مخالف ماست بداند و مطمئن شود که 

راه ما راهِ خلفای خداست، 

راه محمد صلی الله علیه و آله و راه علی‌ست. 

محمد مدینه منوره را با قدرت نظامی به تصرف در نیاورد 

بلکه مردم را به حاکمیت خدا دعوت کرد 

و هنگامی که اهل مدینه ایشان را پذیرفتند به آن‌جا نقل مکان کرد، 


 


 

وكذلك علي عليه السلام، نصبه رسول الله صلى الله عليه وآله، 

ولما وجد أنه وحيد مع قلة من أنصاره اعتزل في بيته 

حتى رجع الناس له وقبلوا تنصيبه فقام بالأمر ..


 

هم‌ این طور امام علی علیه السلام که رسول الله صلی الله علیه و آله ایشان را تنصیب کرد، 

هنگامی که دید به همراه انصار اندک خود تنهاست در خانه عزلت گزید

 تا مردم به ایشان برگشتند و تنصیب ایشان را پذیرفتند، در نتیجه متصدی آن امر شد.


 

 

فنحن كذلك ..

 لا يتصور أحد أننا نريد تشكيل قوة عسكرية لإجبار الناس بالقوة على قبول أحمد الحسن ! 

أبدا هذا ليس منهجنا وليس طريقنا. 


 

ما نیز همین طور. 

هیچ کس تصور نکند که ما می‌خواهیم قدرت نظامی برای مجبور کردن مردم جهت قبول احمد الحسن با زور تشکیل دهیم! 

به هیچ وجه این راه و منش ما نیست. 


 


 

وطريقنا معلن منذ أول الدعوة 

وقد قلت مرارا وتكرارا أن الله ينصب خليفته في أرضه والخليفة يقدم أدلته على تنصيبه، 

وعلى الناس أن تقبل تنصيبه. 

فان رفضوا التنصيب الإلهي فقد ضيعوا حظهم وآخرتهم. 

أما خليفة الله فلا يضره شيء، 

يجلس في بيته كما جلس علي، خمسة وعشرين سنة !


 

راه ما از آغاز دعوت آشکار بود 

و بارها گفتم که خلیفه‌ء بر روی زمین را خدا تعیین می‌کند و خلیفه دلایل خویش را برای اثبات آن ارائه می‌دهد، 

و بر مردم واجب است که تنصیب او را بپذیرند. 

در نتیجه اگر تنصیب الهی را رد کردند هیچ بهره‌ای نمی‌برند و آخرت خود را از دست می‌دهند. 

اما در مورد خلیفه خدا، هیچ ضرر و زیانی به وی نمی‌رسد، 

مانند علی که بیست و پنج سال خانه‌نشین شد، او نیز خانه‌نشین می‌شود!


 

 

هذا ما لدي بهذا الخصوص .. 

أما سؤالك عن تأثيرنا وأيضا ما فعله الحشد الشعبي..


 

این پاسخ من در این باره بود… 

اما سؤالت در مورد تأثیر ما و نیز آن‌چه نیروهای مردمی انجام دادند…


 

 

أعتقد بالنسبة للحشد الشعبي والجيش العراقي، 

هم قدموا التضحيات والدماء لحفظ المقدسات والبلد والأعراض 

وهذا أمر يشكرون عليه 

بغض النظر عن تشكيك بعض الجهات بالنوايا أو حتى تشكيك بعضهم ببعض يعني

 ـ نسمع بعض الكلام بهذا الخصوص ـ 

وأيضا بغض النظر عن كونهم حققوا النصر أم لا !


 

بر این باورم که نیروی مردمی و سپاه عراق 

برای دفاع و حفظ مقدسات و سرزمین و ناموس فداکاری کردند و خون‌ها ریختند 

و این کار جای سپاس و قدردانی از آنان دارد 

صرف نظر از شک انداختن بعضی محافل به نیت‌ها و یا در واقع حتی شک انداختن به هم‌دیگر

-در این مورد حرف‌هائی را می‌شنویم- 

هم‌چنین صرف نظر از این که آنان پیروزی را محقق کردند یا خیر!


 

 

وأرجو منكم أن تتذكروا دائما 

أن في الجيش العراقي اليوم الكثير من اخوتكم الأنصار المؤمنين الأطهار 

وقد استشهد بعضهم رحمهم الله برحمته الواسعة في معركة الدفاع عن أرض العراق المقدسة. 

أما ما الذي يمكن أن تقدمه سرايا القائم، 

فأعتقد الكثير جدا يمكن أن تقدمه سرايا القائم :


 

و نیز خواهش‌مندم همیشه به یاد داشته باشید که 

امروزه در سپاه عراق بسیاری از برادران‌ مؤمن و پاک‌تان هستند که 

بعضی از آنان در جنگ دفاع از سرزمین عراق مقدس شهید شدند خدا با رحمت گسترده خود آنان را رحمت کند.

اما در مورد این که گردا‌ن‌های قائم چه چیزی را می‌توانند ارائه دهند، 

معتقدم که چیزهای بسیاری را گردانهاي قائم می‌توانند تقدیم کنند:


 


 

أولا لدينا الآن آلاف المتطوعين في العراق، 

يعني في داخل العراق، 

وكذلك في خارج العراق، 

منهم ضباط وخريجي كلية الأركان 

وعدة آلاف اعتقد يحدثون أثرا في ساحة المعركة حتى بالمقاييس المادية البحثة.


 

اول این که هزاران نفر داوطلب در عراق داریم، 

در واقع فقط داخل عراق، 

و هم‌چنین خارج از عراق، 

که از میان آنان افسران و فارغ التحصیلان دانشکده افسری هستند، 

و اعتقاد دارم چند هزار نفر می‌توانند در میدان کارزار حتی با معیارهای کاملاً مادی اثر قابل توجهی ایجاد کنند.

 


 

ثانيا نحن لدينا مقياس آخر، 

وهو المقياس الإلهي، 

فنحن نعتقد أن الله معنا وناصرنا على اعدائنا.


 

دوماً ما معیار دیگری داریم، 

و آن معیار الهی است، 

و ما معتقدیم که خدا با ماست و ما را بر دشمنان‌مان پیروز می‌گرداند.


 


 

ولهذا فوجود سرايا القائم في مواجهة داعش والظلام الوهابي السلفي التكفيري 

في ساحة المعركة اليوم سيحدث فرقا كبيرا وملموسا على ساحة المعركة عموما إن شاء الله. 

ورحمة الله واسعة إن شاء الله. 

ليس لدي شيء آخر. 

لكم المايك.


 

به همین دلیل وجود گردان‌های قائم در ایستادگی ضد داعش و تاریکی وهابی سلفی تکفیری، 

امروز به طور عمومی در میدان کارزار یک تفاوت بزرگ و قابل توجهی ان شاء الله ایجاد می‌کند. 

و رحمت خدا گسترده است ان شاء الله.

بیش از این سخنی ندارم. 

میکروفن رها.


 

 

الأستاذ علي العاملي: 

اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين. 

حياك الله مولانا يماني آل محمد بين ضيوفك. 

سعدنا بلقائك مولانا.


 

استاد علی عاملی:

اللهم صلی علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین.

یمانیِ آل محمد به میان مهمانان‌تان خوش آمدید. 

از دیدار با شما خوشحال شدیم.


 

 

مولاي نحن أنصارك وخدامك 

لن نقول كما يقول اليهود لموسى عليه السلام ( اذهب أنت وربك فقاتلا )، 

نحن نقول: 

نحن جاهزون في كل ساحة رهن اشارتك سيدنا، 

لو طلبت منا أن نشرب البحار لشربنا 

ولو طلبت منا أن ننقل الجبال على أظهرنا لنقلناها .. 

أنت تأمر سيدنا 

لبيك مولاي أحمد الحسن ع


 

مولایم ما انصار و خادمان شما هستیم، 

چیزی که یهود به موسی علیه السلام گفتند "تو و پروردگارت برويد و جنگ كنيد" را تکرار نمی‌کنیم، 

بلکه ما می‌گوئیم: 

ما در هر میدان کارزار گوش به فرمان شماییم آقای ما. 

اگر از ما بخواهید آب دریاها را خالی کنیم این کار را انجام می‌دهیم 

و اگر خواستید تا کوه‌ها را جا به جا کنیم آن‌ها را بر دوش نهاده جا به جا می‌کنیم. 

شما دستور می‌فرمائید آقای‌مان، 

لبیک مولایم احمد الحسن(ع).


 

 

هناك الكثير من الموالين لمحمد وآل محمد صلوات الله عليهم في كل أنحاء العالم، 

فما هو توجيهكم الكريم لهم ولكل المسلمين في ظل هذه الفتنة 

التي دخلت كل بيت من بيوت المسلمين وصورت الاسلام على أنه دين دموي وإرهابي بنظر الاخرين. 

تفضلوا سيدنا عندكم المايك.


 

بسیاری از ولایت‌مداران محمد و آل محمد، درود خدا بر ایشان باد، در سراسر جهان موجود هستند، 

توصیه‌ی شما به آنان و همه‌ی مسلمانان با وجود این فتنه و آشوبی که 

در هر خانه از خانه‌های مسلمانان وارد شده و اسلام را دین خون‌ریزی و تروریست در نظر دیگران متصور کرده چیست؟ 

بفرمائید آقایم، میکروفن در اختیار شماست.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

يا الله. الصوت واضح لكم إن شاء الله ؟ يا الله

هناك أمر مهم استجد على الساحة الإنسانية عموما في السنوات الأخيرة

 وهو ثورة المعلومات وسهولة الحصول عليها 

كذلك توفر طرق ميسرة للتواصل الاجتماعي بين بني البشر.


 

سید احمد الحسن(ع):

یا الله. صدا واضح است ان شاء الله؟

به طور عموم در سال‌های اخیر امری جدید در آن‌جا میان انسان‌ها به وجود آمد 

و آن انقلاب تکنولوژی و دسترسی آسان به آن است، 

هم‌چنین ارتباط اجتماعی میان انسان‌ها را فراهم آورده است،


 

 

وهذه الطرق فتحت بابا لكل إنسان أن يطلع على الحقائق كما هي متى ما أراد وقرر فعلا أن يطلع، 

طبعا دون وصاية أحد غير المنطق والتفكير السليم على عقله وطريقة تفكيره 

وإلا مجرد الإطلاع يعني وإذا يطلع وهناك وصاية على تفكيره وعلى عقله، 

هو يعني جعل آخرين أوصياء على تفكيره وعلى عقله 

لا فائدة من اطلاعه.


 

و این راه‌ها برای هر فرد دربی باز نمود تا بتواند هر وقت بخواهد و اراده کند بر حقیقت‌ها همان طور که هست مطلع گردد، 

قطعاً بدون توصیه‌ی قبلی از کسی و با اعتماد به منطق و طرز تفکر صحیح فکر کند، 

و الّا تنها اطلاع با پیش زمینه قبلی از فردی دیگر 

به این معناست که دیگران را سرپرست افکار و عقل خود قرار داده

 که(در این صورت) اطلاع او ارزشی نخواهد داشت.


 

 

لا بد أن يكون، يطلع بدون وصاية. 

أقول وبالتالي فأنا أدعو كل انسان 

وخصوصا الموالين لآل محمد صلوات الله عليهم 

للإطلاع على أدلة الدعوة المهدوية بهدوء ودون الخضوع لوصاية أحد.


 

باید خود بدون توصیه‌ء قبلی از کسی به تحقیق بپردازد. 

می‌گویم و در نهایت هر انسانی را، 

به خصوص ولایت ‌مداران آل محمد -درود خدا بر ایشان باد- را 

به آگاهی و تحقیق همراه با آرامش و بدون قبول توصیه‌هایِ قبلیِ کسی در مورد ادله دعوت مهدویت دعوت می‌کنم.


 

 

فرجائي لهم أن لا يتركوا أحدا آخر ليقرر لهم أمر آخرتهم

 لأنه مثل ما نقول بالعراق ( محد راح ينام بقبرك غيرك ) 

فمهد لنفسك آخرة مرضية عند الله سبحانه وتعالى. 


 

خواهشم از آنان این است که اجازه ندهند کسی دیگر برای آخرت آنان تصمیم گیرد 

زیرا همان طور که در عراق می‌گوئیم “هیچ کس به جای تو در گور نمی‌خوابد” 

پس برای خویش آخرتی که خداوند سبحان و متعال از آن خشنود شود را زمینه‌سازی کنند.


 

 

أيضا تجنبوا ما يسمى تأثير المجموعة، 

يعني عندما تريد أن تسمع من الآخرين تجنب تأثير المجموعة.

وكونوا أحرارا في قراراتكم .. 

فمتى ما وجدت الطريق الصحيح توكل على الله 

ولا تسيء اذا أساء الناس 

وتقول حشر مع الناس عيد كما يقولون!


 

هم‌چنین از تأثیر مجموعه ها اجتناب کنید، 

یعنی این که وقتی که می‌خواهید از دیگران بشنوید از تأثیر گروه های دیگر اجتناب کنید.

در تصمیم‌گیری‌ها آزاده باشید. 

هر وقت راه درست را یافتید به خدا توکل کنید 

و اگر مردم بدی کردند بدی نکنید 

و همانند مردم نگویید “با مردم بودن در دوزخ عید است”.


 


 

نحن دعونا الموالين لآل محمد عليهم السلام 

وندعوهم اليوم لنصرة هذه الدعوة المهدوية الإلهية الحقة، 

ليدفع الله بها عنهم وعن الاسلام شر هؤلاء المفسدين، داعش وغيرهم من الحركات الوهابية السفيانية التكفيرية. 


 

ما ولایت‌مداران آل محمد علیهم السلام را فرا خواندیم 

و امروز آنان را به یاری این دعوت مهدویِ الهیِ حق دعوت می‌کنیم

 تا خدا به واسطه‌ی آن شر داعش و دیگر جنبش‌های وهابی سفیانی تکفیری و افسادگران را از آنها و اسلام دور کند. 


 


 

وأيضا حتى نتمكن من ايصال صورة الاسلام الحقيقي والصحيح، الصورة النقية، 

لكل دول العالم ولكل شعوب العالم في الشرق والغرب إن شاء الله. 

ليس لدي شئ آخر جزاكم الله خيرا. 

لكم المايك


 

و نیز تا بتوانیم تصویر اسلام حقیقی، صحیح و ناب را 

به همه‌ء کشورها و ملت‌های عالم در مغرب و مشرق زمین برسانیم ان شاء الله.

بیش از این سخنی ندارم خدا به شما خیر دهد. 

میکروفن رها.


 

 

د. علاء السالم: 

بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليكم ورحمة الله وبركاته مجددا. 

شكرا لك سيدنا 

وأتعبناك حقيقة في هذه الليلة المباركة 

لكنها منحة إلهية منحها الله تبارك وتعالى لنا جميعا.


 

دکتر علاء سالم:

بسم الله الرحمن الرحیم

مجدداً سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

آقای‌مان از شما سپاس‌گزاریم. 

در این شب مبارک شما را خسته کردیم 

اما این فرصتی‌ست که خداوند متعال آن را به همه‌ی ما ارزانی نمود.


 

 

حقيقة مر من الوقت ما يقرب من الخمسين دقيقة ومرت سريعة جدا 

ونسال الله سبحانه وتعالى 

أن تكرر هذه اللقاءات بوجود يماني آل محمد صلوات الله عليه.


 

در حقیقت تقریباً پنجاه دقیقه گذشت و چه زود گذشت، 

از خداوند متعال خواستاریم که 

این دیدارها را به بخشش و کرم یمانی آل محمد درود خدا بر ایشان باد تکرار کند.


 

 

إليكم ذوي آل النبى تطلعت نوازعُ من قلبى ظِمَاءٌ وألـْبـُبُ


 

اعضاى تشنه ام از قلب و عقل و وجودم همواره به سوى شما خاندان پاک پيغمبر نظاره‌گر است


 

يشيرون بالأيدي إليَّ وقولـُهُمْ ألا خاب هذا والمُشيرون أخيبُ


 

با دستان و سخنان خود به من اشاره می‌کنند اما این اشاره‌گران هر چه سعی کنند بازپس افکنده‌اند 


 


 

فطائفة قد أكفرتني بحبكم وطائفة قالوا مُسِيءٌ ومُذنِبُ


 

دسته‌ای از آنان مرا به خاطر دوستی‌ با شما کافر می‌دانند و دسته‌ای دیگر مرا توهین‌گر و گناه‌کار می‌بینند


 


 

فما ساءني تكفير هاتيك منهمُ ولا عيب هاتيك التي هي أعيبُ


 

هیچ کدام از اتهامات و عیب‌گوئی‌های آنان تأثیری بر من ندارد بلکه کار آنان عیب و منقصه دارد


 


 

يعيبونني من خبثهم وضلالهم على حبكم بل يسخرون وأعجبُ


 

مرا به خاطر دوستی با شما از شدت خبث و گمراهی‌شان عیب‌دار می‌دانند بلکه مرا ریش‌خند می‌کنند که کار آنان بسی عجیب است


 


 

وقالوا ترابيٌّ هواه ورأيه بذلك أُدعى فيهمُ وأُلـَقـَّبُ


 

گفتند که او ابو تراب را دوست می‌دارد و مقصود وی فقط ایشان است که بین آنان (از شدت حب شما) با نام و لقب “تُرابی” شناخته شده‌ام


 

 

أيها السادة المستمعون لم يبق لدينا إلا سؤالين للسيد أحمد الحسن ع.

السؤال ما قبل الأخير سيدنا، 

أن رسالتك هي رسالة عالمية كما طرحتها وبينتها عبر السنين المتمادية، 

فهل هناك رسالة منك تود أن توجهها إلى المسيحيين واليهود 

ممن يزعمون انتظار المنقذ والمخلص الموعود في آخر الزمان ؟

تفضل سيدنا لك المايك.


 

عزیزان شنونده، بیش از دو سؤال از سید احمد الحسن(ع) باقی نمانده است.

سؤال یکی مانده به آخر این است که 

رسالت و پیام شما جهانی است همان طور که سال‌های متوالی آن را مطرح و بیان کردید، 

آیا رسالت و پیامی دارید که مایلید به مسیحیان و یهود 

که ادعای انتظار منجی موعود در آخر الزمان دارند، بگوئید؟

بفرمایید آقای‌مان، میکروفن از آنِ شماست.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

يا الله. حياكم الله د.علاء 

وأبدا لم تتعبوني إن شاء الله 

وبخدمتكم في أي وقت. 


 

سید احمد الحسن(ع):

یا الله. دکتر علاء خوش آمدی 

و اصلاً مرا به رنج نیفکندید ان شاء الله 

و در هر وقت و زمان در خدمت شما هستم.


 

 

بالحقيقة لقد كتبت وقدمت الكثير لهم وبالخصوص المسيحيين

 وبإمكانهم الاطلاع على ما كتبت فيما مضى، 

في كتاب التوحيد أو اجوبة بعض الأسئلة 

التي نشرت في كتاب الحواري الثالث عشر ورسالة الهداية وغيرها 

وأخيرا كتبت وناقشت أمورا تخصهم في كتاب وهم الالحاد.


 

در حقیقت برای آنان به خصوص مسیحیان بسیار نوشتم 

و ارائه نمودم که می‌توانند از آن‌چه در گذشته نوشتم، 

مانند کتاب توحید یا برخی پاسخ‌ها به سؤالاتی که 

در کتاب سیزدهمین حواری و نامه‌ی هدایت و دیگر کتب نوشتم مطلع شوند 

و مدتی پیش هم مواردی مربوط به آنان را در کتاب توهم الحاد نگاشتم و مورد بحث قرار دادم.


 

 

فأنا أدعوهم للقراءة والإطلاع ومعرفة المعزي 

الذي طلب منهم عيسى أو يسوع الايمان به 

وقبول الحق الذي يأتي به. 


 

من آنان را به مطالعه و اطلاع و شناخت تسلی دهنده 

که عیسی یا یسوع از آنان خواست به وی ایمان بیاورند 

و حقی که با خود می‌آورد را قبول کنند، فرا می‌خوانم.


 


 

هم لديهم فرقة شهود يهوه.. 

طبعا كثير من المسيحيين لا يعتبرونهم مسيحيين 

لأنهم ينتظرون المعزي في آخر الزمان! 

على كل حال، أعتقد هذه الفرقة يجب الاهتمام بهم وتبليغهم أكثر .. 

أرجو من الأنصار أن يقوموا بهذا. 


 

آنان فرقه‌ای به نام شاهدان یهوه دارند. 

طبعاً بسیاری از مسیحیان آنان را مسیحی نمی‌دانند 

زیرا که منتظر تسلی بخش در آخر الزمان هستند! 

در هر حال، معتقدم به این فرقه باید توجه کرد و آنان را بیشتر ابلاغ نمود. 

از انصار خواهش‌مندم این کار را انجام دهند.


 

 

أيضا لدي نصيحة للسنة، 

أن يطلعوا على ما كتبت، ليس فقط .. 

لا نتوقف عند المسيحيين ومادام أنت طلبت د. علاء نصيحة فنوسعها. 

بالنسبة للسنة أرجو منهم أن يطلعوا على ما كتبت بخصوص خلافة الله في أرضه 

وأن يبحثوا في أدلة الدعوة المباركة. 


 

هم‌چنین برای اهل سنت نصیحتی دارم، 

که به آن‌چه نوشتم مراجعه کرده و مطالعه کنند، همین و بس. 

فقط در مورد مسیحیان سخن نگوییم و مادامی که شما دکتر علاء، نصیحت خواستی، پس بهتر است آن را گسترده‌تر کنیم. 

در مورد اهل سنت از آنان خواهش دارم که آن‌چه در مورد خلافت خدا بر روی زمین نوشتم را مطالعه کنند 

و در مورد دلایل دعوت مبارک نیز تحقیق به عمل آورند.


 

 

فالمفروض أنهم يؤمنون بالمهدي الذي يولد في آخر الزمان، 

وهذه هي دعوة مهدي أمة محمد صلوات الله عليه وآله. 

فليبحثوا وليدققوا فيها بتجرد عن التعصب والهوى.


 

می‌بایستی آنان به مهدی که در آخر الزمان متولد می‌شود ایمان داشته باشند، 

و این دعوت مهدیِ امتِ محمد -درود خدا بر ایشان و آل ایشان باد- پیش روی آن‌هاست، 

پس به دور از تعصب و هوی و هوس در مورد آن تحقیق کنند و دقت نمایند.


 

 

أيضا الوهابيون والسلفيون لدي لهم نصيحة 

وهي أن العقائد التي يطرحها الدين الوهابي لا علاقة لها بالإسلام. 

لأن الدين الوهابي قائم على عبادة هبل سماوي وصنم سماوي. 

أي أن الدين الوهابي مفترق عن الاسلام في الخطوة الأولى 

وهي أن الإله الذي يعبد وصفاته مفترقين، 

يعني هم لديهم إله ونحن لدينا إله ! 


 

همچنین در مورد وهابی‌ها و سلفی‌ها برای آنان نصیحتی دارم 

و نصیحتم این است که عقاید و باورهایی که دین وهابی مطرح می‌کند هیچ ربطی به اسلام ندارد. 

زیرا که دین وهابی بر عبادت هُبَل و بُتی آسمانی استوار است. 

به عبارتی در گام نخست دین وهابی از اسلام جدا است 

و آن گام این است که خدایی که پرستش می‌شود از صفات و ویژگی‌هائی که دارد جداست، 

یعنی این که آنان خدایی دارند و ما خدایی داریم!


 

 

فعلماء الدين الوهابي يصفون إلههم 

بأن لديه يدين اثنين على الحقيقة وفي كل يد خمس أصابع حقيقية، 

ولديه عينين اثنين فقط على الحقيقة، 

وهكذا في بقية الصفات حتى يصفون لك صنما مجسما بكل معنى الكلمة 

ويقولون أنه موجود في السماء. 

وهذا ليس من الاسلام في شيء 

ومن أراد فليراجع كلمات علماءهم 

وقد نقلت بعضها في كتاب التوحيد.


 

علمای دین وهابی خدای خود را این گونه وصف می‌کنند که 

او دستانی واقعی و در هر کدام پنج انگشتی حقیقی دارد، 

و برای او فقط دو چشم حقیقی وجود دارد، 

و نیز در مورد صفات دیگر این گونه توصیف می‌کنند تا این که یک بُت مجسمه‌ای با تمامی معانی که حاوی آن است 

برای تو وصف نمایند که در آسمان قرار دارد. 

و این باور اصلاً و ابداً در اسلام وجود ندارد؛ 

هر کس خواهان اطلاعات بیشتر است به گفته‌های علمای‌شان مراجعه کند 

که برخی از آن‌ها را در کتاب توحید ذکر کردم.


 

 

ولهذا أدعو عوامهم والمخدوعين بهذا الدين إلى التوبة 

والرجوع إلى الاعتراف بإله الاسلام المنزه عن الصنمية 

وهذا التجسيم القبيح الذي لا يليق به سبحانه ولا يصح بحال. 


 

از این جهت مردم نوعی و فریب خورده‌ی آنان که فریب این دین را خوردند را به توبه 

و رجوع به اعتراف به پروردگار اسلام مُنَزَه از بت صفتی و مجسمه‌ای ناپسند که 

این صفات در شأن و منزلت خداوند نیست و تحت هیچ شرایطی معتبر نمی‌باشد، دعوت می‌کنم.


 

 

أيضا أدعو السنة والشيعة وخصوصا علماءهم للإطلاع على ما طرحت في الأمور العقائدية، 

كالبحث الأخير في آية اكمال الدين، 

فلا يسع الإنسان العاقل أن يغمض عينيه 

اذا ما تم نسف عقيدته علميا وبصورة محكمة!


 

هم‌چنین سنی‌ها و شیعیان و به خصوص علمای آنان را به اطلاع از آن ‌چه در مورد امور عقیدتی مطرح ساختم دعوت می‌کنم، 

مانند مبحث آخر در مورد آیه اکمال الدین 

که در وسع و توان انسان عاقل نیست از آن چشم پوشی نماید 

اگر چه عقیده‌اش را علمی و محکم زیر سؤال نبرد و ویران نسازد !


 

 

جزاكم الله خيرا د.علاء والحبيب علي العاملي. 

ليس لدي شيء آخر أقوله بهذا الخصوص. 

لكم المايك.


 

دکتر علاء و عزیزم علی عاملی خدا به شما جزای خیر دهد. 

در این باره سخنی دیگر ندارم که بگویم. 

میکروفن رها.


 


 

الأستاذ علي العاملي: 

اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين. 

حياك الله مولانا يماني آل محمد ع. 

مولاي كلامك بلسم للروح. 

الله ينصرك على أعداءك. 

مولاي نتمنى أن لا تنقضي الحلقة لأننا سعيدون جدا بوجودك معنا 

لكن لا بد أن تنتهي في الأخير 

وإن شاء الله لا يكون آخر لقاء. 


 

استاد علی عاملی:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین.

خوش آمدید مولای ما یمانی آل محمد(ع). 

مولایم سخنان شما شفای روح است. 

خدا شما را بر دشمنان پیروز گرداند. 

مولایم آرزو داریم که برنامه به پایان نرسد چرا که از وجود شما میانمان بسیار خوشحال شدیم؛ 

اما نهایتاً باید به پایان برسد 

و ان شاء الله آخرین دیدار ما نباشد.


 

 

السؤال الأخير مولاي، 

ما هي نصيحتكم لأنصاركم عموما وبالخصوص من انضموا وتطوعوا في سرايا القائم؟ 

تفضلوا سيدنا عندكم المايك.


 

مولایم، سؤال آخر این است که 

نصیحت شما به طور عموم و نیز به ویژه به کسانی که داوطلب شدند و به گردان‌های قائم ملحق شدند چیست؟

بفرمایید آقایم، میکروفن را برای شما رها می‌کنم.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

يا الله. 

أولا أوجه نصيحة لعموم الأنصار. 

عموما المؤمنون حفظهم الله نساء ورجالا 

لم يقصروا في العمل ليلا ونهارا بدعوة الناس إلى الحق ودفع الشبهات 

ووسائل عديدة جزاهم الله خيرا. 

هم جزاهم الله خيرا يعملون بجهد واجتهاد 

وأسال الله أن يرزقهم خير الآخرة والدنيا على ما يبذلون من جهد وما يتحملون من عناء. 


 

سید احمد الحسن(ع):

یا الله. 

اولاً نصیحتم را به عموم انصار می‌گویم. 

در کل همه‌ء مؤمنین زن و مرد خدا حفظ‌شان کند 

شب و روز در عمل با دعوت مردم به حق و رد شبهات کوتاهی نکردند 

خدا به آنان جزای خیر عطاء کند. آنان -خدا خیرشان دهد- 

با تلاش و اجتهاد عمل می‌کنند 

و از خداوند می‌خواهم تا خیر آخرت و دنیا برای آن‌چه که ارائه می‌دهند و سختی و دشواری تحمل می‌کنند را روزی آنان قرار دهد.


 

 

وأدعو المقصرين والمقصرات وأنصحهم 

أن يلتحقوا بركب اخوتهم وأخواتهم وأن لا يقصروا، 

يعني الجهاد بالمال والنفس والتعلم وإيصال الحق للناس.. 

فهي فرصة للموقنين.. 

والفرص تمر مر السحاب، 

فاغتنموها ! 


 

و مؤمنان از زنان و مردان که کوتاهی می‌کنند را نصیحت می‌کنم 

تا به برادران و خواهران‌شان ملحق شوند و کوتاهی نورزند، 

یعنی جهاد با مال و جان و فراگیری علوم و رساندن دعوت حق به مردم. 

این فرصتی برای يقين كنندگان است؛ 

و فرصت مانند ابرها گذرا هستند، 

آن را غنیمت بشمارید.


 

 

أما الأحبة في سرايا القائم بالخصوص، 

فإن شاء الله تشكيلكم هو نواة للخير وطريق لكم أيها المؤمنون لتنالوا الخير كله، 

الجهاد تحت راية خليفة الله في أرضه. 

ووالله أنه لا يلقاها إلا الذين صبروا ولا يلقاها ويثبت عليها إلا ذو حظ عظيم. 

وأسال الله أن تكونوا أنتم من أهلها. 


 

اما در مورد عزیزان در گردان‌های قائم به خصوص، 

ای مؤمنان ان شاء الله تشکیل شما آغازگر خیر و راهی برای شماست تا به تمام خیر دست یابید، 

که آن جهاد زیر پرچم خلیفه خدا در زمین است. 

به خدا سوگند جز شکیبایان و ثابت قدمان بر آن که بهره‌ای عظیم برده‌اند آن را نیابند، 

از خداوند خواستارم که سزاوار آن باشید.


 

 

أيها الأحبة في سرايا القائم... 

قضيتكم اليوم وقتالكم لهؤلاء الوهابيين التكفيريين المنحرفين المفسدين في الأرض 

هي قضية محقة بكل المقاييس الإنسانية والأخلاقية 

وليس فقط بالمقياس الديني ! 

ولهذا فقتالكم لهؤلاء وقتلهم واجب أخلاقي 

أيضا لتخليص الأرض والإنسانية ككل من شرورهم.


 

ای عزیزان در گردان‌های قائم. 

امروزه قضیه‌ی شما و جنگ با این وهابی‌های تکفیری منحرف، اخلال‌گران و مفسدین فی الأرض 

با تمام معیارهای انسانی و اخلاقی و نه فقط دینی قضیه‌ای حق‌دار است! 

برای این است که جنگ شما با آنان و کشتن آن‌ها نیز واجبی اخلاقی است

 تا زمین و انسانیت از شر آنان خلاص شود.


 

 

وأسال الله أن يحفظكم من بين أيديكم ومن خلفكم ومن فوقكم ومن تحتكم ويحيطكم بحفظه، 

وأسال الله أن ينصركم وينتصر بكم، 

أسال الله أن ينصركم نصرا عزيزا 

ويفتح على أيديكم فتحا يسيرا، 

هو وليي وهو يتولى الصالحين.


 

از خداوند می‌خواهم تا از فرارُوی و از پشت سرتان و از بالا و پایین و اطراف‌تان شما را با حفظ خود محفوظ بدارد، 

و از خداوند می‌خواهم شما را پیروز گرداند و به واسطه شما یاری گردد، 

و از خداوند مسئلت دارم تا شما را به نصرتی ارجمند یاری دهد 

و به آسانی درهای پیروزی را به روی‌تان بگشاید، 

او بی‌ترديد سرور من است و هموست دوست‌دار شايستگان.


 


 

يا الله. 

أنا انتهيت من الاجابة 

وليس لدي شيء آخر أقوله الآن. 

إن شاء الله سأبقى في الغرفة لبضع دقائق أستمع لكم

 وأنا مضطر للمغادرة بعدها فأعتذر مقدما، 

سأخرج مضطرا دون سماع مداخلاتهم الكريمة.

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته. 

لكم المايك أحبتي.


 

یا الله. 

پاسخم به پایان رسید، 

الان بیش از این سخن دیگری ندارم که بگویم. 

ان شاء الله در اتاق فقط چند دقیقه جهت شنیدن صحبت‌های شما باقی می‌مانم 

و سپس مجبور به خروج از اتاق خواهم شد و پیشاپیش از شما عذرخواهی می‌کنم 

که بدون شنیدن مشارکت‌ها مجبور به خروج از اتاق هستم 

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته. 

میکروفن رها عزیزانم.


 

 

الأستاذ علي العاملي: 

اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين. 

شكرا مولاي. 

شكرا سيدنا. 

شكرا يا قائم آل محمد ع. 

فريق عمل برنامج "الحقيقة كما هي" يشكر السيد الإمام أحمد الحسن ع على قبول الدعوة. 

ثبتنا الله على ولايتك. 


 


 

استاد علی عاملی:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین.

از شما سپاس‌گزارم مولايم، 

 سپاس‌گزارم آقایمان 

 سپاس‌گزارم اى قائم آل محمد(ع).

گروه برنامه “حقیقت همان‌گونه که هست” از سید احمد احمد الحسن(ع) بابت قبول این دعوت تشکر می‌کنند. خداوند ما را بر ولایت شما ثابت قدم نگاه دارد.


 

 

نشكر د. علاء السالم على جهوده 

ونشكر جميع الأخوة على تعاونهم معنا 

ونشكر الحضور أنصارا وضيوفا في مضيف الإمام أحمد الحسن ع. 

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته


 

از دکتر علاء سالم به خاطر سعی و تلاش‌هائی که داشت 

و از همه برادران و خواهران برای همکاری که با ما داشتند 

و نیز حضار گرامی چه انصار و چه مهمان در اتاق سید احمد الحسن(ع) نیز تشکر می‌کنیم.


 



مصاحبه )اول( در پالتاک با سید احمد الحسن ع، جمعه نهم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۳۶ مصادف با ۵ تیرماه ۱۳۹۴ هـ.ش
 

الأستاذ علي العاملي / مقدم البرنامج : پرسشگر/ استاد علی عاملی:
بسم الله الرحمن الرحيم والحمد لله وصلى الله على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما السلام على آل محمد الطيبين السلام على شيعتهم وأنصارهم في كل مكان أحبتي الحضور الكرام السلام عليكم جميعا ورحمة الله وبركاته

بسم الله الرحمن الرحيم و الحمد لله و صلى الله على محمد و آل محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما درود بر آل محمد پاک و طاهر سلام بر شیعیان و انصارشان در هر جا و مکان عزیزان محترم حاضر سلام علیکم جمیعاً و رحمت الله و برکاته
 

تقبل الله صيامكم وقيامكم وسائر أعمالكم وثبت الله أجوركم اليوم هو الجمعة التاسع من شهر رمضان المبارك من عام ١٤٣٦ هـ الموافق لـ ٢٦ حزيران/يونيو ٢٠١٥ م

طاعات و عبادات و سایر اعمالتان مورد قبول درگاه الهی واقع شود و خدا اجرتان را ثابت کند. امروز جمعه نهم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۳۶ مصادف با ۵ تیرماه ۱۳۹۴ هـ .ش است.
 

يسعدنا ويشرفنا أن يكون ضيف حلقتنا لهذه الليلة هو السيد الإمام أحمد الحسن ع وللعلم سيكون معي أيضا الأخ د. علاء السالم للتعاون معا لطرح الأسئلة على السيد اليماني حفظه الله
 

خوشحالیم و افتخار میکنیم که مهمان این قسمت از برنامه امشب ما سید احمد الحسن )ع( میباشند. جهت اطلاع )باید عرض کنم( همراه بنده برادر، دکتر علاء سالم هم جهت همکاری در مطرح کردن سؤالات از سید یمانی )خداوند حافظ ایشان باشد( نیز حضور خواهند داشت،
 

فأهلا وسهلا ومرحبا بيماني آل محمد السيد أحمد الحسن ع بين أنصاره وشكرا لك لقبول دعوة ادارة برنامج "الحقيقة كما هي" رغم مشا غلك الكثيرة أعانك الله وحفظك من كل سوء
 

پس خوشآمد و خیر مقدم میگوییم به یمانی آل محمد سید احمد الحسن )ع( بین انصارشان، و بابت قبول دعوت علیرغم مشغله زیادی که دارید، خدا به شما یاری رساند و از هر بدی حفظ کند. اداره برنامه “حقیقت همانگونه که هست” از شما تشکر و قدردانی میکند.
 

ابتداء نود أن نستمع إلى كلمة تقولها لمن يستمع لك الآن ... تفضلوا مولاي
 

در آغاز، ما و کسانی که گوش فرا میدهند تمایل داریم که سخنی از شما بشنویم
... مولایم بفرمائید.
 

الإمام أحمد الحسن)ع(: بسم الله الرحمن الرحيم والحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد وآل محمد الطيبين الطاهرين الائمة والمهديين وسلم تسليما. السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
 

سید احمد الحسن)ع(: بسم الله الرحمن الرحیم و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
 

كل عام وانتم بخير وأسال الله أن يعيد عليكم هذه الأيام المباركة وأن يجعلكم من أوفر عبيده عنده من كل خير ينزله ومن كل شر يدفعه بفضله ومنه سبحانه وتعالى.
 

هر سال و شما در خیر باشید و از خدا میخواهم این روزهای پر برکت را برایتان اعاده کند و نزد خداون ِد سبحان و متعال، با فضل و منتش، از بهرهمندترین بندگانش باشید، از هر خیری که فرو میفرستد و هر شری که دفع میکند.
 

أود أولا أن أشكركم على هذه الدعوة الكريمة
ويسعدني أن أكون معكم اليوم لأستمع لكم ولأجيب أسئلتكم واستفساراتكم.
 

در ابتدا دوست دارم که از شما برای این دعوت تشکر و قدردانی کنم و خرسندم که امروز با شما همراه هستم تا از شما بشنوم و سؤالات و پرسشهای شما را پاسخ دهم.
 

إذا كان الصوت واضح لكم يمكنكم البدء بطرح الأسئلة إن شاء الله. الحمد لله. إذن لكم المايك وبخدمتكم إن شاء الله.
 

اگر صدا را واضح دارید میتوانيد سؤالات خود را شروع کنید ان شاء الله. الحمدلله. پس میکروفن را رها، و در خدمت شما هستم ان شاء الله.
 

د. علاء السالم : بسم الله الرحمن الرحيم والحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد وآل محمد الطيبين الطاهرين الأئمة والمهديين وسلم تسليما كثيرا.
 

دکتر علاء سالم: بسم الله الرحمن الرحیم و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
وحيا الله إمامنا وسيدنا السيد احمد الحسن وسائر الأنصار الكرام والضيوف في هذه الغرفة المباركة
 

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته خوش آمدید امام و آقای ما، سید احمد الحسن و سایر انصار ارجمند و مهمانا ِن این اتاق مبارک.
 

طَِرب ُتوما َشْوقاًإلىالبي ِضأّطَْر ُبولا َلِعباً ِمنّياذوالشيب َيْلَع ُب
 

شادمانم اما این شادى از شوق برای شمشیر ها ست به بازى نیز شائق نیستم، مگر پیرمرد سپید مو هم به بازى مىنشیند
 

ولِكنإلىأْهِلالفَضاِئِلوالنٌّــهىو َخْيُربنيحّؤاءوالخيُرُيطَْلُب
 

و لیکن من به صاحبان فضیلت و پارسائى و به بهترین مردم شائقم و خیر، خواستنى است
 

إِلىالنّفَِرالبي ِضاّلذينِبـــــُحبِِّهْمإلىاللهفيـــــــــمانابنيأَتََقّرُب
 

سپید بختانى که در هر خیرى که به من رسد به مهر آنان به خداوند تقرب مىجویم
 

بني ها ِشمٍ َر ْهــــــ ُط النَّ ِبيِّ فَ ِإنَّني ِب ِهم َو َل ُهم أَ ْرضى ِمراراً و أَ ْغ َض ُب
 

بنی هاشم خویشاوندان نبی با آنها وبرای آنها خوشنود وغضبناک میشوم
 

خفضت لهم مني جنا َح مـودتي إلى كنف ِعطفاه أه ٌل ومـرح ُب
 

در برابر ایشان فرو تنم و از سر مهر پر و بال خود را به جانبى فرود آوردهام که هر دو سوى آن شایستگى و مهربانى است
 

حياك الله سيدنا والسؤال الأول الذي يطرح هو أنك ابتدأت بدعوة الله وحيدا فريدا والآن بفضل الله تبارك وتعالى عليك صرت أمة وهاهم انصار الدعوة اليمانية المباركة منتشرون على كل الارض
 

خوش آمدید آقایما. سؤال اول که مطرح میشود این است که شما یکه و تنها دعوت خدا را آغاز کردید و الان به فضل خداوند متعال به شما، امتی برای خود شدید که انصار دعوت یمانی مبارک در سراسر جهان پیش روی شما حضور دارند،
 

فهل بوسعنا أن نتعرف على شيء من بداية انطلاقة الدعوة الإلهية والصعوبات التي اعترت تلك المرحلة
وإذا كان بالإمكان معرفة بعض الأسباب التي اضطرتك بالنهاية إلى الابتعاد عن المؤمنين مدة من الزمن. تفضل سيد لك المايك مصحوبا بالصلاة على محمد وآل محمد
 

پس آیا امکان دارد اندکی از روزهای آغازین دعوت الهی، سختیها و مشکلاتی که در آن مرحله رخ دادند را بدانیم؟ و نیز آیا امکان دارد از برخی علل و اسبابی که در آخر باعث شدند برای مدتی از مؤمنین دوری کنید، مطلع شویم؟ بفرمایید بزرگوار، با ذکر درود بر محمد و آل محمد، میکروفن رها.
 

الإمام أحمد الحسن)ع(:
يا الله. إن شاء الله الصوت واضح.
 

سید احمد الحسن)ع(: یا الله.
ان شاء الله صدا واضح است.
 

بالحقيقة يصعب أن أتكلم عن تفاصيل كثيرة لأن الوقت محدود ونحن واجهنا أحداث كثيرة في تلك الفترة. ولهذا سأقتصر على ذكر بعض النقاط المهمة،
يعني فقط بعض النقاط المفصلية :
 

در حقیقت سخن در مورد بسیاری از جزئیات سخت است. چرا که وقت تنگ است. ما با رویدادهای بسیاری در آن زمان روبرو شدیم،
و برای همین به مختصری از رویدادها اشاره خواهم کرد، یعنی برخی از نکات مهم :
 

بداية اعلان الدعوة كانت في عام 2002. بعدها بدأت ملاحقة نظام صدام لي فاضطررت الابتعاد عن أعينهم لأشهر قليلة.
 

ابتدای علنی شدن دعوت سال ۲۰۰۲ )مصادف با ۱۳۸۱( بود، پس از آن نیروهای صدام به تعقیب من پرداختند
و برای مدت چند ماه کوتاه، مجبور به دور شدن از آنها شدم،
 

في تلك الفترة لم يزرني أحد من المؤمنين غير الشيخ ناظم حفظه الله
وأذكر أنه عانى كثيرا حتى وصل لي في حينها. بعد السقوط، بعد سقوط النظام البعثي عام 2003 بفترة بدأت الدعوة المهدوية تنشط من جديد في النجف والبصرة والعمارة والناصرية وبغداد وكربلاء وغيرها من محافظات العراق.
 

در آن مدت هیچ کس از مؤمنین به جز شیخ ناظم -خدا حفظش کند- با من ملاقات نمیکرد و یادم میآید که تا حد زیادی رنج و دشواری دید. پس از مدتی بعد از سقوط نظام بعثی در سال ۲۰۰۳ )مصادف با ۱۳۸۲( دعوت مبارک مهدویت در نجف، بصره، عماره، ناصریه،
بغداد، کربلاء و دیگر استانهای عراق، دوباره فعال شد.
 

ثم جاءني الشيخ ناظم العقيلي ومعه حسين الجبوري، أبو سجاد، يعرفه الأنصار بهذا الاسم، أبو سجاد، جزاهم الله خيرا فذهبت معهم للنجف الأشرف
 

بعد از آن شیخ ناظم عقیلی به همراه حسین جبوری -ابو سجاد- خدا حفظشان کند، که انصار ایشان را به این اسم میشناسند به دیدار من آمدند و با آنان به نجف اشرف رفتم،
 

في حينها وبفضل الله كان هناك أحد الأنصار هو الشيخ حبيب المختار حفظه الله، والد الشيخ حازم المختار، لديه بيت في حي النصر في النجف وكان لديه براني أو ديوان معزول عن بيته فأوقفه في حينها لعمل الدعوة.
 

در آن زمان و به فضل خدا یکی از انصار که او شیخ حبیب المختار -پدر شیخ حازم المختار- خدا حفظش کند بود،
آنجا در محل ٔه النصر در نجف منزلی داشت و در آن دفتری داشت که از منزلش جدا بود که آن هنگام آن را برای عمل دعوت وقف نمود.
 

وهكذا اتخذت هذا المكان كبراني أو ديوان أو مكتب .. سموه ما شئتم .. ألتقي به كل الناس، الأنصار وغيرهم وطلبة الحوزة وغيرهم
وقد سكنت في هذه الفترة في بيت ملاصق لمسجد السهلة وكنت أتواجد في البراني أو المكتب حتى وقت متأخر
ألتقي الناس والمؤمنين كما كنت أزور الحسينيات وأصلي فيها وأقيم صلاة الجمعة وألتقي المؤمنين والسائلين في الحسينيات .
 

و اینگونه آن جا و مکان را برای خود مکتب یا دفتر... ، هر آنچه مایل بودید بنامید... برگزیدم که با همه مردم منجمله انصار، طلب ٔه حوزهها و غیر آنان دیدار میکردم، و در آن دوره نیز در منزلی مجاور مسجد سهله زندگی کردم و در مکتب تا دیر وقت باقی میماندم تا با مردم و مؤمنین دیدار کنم همانطور که به حسینهها میرفتم و آنجا نماز میخواندم و نماز جمعه را اقامه مینمودم و با مؤمنین و پرسشگران در حسینیهها دیدار و ملاقات میکردم.
 

بعد ذلك بدأت الأمور تتضيق علي نوعا ما بسبب فتاوي اجرامية وغير مسؤولة من بعض الجهات المدعية للدين وللأسف وكذلك تحركات بعض المتنفذين في العراق في حينها.
 

پس از این مرحله به دلیل فتواهای مجرمانه و غیر مسئولانه بعضی از مدعیان دین و همچنين حركات بعضی نفوذگران در عراق در آن زمان، متأسفانه امور بر من، به نوعی تنگ شد
 

فاضطررت في عام 2006 لتكليف بعض الأنصار ومنهم الشيخ عيدان أبو حسين للبحث عن مكان آمن لأسكن فيه فوجدوا أرضا زراعية في أطراف النجف واشتريتها في حينها وبنيت فيها بيتا لأسكن فيه وعائلتي
 

و مجبور شدم در سال ۲۰۰۶ )مصادف با ۱۳۸۵( بعضی از انصار که از میان آنان شیخ عیدان ابو حسین بود را مکلف به پیدا کردن منزلی امن کردم، که یک زمین کشاورزی در اطراف نجف پیدا کرده و آن را خریدم و در آن منزلی ساختم تا به همراه خانوادهام در آن زندگی کنیم،
 

وفعلا انتقلت للسكن فيه في نهاية عام 2006 معتزلا عموم الأنصار وكذلك الناس حيث لم يكن بإمكاني بعدها التواجد في مكتب أو براني باستمرار لألتقي فيه الأنصار وعامة الناس.
 

و در واقع در اواخر سال ۲۰۰۶ جهت سکونت به آنجا نقل مکان کردم و از عموم انصار و همچنین مردم عزلت نمودم جائی که پس از آن قادر به حضور در مکتب یا دفتر به صورت مستمر نبودم تا با انصار و عموم مردم دیدار کنم.
 

ولم أكن أتمكن من اقامة صلاة الجمعة في الحسينيات كالسابق وهكذا بدأت في نهاية عام 2006 مرحلة جديدة في الدعوة وهي عدم التقاء عموم المؤمنين وجها لوجه والكلام معهم مباشرة كالسابق.
 

و نمیتوانستم جهت اقامه نماز جمعه در حسینیهها مثل سابق حاضر شوم و به این ترتیب در اواخر سال ۲۰۰۶ مرحله جدیدی در دعوت آغاز شده بود
که نمیتوانستم مانند گذشته با عموم مؤمنین رو در رو ملاقات کنم
و با آنان به صورت مستقیم صحبت کنم،
 

وإنما اقتصرت على نقل أخبار وتوجيهات عن طريق ثقات من المؤمنين حفظهم الله والذين كانوا يعرفون مكان بيتي ويتصلون بي
ويزوروني في حينها ومنهم السيد علاء الميالي وحسين الجبوري، أبو سجاد الذي ذكرته سابقا، وأخي محمد حفظه الله والشيخ حيدر الزيادي، كذلك الشيخ محمد الحريشاوي وغيرهم من الثقات المؤمنين في حينها،
 

بلکه به نقل اخبار و راهنمائیها از طریق مؤمنین مورد اعتماد -خدا حافظشان باشد- بسنده کردم که آنان منزلگاه من را میدانستند و با من در ارتباط بودند
و به ملاقاتم میآمدند، منجمله سید علاء المیالی و حسین جبوری ابو سجاد که او را قبلاً ذکر نمودم، و نیز برادرم محمد -خدا حفظش کند-، و شیخ حیدر زیادی، و نیز شیخ محمد حریشاوی و دیگر مؤمنین مورد اعتماد در آن هنگام بودند،
 

اضافة إلى تواصلي مع مقر الحوزة المهدوية والمكتب الذي كان في النجف في ذلك الوقت وتوجيهي لهم باستمرار.
 

اضافه بر ارتباطم با مقر حوزه مهدوی و مکتب کهدرآنزماندرنجفبود و راهنمائیهای به آنان مستمرم انجام میشد.
 

استمر وجودي في هذا البيت حتى اضطررت لمغادرته في بداية عام 2007،
 

حيث تم الهجوم على البيت من قبل قوات عسكرية كبيرة وبعد ساعات فقط من مغادرتي للبيت، مغادرتي أنا وعائلتي، أنا وزوجتي وأطفالي.
 

مدتی در آن منزل زندگی میکردم تا این که ابتدای سال ۲۰۰۷ )مصادف با اواخر سال ۱۳۸۵( مجبور به ترک آن شدم، چرا که ساعاتى پس از ترک آن منزل- من و خانوادم-، نیروهای بزرگ نظامی به منزلم یورش بردند؛
 

وطبعا دون وجود مسوغ قانوني أو منطقي لهذا الهجوم وإنما فقط تصرف عصابات متنفذة في حينها لا أكثر. وللأسف قاموا باعتقال أحد جيراني وعذبوه بصورة بشعة في حين أن جيراني حتى لا يعلمون من أكون، يعني كنت بينهم ولكن لا يعلمون من أكون.
 

و طبعاً این کار بدون توجیه قانونی و منطقی برای این یورش انجام شد در حقیقت فقط توسط نفوذگرا ِن آن زمان بود و دلیلی دیگر نداشت. متأسفانه یکی از همسایههای من را بازداشت نمودند و او را وحشیانه شکنجه دادند، در حالی که همسایههایم نمیدانستند من کیستم- یعنی این که بین آنان زندگی میکردم اما نمیدانستند من کیستم.
 

وهكذا استمر وضعي غير آمن ولا يناسب التواصل مع عامة المؤمنين والناس وخصوصا بعد أحداث عام 2008 المشهورة، واستمر بالاقتصار على التواصل عن طريق بعض الثقات وعن طريق مواقع الدعوة في الأنترنت ومقر الحوزة والمكتب الذي كان يفتح كلما سنحت الفرصة لذلك،
 

به این ترتیب وضع ناامنم این گونه ادامه پیدا کرد که اجازه نمیداد با عموم مؤمنین و مردم
به خصوص پس از حوادث سال ۲۰۰۸ )مصادف با ۱۳۸۶( معروف در ارتباط باشم، و به ارتباط با بعضی از مؤمنین مورد اعتماد و سایتهای دعوت در اینترنت و مقر حوزه و مکتب که هر وقت فرصتی پیدا میکردند باز میشد، بسنده گردید.
 

وهكذا استمر الحال على ما هو عليه منذ نهاية عام 2006 وحتى نهاية عام 2012 وبعد أن تمت ست سنوات وكما أراد الله سبحانه وتعالى فرج الله بفضله ومنه ووفر، وفر لي بفضل بعض المؤمنين وجهودهم المباركة امكانية الانتقال إلى مكان آمن نوعا
ما ...
 

اینگونه بود که این وضع و حال از اواخر سال ۲۰۰۶ تا اواخر سال ۲۰۱۲ )مصادف با ۱۳۹۱( ادامه پیدا کرد، و پس از این که شش سال تمام شد همانگونه که خداوند پاک و منزه اراده کرده بودبافضلومنتشبهمافرجوگشایشکرد و به فضل بعضی از مؤمنین با تلاشهای مبارکشان امکان انتقال به مکانی تا حدودی امن برایم مهیاء شد...
 

وهكذا بدأت مرحلة جديدة من الدعوة .. وتمكنت من فتح صفحة التواصل الاجتماعي في موقع الفيسبوك لأستطيع من جديد أن أتواجد بينكم في هذا الديوان الاجتماعي وأتحدث من خلال هذه الصفحة مع عامة المؤمنين والناس.
 

به این ترتیب مرحله جدیدی در دعوت آغاز شد... و توانستم صفحه ارتباط اجتماعی در فیسبوک را افتتاح کنم
تا مجدداً بتوانم بین شما در این دفتر اجتماعی مجازی حضور پیدا کنم و از خلال این صفحه با عموم مؤمنین و مردم گفتگو کنم.
 

وهكذا عدنا بينكم نسمعكم ونقرأ ما تكتبون ونتكلم معكم ونحدثكم من خلال صفحة التواصل الاجتماعي المباركة والحمد لله رب العالمين.
 

این گونه بود که از خلال صفحه ارتباط اجتماعی مبارک بین شما برگشتیم نظرات شما را میشنویم و آنچه مینویسید را میخوانیم و با شما گفتگو میکنیم و سخن میگوییم و سپاس از آ ِن خداوند جهانیان است.
 

واليوم إن شاء الله أيضا فتحت لنا صفحة جديدة وهي أن الأمور سارت باتجاه تشكيل سرايا القائم للدفاع عن المقدسات والأضرحة الطاهرة والعرض والأرض وأصبحت هناك ربما حاجة للتواصل الصوتي معكم والتواجد بينكم إن شاء الله
 

همچنین امروز برای ما صفحه جدیدی باز شد ان شاء الله و این که امور به سمت تشکیل گردانهای قائم برای دفاع از مقدسات و ضریحهای پاک و ناموس و سرزمین در حال حرکت است و شاید برای ارتباط صوتی و حضور بین شما نیاز باشد ان شاء الله،
 

وسبحان الله وجدت على صفحتي أن الأستاذ علي العاملي حفظه الله قام بدعوتي لبرنامجكم المبارك ... وإن شاء الله في المستقبل أيضا أتواجد معكم عند الحاجة والله الموفق والمسدد. أرجو أن لا أكون قد أطلت عليكم. لكم المايك
 

و سبحان الله روی صفحهام دعوتی از استاد علی عاملی خدا حفظش کند را دیدم که مرا به برنامه مبارکتان دعوت نموده بود... وانشاءاللهدرآیندهنیزدرصورتنیازبینشماحاضرخواهمشدومنالله التوفیق. امیدوارم که سخنانم زیاد طولانی نشده باشد.
 

الأستاذ علي العاملي : اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما. حياك الله سيدنا ومولانا وتاج راسنا الإمام أحمد الحسن يماني آل محمد ص.
 

استاد علی عاملی: اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمه و المهدیین و سلم تسلیما خوش آمدید آقا و مولا و تاج سرمان امام احمد الحسن یمانی آل محمد)ص(.
 

من المهم جدا مولاي أن نستمع إلى تعليق السيد أحمد الحسن ع بخصوص من يغرر بالناس ويصف أسماء في نسب الإمام كـ "قاطع" مثلا، وهي ليست في حقيقته، وبعض الاشاعات، هذا من جهة ومن جهة أخرى هناك من ينتحل شخصية السيد أحمد الحسن
 

مولای من از ضروریات است تا دیدگاه سید احمد الحسن )ع( در خصوص افرادی که مردم را فریب میدهند و نامهائی در نَ َسب امام استفاده می کنند را بدانیم، مانند “قاطع” در صورتی که این القاب صحتی ندارند و شایعه هستند این از یکسو، و از سویی دیگر افرادی هستند که شخصیت سید احمد الحسن )ع( را جعل هویت میکنند
 

ويستغل اسمه وكنيته للتحدث باسمه مثلا أو يدعي تمثيله أو الاتصال به والمؤسف أن بعضهم يدعون الايمان به فكيف تعليقكم على ذلك مولاي؟
میکروفن رها.
 

و از اسم و کُنیهی ایشان با استفاده از نام ایشان یا مثلاً ادعای نمایندگی یا ارتباط با ایشان سوء استفاده میکنند در حالی که متأسفانه بعضیها ادعای ایمان به ایشان دارند، نظر شما در این باره چیست مولایم؟
 

الإمام أحمد الحسن )ع( : يا الله. إن شاء الله يكون الصوت واضح لكم. الحمد لله.
 

سید احمد الحسن )ع(: یا الله. ان شاء الله که صدا واضح است، الحمدلله.
 

حقيقة هذه الأمور يعني ..لا أعرف ماذا أقول عنها! أحمد الحسن شخص معروف ومشخص، لدي اسم محدد في السجلات الرسمية في العراق حيث ولدت وهو أحمد اسماعيل صالح. ولدي سجل مدني في العراق ولدي هوية أحوال مدنية ولدي شهادة جنسية عراقية ولدي جواز سفر عراقي ولدي شهادة من كلية الهندسة في جامعة البصرة ... وكلها مثبت فيها صورتي ومعلومات فارقة عن شخصيتي!
 

در حقیقت این امور... یعنی- نمیدانم در این مورد چه بگویم... در واقع!!! احمد الحسن شخصی معروف، مشخص و شناخته شده است، نامی خاص در اسناد رسمی عراق دارم که در آن دیده به جهان گشودم و آن احمد اسماعیل صـالــح است.
کارت ملی، شناسنامه، پاسپورت و مدرک تحصیلی از دانشکده مهندسی در دانشگاه بصره دارم، و روی همه آنها عکس و اطلاعات فردیام ثابت است!
 

فإضافة أسماء غير صحيحة إلى اسمي من قبل جهة معينة أو شخص ما المفروض أنها كافية لإثبات أنه كذاب وغير موثوق.
 

پس اضافه کردن نامهای نادرست به نام من از جهتی معین یا هر فرد؛ میبایستی این اسناد برای اثبات این که او دروغگو و غیر قابل اعتماد است کافی باشد.
 

وحقيقة أنا أستغرب أيضا من الذين .. يعني بعض هؤلاء الذي يفترون هذه الأسماء هناك من يتبعهم .. أنا أستغرب ... أو يصدقهم، لايزال يصدقهم ويتبعهم! يعني ألا تكفي هذه الكذبة ؟! لا أدري يعني .. على كل حال!
 

در حقیقت تعجب میکنم که کسانی برای پیروی از این اشخاص-کسانی که این نامها را خلق می کنند- پیدا می شوند! تعجب میکنم! و یا این که آنان را باور میکنند، یا کما کان از آنان پیروی میکنند! واقعاًایندروغ)کهبهمنمیبندند(کافینیست؟واقعاًنمیدانم!!! بههرحال...
 

أما بالنسبة لمن يستغلون اسمي ويدعون اللقاء بي من غير المنافذ المعروفة التي أعلنتها واعتمدتها منذ بداية الدعوة وإلى اليوم فهؤلاء كذابون وكذبهم مفضوح وبين لكل انسان عاقل ومتزن... ولا أعتقد أحتاج أن أقول أكثر من هذا بخصوص هؤلاء! جزاكم الله خيرا...
ليس لدي شيء آخر بهذا الخصوص... لكم المايك إن شاء الله
 

اما در مورد کسانی که از شخصیت من سوء استفاده میکنند و ادعای دیدار با من را غیر از را ِه کانالهای معروف که آنها را از ابتدای دعوت تا امروز مشخص کردم و به آنان اعتماد دارم دارند،
)باید بگویم که( در حقیقت اینها دروغگو هستند و دروغشان بین هر انسان عاقل و هوشیاری صریح و روشن است، و معتقدم نیاز نیست در مورد اینها بیش از این سخن بگویم. خدا به شما جزای خیر دهد، سخن دیگری در این باره ندارم، میکروفن رها است ان شاء الله.
 

د. علاء السالم: بسم الله الرحمن الرحيم. السلام عليكم ورحمة الله تعالى وبركاته جزاك الله خير سيدنا و بالحقيقة أن بعض الاسئلة وان كانت ثقيلة على قلوبنا لكننا إن شاء الله تعالى نريد من هذا اللقاء أن تكون ثمراته و فوائده عديدة بحق محمد وآل محمد ص.
 

دکتر علاء سالم: بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رحمت الله تعالی و برکاته آقایما خدا به شما جزای خیر دهد. در حقیقت بعضی از سؤالات هر چند که بر ما سنگینی میکنند اما از این دیدار میخواهیم به حق محمد و آل محمد)ص( ثمرهها و فایدههای متعددی به دست آید ان شاء الله تعالی.
 

أيضا من الأسئلة التي تطرح سيدنا أحمد الحسن ع أنه ربما نكون نحن وغيرنا بحاجةإلى توضيح يتعلق بما اعتمده السيد أحمد الحسن ع من وسائل لنشر العلوم والمعارف والأجوبة التي بينها للناس جميعا منذ انطلاقة الدعوة المباركة وأيضا ضمتها كتبه وبياناته وإرشاداته بحيث يمكن عدها وسائل رسمية تمثل الدعوة الإلهية. هذا هو السؤال .. تفضل سيدنا
 

همچنین مولایم احمد الحسن)ع( از سؤالاتی که مطرح میشوند که هم ما و هم دیگران نیاز به شرح و توضیح آن داریم، مربوط به وسائل و ابزار مورد اعتمادی است که سید احمد الحسن)ع( برای نشر علوم و معارف و پاسخها که از آغاز دعوت مبارک برای مردم بیان کردند است، و نیز در مورد کتب و بیانات و ارشادهاست، جائی که میتوان آنها را وسائل و ابزارهای رسمی به حساب آورد که بیانگر دعوت الهی هستند. سؤال این بود، آقایمان بفرمایید.
 

الإمام أحمد الحسن)ع(: يا الله. إن شاء الله يكون الصوت واضح لكم.
 

سید احمد الحسن )ع(: یا الله، ان شاء الله که صدا برای شما واضح باشد.
 

وسائل نشر العلوم عديدة. في البداية كانت لدينا وسيلة وحيدة طبعا لا غير وهي الديوان أو المكتب،
المكتب الذي في النجف الذي تحدثت عنه سابقا، حيث كنت أجلس فيه بنفسي وكان كما بينت في حي النصر ـ ذكرته لكم أنه في حي النصرـ وكنت من خلاله أوجه بعض المؤمنين كالسيد علاء الميالي، أعتذر من .. ربما لا أذكرهم .. يعني لأن عددهم ربما .. سيد علاء الميالي والشيخ حازم المختار وحبيب السعيدي والشيخ ناظم العقيلي والشيخ حيدر المشتت قبل ادعاءه الباطل .. كل هؤلاء كنت أوجههم لطباعة بعض المنشورات والكتب في المطابع الموجودة في النجف وتوزيعها.
 

وسائل و ابزار نشر علوم بسیارند؛ مسلماً در آغاز فقط یک وسیله ارتباط داشتیم و آن مکتب بود، وآنمکتبدرنجفاستکهپیشازایندرموردآنسخنگفتم. من در آنجا به شخصه حاضر میشدم
–همانگونه که بیان کردم مکتب در محلهی النصر بود- وازطریقآنبعضیازمؤمنینمانندسیدعلاء َمیالی-عذرخواهیمیکنم... شاید همه را به خاطر نداشته باشم... زیرا که تعدادشان شاید... -سیدعلاءمیالی،شیخحازم ُمختار،حبيبسعيدي، ناظم ُعقیلیوشیخحیدرمشتتقبلازاینکهادعایباطلبکند، همهء این افراد را به چاپ بعضی از نشریات و کتب در چاپخانههای موجود در نجف و توزیع آنها راهنمایی میکردم.
 

بعد ذلك كلفت أحد المؤمنين وهو المهندس أحمد بهاء، ربما يكون حاضر اليوم في الغرفة .. يكون حاضر معكم، كلفته بإنشاء موقع في شبكة الانترنت لنشر بيانات وكتب الدعوة وللتواصل مع الناس عن طريق الإنترنت وبالفعل قام هو بذلك وبالتعاون مع الأستاذ ضياء الزيدي فرج الله عنه.
 

پس از آن یکی از مؤمنین که مهندس احمد بهاء است را مکلف ساختم - شاید الان در اتاق حاضر باشد... نمیدانم... حضور دارد- وی را به ساخت و راهاندازی یک وب سایت جهت نشر بیانات و کتب دعوت و ارتباط با مردم از طریق اینترنت مکلف ساختم، کهدرواقعاینکاررابامساعدتوهمکاریاستادضیاء ِزیدیخدافرجاورا رساند انجام داد،
 

وأعتقد أن المهندس أحمد بهاء حفظه الله له فضل كبير وجزاه الله خيرا حيث ان كل وسائل التواصل عن طريق الانترنت انما هي ثمرة عمله المبارك هذا. بعد ذلك تطورت المواقع بجهود المؤمنين وأصبحت على ما هي عليه اليوم وبفضل الله سبحانه وتعالى طبعا.
 

معتقدم که مهندس احمد بهاء فضل )خوبی ، نیکویی( زیادی دارد، خدا به او خیر کثیر دهد زیرا که تمامی وسائل ارتباطی جمعی از طریق محیط مجازی در حقیقت ثمره عمل مبارک اوست. بعد از آن سایتها با تلاشهای مؤمنین پیشرفت کردند
و به آنچه که امروزه هستند تبدیل شدند که قطعاً به لطف خداوند سبحان و متعال است.
 

أيضا تم اضافة صفحة التواصل الاجتماعي كما تعلمون كي أكون بينكم جميعا فهي أصبحت بديلا وان كان مؤقتا عن البراني أو الديوان أو المكتب الذي كنت اجلس فيه بنفسي. يعني هذا هو البديل المتاح الآن لأكون بينكم وإن شاء الله يعود الأمر كما كان في السابق
بفضل الله وبفضل جهود وجهاد المؤمنين حفظهم الله.
 

همچنین همان طور که میدانید صفحهی شبکهی ارتباط اجتماعی اضافه شد تا بین همهی شما باشم که امروزه، هر چند به صورت موقت، به جای مکتب که خود در آن حضور داشتم تبدیل شد. در واقع در حال حاضر وسیلهء در دسترس همین است تا میان شما باشم و ان شاء الله امر به اوضاع اولیه برگردد، به لطف خداوند و تلاش و جهاد مؤمنین -خدا حفظشان کند.
 

أيضا كانت هناك وسيلة تواصل اعتمدتها منذ بداية الدعوة وهي أن هناك بعض المؤمنين اضافة إلى المكتب والديوان ينقلون توجيهاتي، ثم بعد ابتعادي استمر هذا الأمر على ما هو عليه، كما بينت في السابق. هذا باختصار .. وإذا لديكم شيء آخر بخدمتكم. لكم المايك
 

همچنین وسیل ٔه ارتباط دیگری از آغاز دعوت بود که به آن اعتماد میکردم و آن ارتباط با بعضی از مؤمنین – علاوه بر مکتب- است که ارشاد و راهنمائیهای مرا نقلقول میکردند، و البته پس از دور شدنم این امر نیز ادامه پیدا کرد، همان طور که پیشتر بیان نمودم. این به اختصار بود. اگر چیز دیگری دارید در خدمت شما هستم، میکروفن رها.
 

الأستاذ علي العاملي : اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما ـياربخذمنعمريوأعطإماميأحمدالحسنعـ
 

استاد علی عاملی:
اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما خدایاعمرمراکوتاهبگردانوبهعمراماَمماحمدالحسن)ع(بیفزا.
 

مولاي ما هو تقييمكم للوضع القائم في المنطقة الآن؟ وما دور قائم آل محمد الإمام أحمد الحسن ع مما يجري في المنطقة؟ وأيضا نود أن نستمع إلى رسالتكم للشعوب والحكومات وخصوصا الحكومة العراقية. تفضلوا مولاي مصحوبا بالصلاة على محمد وآل محمد
 

مولایم؛ ارزیابی شما از وضع کنونی موجود در منطقه چیست؟ و نقش قائم آل محمد، امام احمد الحسن)ع( در آنچه در منطقه در حال اتفاق است چیست؟ همچنین مایلیم رسالت و پیام شما را به ملت و حکومتها و به خصوص حکومت عراق بشنویم. بفرمایید مولایم، با ذکر درود بر محمد و آل محمد. میکروفن رها.
 

الإمام أحمد الحسن)ع(: يا الله. إن شاء الله يكون الصوت واضح لكم.
 

سید احمد الحسن)ع(: یا الله، ان شاء الله که صدا واضح باشد.
أولا حبيبي علي العاملي حفظكم الله وأطال الله في عمرك ـ الوضع في منطقة الشرق الأوسط خطير للغاية،
فهناك حرب طائفية قائمة على قدم وساق
منذ بداية الثورات العربية وفتح الباب للحركة السلفية الوهابية والتي لا تعرف غير لغة القتل والدم والذبح وها أنتم ترون الحركات السلفية في العراق وسوريا وليبيا كمثال ..
 

اول اینکه عزیزم علی عاملی خدا شما را حفظ کند و طول عمر به شما عنایت کند، وضع در منطقه خاورمیانه بسیار خطرناک است. در آن جنگ مذاهب و احزاب بسیار جدی، از آغاز انقلابهای عربی و گشایش درب به روی جنبش سلفی وهابی که جز لغت قتل و خونریزی و سر بریدن چیزی نمیداند در جریان است، که شما الان شاهد جنبشهای سلفی به عنوان مثال در عراق و سوریه و لیبی هستید.
 

لقد قتلوا وبأبشع الطرق المسيحي واليزيدي والشيعي والسني الذي لا يخضع لمنهجهم في عبادة هبل سماوي مجسم، يعني حتى السني الذي لا يخضع لمنهجهم قتلوه وفعلوا به ما فعلوا، وحتى الأطفال لم يسلموا من الذبح، وقاموا بسبي النساء والاعتداء على أعراض الناس ... ترون ما يفعلون كل يوم ! بل حتى الاثار والتراث الإنساني دمروه ..
 

آنان مسیحی و یزیدی و شیعی و سنی که منش آنها را که جهت عبادت هبل
آسمانیشان رد میکنند به طرز وحشیانهای میکشند
.......
و حتی کودکان از دست آنان جان سالم به در نبردند و زنان را به اسارت برده و به ناموس مردم تجاوز کردند-
هر روز شاهد آنچه انجام میدهند هستید، بلکه حتی آثار باستانی و میراث انسانی را نیز ویران کردند.
 

وبالتالي فهناك حرب طائفية قائمة من قبل الدين الوهابي السلفي التكفيري على كل من خالفهم وعلى كل شيء لا يناسب اعتقاداتهم الفاسدة وخصوصا شيعة أهل البيت ومراقد آل محمد صلوات الله عليهم ! وهذا واقع لا يستطيع أحد أن يغلق عينيه ويقول أنه غير موجود .. اليوم سمعتم بالتفجير الوهابي السلفي الاجرامي في الكويت في أحد مساجد الشيعة !
 

بنابراین در آنجا جنگ مذهبی از طرف دین وهابی سلفی تکفیری ضد هر کس که مخالف آنان باشد و هر چیزی که مناسب با اعتقاد باطلشان نباشد، به خصوص شیعیان اهل بیت و زیارتگاههای آل محمد -درود خداوند بر ایشان باد- ، در جریان است. این حقیقتی است که هیچ کس نمیتواند از آن چشم پوشی کند و منکر آن شود؛ امروز بمبگذاریهای جنایی وهابی سلفی را در یکی از مساجد شیعه کویت شنیدید!
 

تقييمي لحجم الخطر الذي نواجهه الآن من الوجود السلفي الوهابي التكفيري في منطقة الشرق الأوسط بأنه كبير جدا ولا بد من جمع كل قوة وإمكانية متاحة لسحقه تماما وبسرعة كبيرة، وإلا فالنتائج المترتبة على تأخير سحقه وإنهاء هذا الوجود سيئة للغاية .. ستكبدنا جميعا خسائر فادحة، ليس فقط خسائر بالأنفس ـ بحسب اعتقادي ليست فقط خسائر بالأنفس أو بالأموال والممتلكات ـ بل يمكن أن يصل الأمر إلى المقدسات والأعراض لا سمح الله !
 

ارزیابی من از انداز ٔه خطری که با وجود سلفی وهابی تکفیری در منطقه خاورمیانه با آن مواجه هستیم بسیار بزرگ است و باید تمام قدرت و امکانات در دسترس را برای ریشهکن ساختن آنها در اسرع وقت مهیاء سازیم،
در غیر این صورت، نتایج تأخیر در ریشهکن ساختن و پایان دادن به آنان سخت و گران خواهد بود، و تلفات بسیار زیادی را باید تحمل کنیم، نه فقط تلفات ارواح- بر حسب باور من- فقط تلفات روحی یا مالی و دارائی نیست، بلکه ممکن است امر به مقدسات و ناموس ، خدای ناکرده برسد!
 

ونحن نلاحظ الآن بعد مرور سنة على احتلال الموصل زادت امكاناتهم عدة وعددا وتم احتلال الرمادي، أضف أن في الموصل جامعة كبيرة ومختبرات وخبراء ومعامل وفي المناطق كذلك التي يحتلونها في سوريا،
 

پس از گذشت یک سال از تصرف موصل ما الان میبینیم که امکانات آنان از لحاظ تعداد و تجهیزات بیشتر شده است و در نتیجه رمادی را نیز به تصرف در آوردند، اضافه کنم که در موصل دانشگاهی بزرگ و آزمایشگاهها و افراد متخصص و کارخانه و... وجود دارد و نیز در مناطق سوریه که آنها را به تصرف در آوردند این امکانات موجود است،
 

وأعتقد أن الحصول على مواد لصناعة ما يسمى بالقنبلة النووية القذرة أو القنبلة القذرة أو سلاح راديولوجي أو اشعاعي ليست مسألة مستحيلة ! خصوصا اذا توفرت الأموال كما هو واقع داعش اليوم. وبالتالي فمن الممكن أن تهاجم مدننا الأخرى بها.
 

و معتقدم که دسترسی به مواد برای ساخت و تولید بمب هستهای یا بمب کثیف یا سلاح رادیولوژی چندان سخت نیست، به خصوص اگر توانایی مالی وجود داشته باشد همان طور که داعش این توانایی را دارد، که در نتیجه ممکن است با آن سلاح شهرهای دیگ ِر ما نیز مورد هجوم قرار گیرند.
 

أيضا سيطرة هذه التنظيمات التكفيرية على مدن في سوريا مثل ادلب مؤشر واضح على حجم الخطر. ولهذا أقول أن الوقت مهم وهزيمتهم بسرعة مهمة لأن وجودنا ووجود مقدساتنا مهدد بخطر حقيقي و واقعي.
 

همچنین تسلط این احزاب تکفیری بر شهرهایی در سوریه مثل ادلب اشارهای واضح به مقیاس خطر دارد. برای این است میگویم که وقت مهم است و شکست آنان در اسرع وقت نیز مهم است زیرا که وجود ما و مقدساتمان در معرض تهدید خطر حقیقی و واقعی است.
 

أنا لا أريد أن أرعب أحدا يعني أرعب أحد بهذا الكلام .. لا أبدا! ولكن هي هذه حقيقة يعني .. هذه حقيقة ماثلة أمامنا وبتقديري دخولهم للرمادي هو أخطر حدث نواجهه اليوم .. وكل يوم يمر على وجودهم في الرمادي يزيد من احتمالية تعرضنا وتعرض مدننا وأهلنا ومقدساتنا لخطر كبير !
 

نمیخواهم که با این حرفها ایجاد ترس و وحشت کنم... به هیچ عنوان! اما این حقیقت است، این حقیقتی واقع پیش روی ماست، و برآورد من این است که ورود آنان به ُرمادی خطرناکترین رویدادی است که با آن مواجه هستیم، و هر روز که با حضور آنان در ُرمادی میگذرد احتمال در معرض قرار گرفتن شهرها، مردم و مقدساتمان در خطر بیشتر میشود.
 

هذا هو تقييمي الاجمالي للوضع على الأرض الآن ، أما دوري أو ما يمكن أن أقوم به : فأنا منذ سنوات طويلة دعوت إلى تشكيل قوة لمقاتلة هؤلاء وجهادهم ودفع خطرهم قبل أن يستفحل، وهناك بيانات صدرت مني بهذا الخصوص.
 

ارزیابی کلی من از وضع جاری موجود بر سرزمینها الان این است. اما در مورد نقش من یا چیزی که میتوانم انجام دهم؛ من از سالها پیش به تشکیل نیرو برای مبارزه و جهاد و دور کردن خطرشان قبل از توانا شدنشان دعوت نمودم
که راجع به این موضوع بیاناتی از من منتشر شد.
 

و اليوم نحن بدءنا بتشكيل سرايا القائم للدفاع عن المقدسات والأرض والعرض وندعو الناس وخصوصا شيعة أهل البيت للالتفاف حولها ودعمها و الانتساب لها. فهذا هو جيش إمامكم فانصروه و لا تخذلوه
 

امروزه ما به تشکیل گردانهای قائم جهت دفاع از مقدسات و سرزمین و ناموس روی آوردیم و عموم مردم به خصوص شیعیان اهل بیت )ع( را به یاری و پشتیبانی و وابستگی به آن میطلبیم، این ارتش امامتان است آن را یاری دهید و در حق آن کوتاهی نورزید.
 

وهدفنا الأولي هو دفع هؤلاء المجرمين إلى أبعد مسافة ممكنة عن مقدساتنا وأهلنا وأرضنا وإخراجهم من العراق أما بخصوص رسالتي .. الحكومات .. لا أعتقد أن الحكومات تسمع يعني هم غير قادرين عاجزين عن السمع يعني .. عاجزين عن السمع !
 

نخستین هدف ما دور کردن این مجرمان به مسافتی دور از مقدسات و مردم و سرزمین و خارج کردن آنان از عراق در حد توان است. اما در مورد رسالتم؛ حکومتها – گمان نکنم که حکومتها بشنوند یعنی آنان در حقیقت از شنیدن ناتوان و عاجرند، .. آری از شنیدن عاجزند!
 

رسالتي للحكومة العراقية : أن يوفروا لنا معسكرات تدريب وأن يفتحوا لنا المجال لمقاتلة هؤلاء الغزاة المحتلين الذين احتلوا أرضنا ويريدون تدنيس مقدساتنا وقد قاموا بتدنيس هذه المقدسات بالفعل لما هدموا ضريح العسكريين في سامراء سابقا.
 

رسالتم به حکومت عراق این است که : اردوگاههای آموزشی برای ما مهیاء سازند و فرصت مبارزه و جنگ با این مهاجمان و اشغالگران که سرزمین ما را به تصرف در آوردند و میخواهند مقدسات ما را هتک حرمت کنند، دهند، آنان در واقع مقدسات ما را هنگامی که ضریحهای دو امام عسکری در سامراء را در گذشته ویران کردند هتک حرمت نمودند.
 

فان لم تستجب الحكومة العراقية لهذا الطلب، فأنا أقول لسرايا القائم : كونوا مستعدين بالعدة والاستعداد البدني والفني والنفسي للدفاع والقتال في حال انهار الجمع الذي يواجه داعش كما انهار قبل فترة وسلم الرمادي ! فمدنكم، مقدساتكم وأعراضكم في خطر حقيقي وواقعي !
 

اگر دولت عراق به این درخواست جواب ندهند، پس من به گردانهای قائم میگویم: از لحاظ تجهیزات و استعداد و تربیت بدنی و فنی و نفسی جهت دفاع و کارزار آماده باشید، در صورتی که این نیروها که اکنون با داعش رو به رو هستند شکست بخورند، همان طور که مدتی پیش شکست خوردند و ُرمادی را تحویل دادند. پس شهرهای شما، مقدسات و ناموستان در خطری جدی قرار دارند!
 

أيضا بمناسبة تداول قانون العفو العام في العراق هذه الأيام فنحن نطالب الحكومة العراقية بالإفراج عن أنصار الإمام المهدي المعتقلين والمحكومين بالإعدام .. خصوصا المحكومين بالإعدام .. أنصار الإمام المهدي ليسوا ارهابيين ولا مجرمين ومن غير المعقول والمنطقي أن يحكم عشرات الأشخاص بالإعدام بسبب المواجهات التي حدثت في عام 2008 !
 

همچنین به مناسبت متداول شدن عفو عمومی در عراق، در این روزها از حکومت عراق درخواست آزاد کردن انصار امام مهدی که در بند هستند و به اعدام محکوماند، میکنیم، به خصوص افرادی که به اعدام محکوم هستند. انصار امام مهدی نه تروریست هستند و نه مجرم، پس معقول و منطقی نیست که در حق دهها نفر به خاطر درگیری در سال ۲۰۰۸ به اعدام محکوم شوند.
 

في حين أن الحكم بالإعدام وفي كل الأعراف والقوانين يحتاج إلى اثبات لا لبس فيه. لا بد من اثبات لا لبس فيه لحدوث الجريمة الموجبة للحكم بالإعدام. فكيف شخص القاضي الذي حكم على عشرات الأشخاص في جلسة ؟ في جلسة بالإعدام .. أن هؤلاء قاموا بالقتل ؟
كيف قاضي واحد ؟ وحتى لو كانوا عدة قضاة ! في جلسة واحدة قام بالحكم على عدة أشخاص بالإعدام ! كيف شخص أن هؤلاء قاموا بالقتل مع سبق الاصرار مع أن ما حدث هو مواجهات مسلحة عشوائية !
 

در حالی که اعدام در کل آئینها و قوانین نیاز به اثباتی که در آن شکی نباشد دارد، باید اثباتی آشکار باشد که ثابت کند جرم موجب حکم به اعدام است، پس قاضی در یک جلسه چگونه در حق دهها نفر حکم اعدام صادر کرد؟! در یک جلسه حکم اعدام صادر کرد که این افراد مرتکب قتل شدند؟ چگونه ممکن است فقط یک قاضی در یک جلسه حکم صادر کند؟ و حتی اگر چندین قاضی در یک جلسه باشند و در یک جلسه در حق چند فرد حکم اعدام صادر کنند، چگونه تشخیص داده شد که این افراد مرتکب قتل شدند با قصد قبلی به این که آنچه روی داد درگیری مسلحانه اتفاقی بود.
 

يعني هذا يذكرنا بمحكمة الثورة في عهد صدام، وإلا بربكم ما الفرق؟! ثم إن أحداث 2008 كانت بسبب اعتداءات متكررة على أنصار الإمام من قبل بعض المتنفذين في حينها.
 

این در حقیقت ما را به یاد دادگاه انقلاب زمان صدام میاندازد، و الا شما را به خدا چه تفاوتی با هم دارند؟! ضمن این که حوادث سال ۲۰۰۸ به علت حملات مکرر به انصار امام توسط نفوذگرا ِن آن زمان بود،
 

ويمكن لأي شخص في الحكومة الحالية، حكومة العراق الحالية، إذا كانوا فعلا يريدون احقاق الحق،
أن يجري تحقيقا وبحثا منصفا ليرى كم الاعتداءات والأذى الذي مورس ضدنا في ذلك الوقت من قبل بعض المتنفذين، ومنها كمثال :
 

و برای هر فرد در حکومت عراق کنونی اگر واقعاً میخواهند حق به حقدار برسد تحقیق و بازرسی منصفانه انجام دهند تا ببینند در آن زمان توسط نفوذگران چقدر به ما حمله شد و ما را آزار دادند؛ به عنوان مثال:
 

الاعتداء على الحوزة المهدوية والمكتب الرسمي في النجف في بداية عام 2007 وإغلاقه واعتقال سيد حسن الحمامي وطلبة الحوزة المهدوية دون أي عذر قانوني ثم أفرجوا عنهم بعد فترة ولم يعيدوا لهم البناية، بناية الحوزة لم يعيدوها، بناية الحوزة والمكتب، بل استولوا عليها دون أي وجه قانوني ولم يسلموها إلا أن انتهى عقد الايجار.
 

حمله به حوزه مهدوی و مکتب رسمی در نجف اشرف در آغاز سال ۲۰۰۷ )مصادف با ۱۳۸۵( و بستن آن و دستگیری سید حسن حمامی و جمعی از طلبه های حوزه بدون عذر قانونی، سپس ایشان را پس از مدتی آزاد کردند ولی بنای )ساختمان( حوزه و مکتب را برنگرداندند، بلکه بدون هیچ توجیه قانونی آن را ضبط نموده و تسلیم نکردند مگر پس از اتمام مهلت قرارداد اجاره.
 

وهذه ليست الحادثة الوحيدة، بل تكررت وبنفس الطريقة التعسفية :
إغلاق المكتب واعتقال السيد الحمامي وطلبة الحوزة دون وجه حق ! إلى أن حدث ما حدث عام 2008.
 

این تنها حادثهء اول نیست، بلکه با همان روش خودسرانهء غیر قانونی، بستن مکتب و دستگیری سید حمامی و طلبه های حوزه تکرار شد! تا این که حوادث سال ۲۰۰۸ اتفاق افتاد.
 

ولهذا أنا أدعوهم للإفراج عن أنصار الإمام المهدي المسجونين .. هؤلاء أناس مظلومون .. مظلومين فأفرجوا عنهم! ليس لدي شيء آخر .. لكم المايك
 

به همین جهت من آنان را به آزاد کردن انصار امام مهدی که در بند هستند دعوت میکنم، این افراد مظلوم هستند، ستم دیده هستند آنان را آزاد کنید! بیش از این سخنی ندارم، میکروفن رها.
 

الأستاذ علي العاملي: اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين. حياك الله مولانا يماني آل محمد وحيا الله ضيوفك. هناك سؤال يتعلق بسرايا القائم التي شكلتها أخيرا والسؤال يتألف من شقين:
 

استاد علی عاملی: اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین. ضمن خوش آمد گویی به مولایمان یمانی آل محمد و مهمانان شما.
سؤالی مربوط به گردانهای قائم که اخیراً تشکیل دادید دارم که دو بخش دارد:
 

الأول: نلاحظ أن هناك هجمة على سرايا القائم منذ بداية الدعوة إلى تشكيلها وهناك حملة تشكيك فيها وفي رجالاتها وفي أهدافها علما أن كل العراقيين وغير العراقيين قد اشتركوا في الحرب على الدواعش الكفرة، السؤال هو : هل الحملة على سرايا القائم بريئة وناتجة من سوء فهم أم أن الأمر أكبر من ذلك؟
 

اول: ملاحظه میشود که از ابتدای فراخوانی به تشکیل گردانها حمله صورت گرفت و نیز حمله)به صورت ایجاد شک و شبهه( به شک افکندن در مورد آن و مردان آن و اهداف آن ایجاد میکنند، با توجه به این که همهی عراقیها و غیر آنان در جنگ ضد داعش کفار شرکت نمودهاند. سؤال این است که : آیا حمله به گردانهای قائم بدون قصد و یک سوء تفاهم است یا این که امر جدیتر است؟
 

والثاني : نحن نلاحظ وجود عشرات الآلاف من عناصر الحشد الشعبي في مواجهة الدواعش ومع ذلك لم يستطيعوا القضاء عليهم، السؤال الطبيعي والمنطقي هو : ما الفرق الذي ستحدثه سرايا القائم بأعدادها القليلة وفي مصير هذه الحركة؟ تفضلوا مولاي
 

دوم: ما وجود دهها هزار نفر از عناصر نیروی مردمی در رویایی با داعش را ملاحظه میکنیم، اما با این حال نتوانستند آنان را نابود کنند، سؤال طبیعی و منطقی این است که :
تفاوت بین آنچه گردانهای قائم با تعداد کمی که دارند میتوانند در این راه و سرنوشت این جنبش انجام دهند چیست؟ بفرمایید مولایم.
 

الإمام أحمد الحسن)ع(: يا الله. إن شاء الله يكون هناك صوت. الصوت واضح؟ ..الحمد لله
سید احمد الحسن )ع(: یا الله. ان شاء الله که صدا دارید. صدا واضح است؟... الحمدلله.
نعم بالنسبة لسرايا القائم، أعلنت بوضوح سبب تشكيلها على صفحة الفيسبوك. سبب تشكيلها هو الدفاع عن المقدسات والبلد والأعراض. أما التهجم على سرايا القائم، فرغم أنه لا يقدم ولا يؤخر بالنسبة لي على الأقل، يعني بالنسبة لي على الأقل لا يقدم ولا يؤخر تهجم أي كان! ولكني إلى اليوم شخصيا لم أجد شخصا له قيمة ووزن اجتماعي أو سياسي أو عسكري أو حتى ديني تهجم على تشكيل سرايا القائم علنا.
 

در مورد گردانهای قائم، علت تشکیل آن را در صفحهء فیسبوک بیان کردم. علت تشکیل آن دفاع از مقدسات و سرزمین و ناموس است. اما حملهوری به گردانهای قائم، لااقل نسبت به من هیچ تأثیری ندارد، یعنی این که نسبت به من لااقل تأثیری ندارد که حمله از طرف چه کسی انجام میشود!
و تا امروز نیز من به شخصه ، هیچ فردی که ارزش و بهای اجتماعی یا سیاسی یا نظامی یا حتی دینی داشته باشد ندیدم که به صورت علنی به گردانهای قائم حمله‌ور شود.
 

بل على العكس، من خلال الأخبار التي تصلني من المكتب والمؤمنين، يوجد هناك ترحيب وبدرجة لا بأس بها بتشكيل سرايا القائم من عدة جهات وقيادات عسكرية ومن حكومات محلية ومحافظين في أكثر من محافظة في العراق ومن بعض قيادات في الحشد الشعبي.
 

بلکه بر عکس، از خلال اخباری که از طریق مکتب و مؤمنین به من میرسد جهت تشکیل گردانهای قائم از چند جهت و فرماندهی نظامی و از حکومتهای محلی و استانداران در بیش از یک استان در عراق و از برخی فرماندهان نیروی مردمی خوش آمدگویی چندان خوبی به عمل آمده است.
 

وقد طلبت شخصيا من المكتب الرسمي التواصل مع الشخصيات السياسية والعسكرية في العراق
وتعريفهم بالهدف من تشكيل سرايا القائم .. ولو أن ظروفي الشخصية تسمح لي تواصلت معهم...
 

من به شخصه از مکتب رسمی خواستم تا با بعضی از شخصیتهای سیاسی و نظامی در عراق ارتباط پیدا کنند
و هدف از تشکیل گردانهای قائم را برای آنان توضیح دهند و اگر شرایط شخصی به من اجازه میداد با آنان ارتباط پیدا میکردم.
 

وقد قمنا بهذا التواصل حتى لا نعطي لبعض المرضى أي فرصة حتى وان كانت ضئيلة للتشويش.
فهناك خطر يتهددنا جميعا .. السني والشيعي والمسيحي..
 

ما نسبت به این ارتباط اقدام کردیم تا به بعضی بیماران کمترین فرصت آشوب ندهیم. خطر همهء ما را تهدید میکند. سنی، شیعه و مسیحی.
 

هناك خطر يتهدد كل من يشايع أهل البيت بغض النظر عن توجهه ومعتقده .. ويتهدد مراقد أئمتنا ويتهدد أعراضنا .. وأرض العراق العزيزة المباركة المطهرة بمراقد الأئمة عليهم السلام والأنبياء .. وهذا الخطر وصل إلى حدود بغداد موسى بن جعفر وكربلاء الحسين ونجف علي بن أبي طالب عليهم السلام ، ولهذا نحن اضطررنا للتحرك وتشكيل سرايا القائم، وليغضب من يغضب !
 

خطری وجود دارد که هر ولایتمدار از پیروان اهلبیت صرف نظر از گرایش و اعتقادی که دارد را تهدید میکند. این خطر مراقد ائم ٔه ما و ناموسمان را تهدید میکند. و نیز سرزمین عراق عزیز و مبارک و پاک که با مراقد ائمه و پیامبران علیهم السلام پاک گشته را تهدید میکند. این خطر تا مرز بغدا ِد موسی بن جعفر و کربلای حسین و نج ِف علی بن ابیطالب علیهم السلام رسید، و به همین خاطر مجبور به حرکت و تشکیل گردانهای قائم شدیم، و هر کس بخواهد غضبناک و ناراحت شود!
 

وعموما أعتقد أن من غضبوا وتهجموا على سرايا القائم هم شواذ قليلون وتهجمهم ليس له قيمة ولا يهتم له أحد، وأي عاقل يفهم بوضوح أيضا
أن هؤلاء يخدمون أهداف داعش سواء عن علم ومعرفة أم بسفاهة وجهل وضعف ادراك ووعي لما يجري ويحدث في الساحة !
 

در هر حال من بر این باورم کسانی که خشمناک شدند و به گردانهای قائم حمله کردند افرادی تکرو، کجرو و فرصت طلبانی اندک هستند که حملات آنان ارزشی ندارد و به آن توجه نمیشود. هر عاقلی به وضوح میفهمد که این افراد دانسته یا ندانسته یا از روی سفاهت و جهل و ضعف ادراک و آگاهی از آنچه اتفاق میاُفتد اهداف داعش را خدمت میکنند!
 

أيها الأحبة في سرايا القائم أتوجه لكم : أيها الأحبة في سرايا القائم، من سلم من التهجم حتى تريدون أن تسلموا من التهجم ؟ الله سبحانه وتعالى لم يسلم ! وتجدون ملحدين يتهجمون عليه ويستهزئون به !
 

ای عزیزان در گردانهای قائم به شما روی میآورم و میگویم: ای عزیزان در گردانهای قائم، چه کسی از حملات در امان بود تا شما بخواهید از آن در امان باشید؟ حتی خداوند سبحان و متعال در امان نماند! منکرین وجود خدا را میبینید که به او حمله کرده و مسخره میکنند!
 

تريدون أن نسلم نحن وأنتم من تهجم بعض السفهاء الذين يخدمون داعش؟ أظن أن هذا ثمنا لا بد أن ندفعه دائما وفي كل خطوة نخطوها
لنرتقي عند الله سبحانه وتعالى.
 

آیا میخواهید ما و شما از حملات بعضی سفیهان که به داعش خدمت میکنند در امان باشیم؟
گمان میکنم این بهائی است که در هر گامی که بر میداریم باید همیشه آن را پرداخت کنیم
تا به نزد خداوند سبحان و متعال ارتقاء یابیم.
 

وأنا أحب أن يطمئن أي شخص مخالف لنا أن منهجنا هو منهج خلفاء الله، منهج محمد صلى الله عليه وآله، منهج علي .. فمحمد لم يحتل المدينة المنورة بالقوة العسكرية
وإنما دعا الناس إلى حاكمية الله ولما قبله أهل المدينة انتقل إلى المدينة ..
 

دوست دارم که هر فرد که مخالف ماست بداند و مطمئن شود که راه ما را ِه خلفای خداست، راه محمد صلی الله علیه و آله و راه علیست. محمد مدینه منوره را با قدرت نظامی به تصرف در نیاورد بلکه مردم را به حاکمیت خدا دعوت کرد و هنگامی که اهل مدینه ایشان را پذیرفتند به آنجا نقل مکان کرد،
 

وكذلك علي عليه السلام، نصبه رسول الله صلى الله عليه وآله، ولما وجد أنه وحيد مع قلة من أنصاره اعتزل في بيته حتى رجع الناس له وقبلوا تنصيبه فقام بالأمر ..
 

هم این طور امام علی علیه السلام که رسول الله صلی الله علیه و آله ایشان را تنصیب کرد، هنگامی که دید به همراه انصار اندک خود تنهاست در خانه عزلت گزید
تا مردم به ایشان برگشتند و تنصیب ایشان را پذیرفتند، در نتیجه متصدی آن امر شد.
 

فنحن كذلك .. لا يتصور أحد أننا نريد تشكيل قوة عسكرية لإجبار الناس بالقوة على قبول أحمد الحسن ! أبدا هذا ليس منهجنا وليس طريقنا.
 

ما نیز همین طور. هیچ کس تصور نکند که ما میخواهیم قدرت نظامی برای مجبور کردن مردم جهت قبول احمد الحسن با زور تشکیل دهیم! به هیچ وجه این راه و منش ما نیست.
 

وطريقنا معلن منذ أول الدعوة وقد قلت مرارا وتكرارا أن الله ينصب خليفته في أرضه والخليفة يقدم أدلته على تنصيبه، وعلى الناس أن تقبل تنصيبه. فان رفضوا التنصيب الإلهي فقد ضيعوا حظهم وآخرتهم. أما خليفة الله فلا يضره شيء، يجلس في بيته كما جلس علي، خمسة وعشرين سنة !
 

راه ما از آغاز دعوت آشکار بود و بارها گفتم که خلیفهء بر روی زمین را خدا تعیین میکند و خلیفه دلایل خویش را برای اثبات آن ارائه میدهد، و بر مردم واجب است که تنصیب او را بپذیرند. در نتیجه اگر تنصیب الهی را رد کردند هیچ بهرهای نمیبرند و آخرت خود را از دست میدهند. اما در مورد خلیفه خدا، هیچ ضرر و زیانی به وی نمیرسد، مانند علی که بیست و پنج سال خانهنشین شد، او نیز خانهنشین میشود!
 

هذا ما لدي بهذا الخصوص .. أما سؤالك عن تأثيرنا وأيضا ما فعله الحشد الشعبي..
 

این پاسخ من در این باره بود... اما سؤالت در مورد تأثیر ما و نیز آنچه نیروهای مردمی انجام دادند...
 

أعتقد بالنسبة للحشد الشعبي والجيش العراقي، هم قدموا التضحيات والدماء لحفظ المقدسات والبلد والأعراض وهذا أمر يشكرون عليه بغض النظر عن تشكيك بعض الجهات بالنوايا أو حتى تشكيك بعضهم ببعض يعني
ـ نسمع بعض الكلام بهذا الخصوص ـ وأيضا بغض النظر عن كونهم حققوا النصر أم لا !
 

بر این باورم که نیروی مردمی و سپاه عراق برای دفاع و حفظ مقدسات و سرزمین و ناموس فداکاری کردند و خونها ریختند و این کار جای سپاس و قدردانی از آنان دارد صرف نظر از شک انداختن بعضی محافل به نیتها و یا در واقع حتی شک انداختن به همدیگر -در این مورد حرفهائی را میشنویم- همچنین صرف نظر از این که آنان پیروزی را محقق کردند یا خیر!
 

وأرجو منكم أن تتذكروا دائما أن في الجيش العراقي اليوم الكثير من اخوتكم الأنصار المؤمنين الأطهار وقد استشهد بعضهم رحمهم الله برحمته الواسعة في معركة الدفاع عن أرض العراق المقدسة. أما ما الذي يمكن أن تقدمه سرايا القائم، فأعتقد الكثير جدا يمكن أن تقدمه سرايا القائم :
 

و نیز خواهشمندم همیشه به یاد داشته باشید که امروزه در سپاه عراق بسیاری از برادران مؤمن و پاکتان هستند که بعضی از آنان در جنگ دفاع از سرزمین عراق مقدس شهید شدند خدا با رحمت گسترده خود آنان را رحمت کند. اما در مورد این که گردانهای قائم چه چیزی را میتوانند ارائه دهند، معتقدم که چیزهای بسیاری را گردانهاي قائم میتوانند تقدیم کنند:
 

أولا لدينا الآن آلاف المتطوعين في العراق، يعني في داخل العراق، وكذلك في خارج العراق، منهم ضباط وخريجي كلية الأركان وعدة آلاف اعتقد يحدثون أثرا في ساحة المعركة حتى بالمقاييس المادية البحثة.
 

اول این که هزاران نفر داوطلب در عراق داریم، در واقع فقط داخل عراق، و همچنین خارج از عراق، که از میان آنان افسران و فارغ التحصیلان دانشکده افسری هستند، و اعتقاد دارم چند هزار نفر میتوانند در میدان کارزار حتی با معیارهای کاملاً مادی اثر قابل توجهی ایجاد کنند.
 

ثانيا نحن لدينا مقياس آخر، وهو المقياس الإلهي، فنحن نعتقد أن الله معنا وناصرنا على اعدائنا.
 

دوماً ما معیار دیگری داریم، و آن معیار الهی است، و ما معتقدیم که خدا با ماست و ما را بر دشمنانمان پیروز میگرداند.
 

ولهذا فوجود سرايا القائم في مواجهة داعش والظلام الوهابي السلفي التكفيري
في ساحة المعركة اليوم سيحدث فرقا كبيرا وملموسا على ساحة المعركة عموما إن شاء الله. ورحمة الله واسعة إن شاء الله. ليس لدي شيء آخر. لكم المايك.
 

به همین دلیل وجود گردانهای قائم در ایستادگی ضد داعش و تاریکی وهابی سلفی تکفیری، امروز به طور عمومی در میدان کارزار یک تفاوت بزرگ و قابل توجهی ان شاء الله ایجاد میکند. و رحمت خدا گسترده است ان شاء الله. بیش از این سخنی ندارم. میکروفن رها.
 

 

الأستاذ علي العاملي: اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين. حياك الله مولانا يماني آل محمد بين ضيوفك. سعدنا بلقائك مولانا.
 

استاد علی عاملی: اللهم صلی علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین. یمانیِ آل محمد به میان مهمانانتان خوش آمدید. از دیدار با شما خوشحال شدیم.
 

مولاي نحن أنصارك وخدامك لن نقول كما يقول اليهود لموسى عليه السلام ) اذهب أنت وربك فقاتلا (، نحن نقول: نحن جاهزون في كل ساحة رهن اشارتك سيدنا، لو طلبت منا أن نشرب البحار لشربنا
ولو طلبت منا أن ننقل الجبال على أظهرنا لنقلناها .. أنت تأمر سيدنا لبيك مولاي أحمد الحسن ع
 

مولایم ما انصار و خادمان شما هستیم، چیزی که یهود به موسی علیه السلام گفتند "تو و پروردگارت برويد و جنگ كنيد" را تکرار نمیکنیم، بلکه ما میگوئیم: ما در هر میدان کارزار گوش به فرمان شماییم آقای ما. اگر از ما بخواهید آب دریاها را خالی کنیم این کار را انجام میدهیم و اگر خواستید تا کوهها را جا به جا کنیم آنها را بر دوش نهاده جا به جا میکنیم. شما دستور میفرمائید آقایمان، لبیک مولایم احمد الحسن)ع(.
 

 

هناك الكثير من الموالين لمحمد وآل محمد صلوات الله عليهم في كل أنحاء العالم، فما هو توجيهكم الكريم لهم ولكل المسلمين في ظل هذه الفتنة التي دخلت كل بيت من بيوت المسلمين وصورت الاسلام على أنه دين دموي وإرهابي بنظر الاخرين. تفضلوا سيدنا عندكم المايك.
 

بسیاری از ولایتمداران محمد و آل محمد، درود خدا بر ایشان باد، در سراسر جهان موجود هستند، توصیهی شما به آنان و همهی مسلمانان با وجود این فتنه و آشوبی که در هر خانه از خانههای مسلمانان وارد شده و اسلام را دین خونریزی و تروریست در نظر دیگران متصور کرده چیست؟ بفرمائید آقایم، میکروفن در اختیار شماست.
 

الإمام أحمد الحسن)ع(:
يا الله. الصوت واضح لكم إن شاء الله ؟ يا الله هناك أمر مهم استجد على الساحة الإنسانية عموما في السنوات الأخيرة
وهو ثورة المعلومات وسهولة الحصول عليها كذلك توفر طرق ميسرة للتواصل الاجتماعي بين بني البشر.
 

سید احمد الحسن)ع(: 

یا الله. صدا واضح است ان شاء الله؟ به طور عموم در سالهای اخیر امری جدید در آنجا میان انسانها به وجود آمد و آن انقلاب تکنولوژی و دسترسی آسان به آن است، همچنین ارتباط اجتماعی میان انسانها را فراهم آورده است،
 

وهذه الطرق فتحت بابا لكل إنسان أن يطلع على الحقائق كما هي متى ما أراد وقرر فعلا أن يطلع، طبعا دون وصاية أحد غير المنطق والتفكير السليم على عقله وطريقة تفكيره وإلا مجرد الإطلاع يعني وإذا يطلع وهناك وصاية على تفكيره وعلى عقله، هو يعني جعل آخرين أوصياء على تفكيره وعلى عقله لا فائدة من اطلاعه.
 

و این راهها برای هر فرد دربی باز نمود تا بتواند هر وقت بخواهد و اراده کند بر حقیقتها همان طور که هست مطلع گردد، قطعاً بدون توصیهی قبلی از کسی و با اعتماد به منطق و طرز تفکر صحیح فکر کند، و ا ّلا تنها اطلاع با پیش زمینه قبلی از فردی دیگر به این معناست که دیگران را سرپرست افکار و عقل خود قرار داده
که)در این صورت( اطلاع او ارزشی نخواهد داشت.
 

لا بد أن يكون، يطلع بدون وصاية. أقول وبالتالي فأنا أدعو كل انسان وخصوصا الموالين لآل محمد صلوات الله عليهم
للإطلاع على أدلة الدعوة المهدوية بهدوء ودون الخضوع لوصاية أحد.
 

باید خود بدون توصیهء قبلی از کسی به تحقیق بپردازد. میگویم و در نهایت هر انسانی را، به خصوص ولایت مداران آل محمد -درود خدا بر ایشان باد- را به آگاهی و تحقیق همراه با آرامش و بدون قبول توصیههایِ قبلیِ کسی در مورد ادله دعوت مهدویت دعوت میکنم.
 

فرجائي لهم أن لا يتركوا أحدا آخر ليقرر لهم أمر آخرتهم لأنه مثل ما نقول بالعراق ) محد راح ينام بقبرك غيرك (
فمهد لنفسك آخرة مرضية عند الله سبحانه وتعالى.
 

خواهشم از آنان این است که اجازه ندهند کسی دیگر برای آخرت آنان تصمیم گیرد زیرا همان طور که در عراق میگوئیم “هیچ کس به جای تو در گور نمیخوابد” پس برای خویش آخرتی که خداوند سبحان و متعال از آن خشنود شود را زمینهسازی کنند.
 

أيضا تجنبوا ما يسمى تأثير المجموعة، يعني عندما تريد أن تسمع من الآخرين تجنب تأثير المجموعة. وكونوا أحرارا في قراراتكم .. فمتى ما وجدت الطريق الصحيح توكل على الله ولا تسيء اذا أساء الناس وتقول حشر مع الناس عيد كما يقولون!
 

همچنین از تأثیر مجموعه ها اجتناب کنید، یعنی این که وقتی که میخواهید از دیگران بشنوید از تأثیر گروه های دیگر اجتناب کنید. در تصمیمگیریها آزاده باشید.
هر وقت راه درست را یافتید به خدا توکل کنید و اگر مردم بدی کردند بدی نکنید و همانند مردم نگویید “با مردم بودن در دوزخ عید است”.
 

 

نحن دعونا الموالين لآل محمد عليهم السلام وندعوهم اليوم لنصرة هذه الدعوة المهدوية الإلهية الحقة، ليدفع الله بها عنهم وعن الاسلام شر هؤلاء المفسدين، داعش وغيرهم من الحركات الوهابية السفيانية التكفيرية.
 

ما ولایتمداران آل محمد علیهم السلام را فرا خواندیم و امروز آنان را به یاری این دعوت مهدویِ الهیِ حق دعوت میکنیم
تا خدا به واسطهی آن شر داعش و دیگر جنبشهای وهابی سفیانی تکفیری و افسادگران را از آنها و اسلام دور کند.
 

وأيضا حتى نتمكن من ايصال صورة الاسلام الحقيقي والصحيح، الصورة النقية، لكل دول العالم ولكل شعوب العالم في الشرق والغرب إن شاء الله. ليس لدي شئ آخر جزاكم الله خيرا. لكم المايك
 

و نیز تا بتوانیم تصویر اسلام حقیقی، صحیح و ناب را به همهء کشورها و ملتهای عالم در مغرب و مشرق زمین برسانیم ان شاء الله. بیش از این سخنی ندارم خدا به شما خیر دهد. میکروفن رها.
 

د. علاء السالم: بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليكم ورحمة الله وبركاته مجددا. شكرا لك سيدنا وأتعبناك حقيقة في هذه الليلة المباركة
لكنها منحة إلهية منحها الله تبارك وتعالى لنا جميعا.
 

دکتر علاء سالم: بسم الله الرحمن الرحیم مجدداً سلام علیکم و رحمت الله و برکاته آقایمان از شما سپاسگزاریم. در این شب مبارک شما را خسته کردیم اما این فرصتیست که خداوند متعال آن را به همهی ما ارزانی نمود.
 

حقيقة مر من الوقت ما يقرب من الخمسين دقيقة ومرت سريعة جدا ونسال الله سبحانه وتعالى أن تكرر هذه اللقاءات بوجود يماني آل محمد صلوات الله عليه.
 

در حقیقت تقریباً پنجاه دقیقه گذشت و چه زود گذشت، از خداوند متعال خواستاریم که این دیدارها را به بخشش و کرم یمانی آل محمد درود خدا بر ایشان باد تکرار کند.
 

إليكم ذوي آل النبى تطلعت نواز ُع من قلبى ِظ َما ٌء وألـْبـُ ُب
 

اعضاى تشنه ام از قلب و عقل و وجودم همواره به سوى شما خاندان پاک پيغمبر نظارهگر است
 

يشيرون بالأيدي إليَّ وقولـُ ُه ْم ألا خاب هذا والمُشيرون أخي ُب
 

با دستان و سخنان خود به من اشاره میکنند اما این اشارهگران هر چه سعی کنند بازپس افکندهاند
 

فطائفة قد أكفرتني بحبكم وطائفة قالوا ُم ِسي ٌء و ُمذ ِن ُب
 

دستهای از آنان مرا به خاطر دوستی با شما کافر میدانند و دستهای دیگر مرا توهینگر و گناهکار میبینند
 

فما ساءني تكفير هاتيك منه ُم ولا عيب هاتيك التي هي أعي ُب
 

هیچکدام از اتهامات و عیبگوئیهای آنان تأثیری بر من ندارد بلکه کار آنان عیب و منقصه دارد
 

يعيبونني من خبثهم وضلالهم على حبكم بل يسخرون وأعج ُب
 

مرا به خاطر دوستی با شما از شدت خبث و گمراهیشان عیبدار میدانند بلکه مرا ریشخند میکنند که کار آنان بسی عجیب است
 

وقالوا ترابيٌّ هواه ورأيه بذلك أُدعى فيه ُم وأُلـَقـَّ ُب
 

گفتند که او ابو تراب را دوست میدارد و مقصود وی فقط ایشان است که بین آنان )از شدت حب شما( با نام و لقب “تُرابی” شناخته شدهام
 

أيها السادة المستمعون لم يبق لدينا إلا سؤالين للسيد أحمد الحسن ع. السؤال ما قبل الأخير سيدنا، أن رسالتك هي رسالة عالمية كما طرحتها وبينتها عبر السنين المتمادية، فهل هناك رسالة منك تود أن توجهها إلى المسيحيين واليهود ممن يزعمون انتظار المنقذ والمخلص الموعود في آخر الزمان ؟ تفضل سيدنا لك المايك.
 

عزیزان شنونده، بیش از دو سؤال از سید احمد الحسن)ع( باقی نمانده است. سؤال یکی مانده به آخر این است که
رسالت و پیام شما جهانی است همان طور که سالهای متوالی آن را مطرح و بیان کردید، آیا رسالت و پیامی دارید که مایلید به مسیحیان و یهود که ادعای انتظار منجی موعود در آخر الزمان دارند، بگوئید؟ بفرمایید آقایمان، میکروفن از آ ِن شماست.
 

الإمام أحمد الحسن)ع(: يا الله. حياكم الله د.علاء وأبدا لم تتعبوني إن شاء الله وبخدمتكم في أي وقت.
 

سید احمد الحسن)ع(: یا الله. دکتر علاء خوش آمدی و اصلاً مرا به رنج نیفکندید ان شاء الله ودرهروقتوزماندرخدمتشماهستم.
 

بالحقيقة لقد كتبت وقدمت الكثير لهم وبالخصوص المسيحيين وبإمكانهم الاطلاع على ما كتبت فيما مضى،
في كتاب التوحيد أو اجوبة بعض الأسئلة التي نشرت في كتاب الحواري الثالث عشر ورسالة الهداية وغيرها وأخيرا كتبت وناقشت أمورا تخصهم في كتاب وهم الالحاد.
 

در حقیقت برای آنان به خصوص مسیحیان بسیار نوشتم و ارائه نمودم که میتوانند از آنچه در گذشته نوشتم، مانند کتاب توحید یا برخی پاسخها به سؤالاتی که در کتاب سیزدهمین حواری و نامهی هدایت و دیگر کتب نوشتم مطلع شوند و مدتی پیش هم مواردی مربوط به آنان را در کتاب توهم الحاد نگاشتم و مورد بحث قرار دادم.
 

فأنا أدعوهم للقراءة والإطلاع ومعرفة المعزي الذي طلب منهم عيسى أو يسوع الايمان به وقبول الحق الذي يأتي به.
 

من آنان را به مطالعه و اطلاع و شناخت تسلی دهنده که عیسی یا یسوع از آنان خواست به وی ایمان بیاورند و حقی که با خود میآورد را قبول کنند، فرا میخوانم.
 

هم لديهم فرقة شهود يهوه.. طبعا كثير من المسيحيين لا يعتبرونهم مسيحيين لأنهم ينتظرون المعزي في آخر الزمان! على كل حال، أعتقد هذه الفرقة يجب الاهتمام بهم وتبليغهم أكثر .. أرجو من الأنصار أن يقوموا بهذا.
 

آنان فرقهای به نام شاهدان یهوه دارند. طبعاً بسیاری از مسیحیان آنان را مسیحی نمیدانند زیرا که منتظر تسلی بخش در آخر الزمان هستند! در هر حال، معتقدم به این فرقه باید توجه کرد و آنان را بیشتر ابلاغ نمود. از انصار خواهشمندم این کار را انجام دهند.
 

أيضا لدي نصيحة للسنة، أن يطلعوا على ما كتبت، ليس فقط .. لا نتوقف عند المسيحيين ومادام أنت طلبت د. علاء نصيحة فنوسعها. بالنسبة للسنة أرجو منهم أن يطلعوا على ما كتبت بخصوص خلافة الله في أرضه وأن يبحثوا في أدلة الدعوة المباركة.
 

همچنین برای اهل سنت نصیحتی دارم، که به آنچه نوشتم مراجعه کرده و مطالعه کنند، همین و بس.
فقط در مورد مسیحیان سخن نگوییم و مادامی که شما دکتر علاء، نصیحت خواستی، پس بهتر است آن را گستردهتر کنیم. در مورد اهل سنت از آنان خواهش دارم که آنچه در مورد خلافت خدا بر روی زمین نوشتم را مطالعه کنند و در مورد دلایل دعوت مبارک نیز تحقیق به عمل آورند.
 

فالمفروض أنهم يؤمنون بالمهدي الذي يولد في آخر الزمان، وهذه هي دعوة مهدي أمة محمد صلوات الله عليه وآله. فليبحثوا وليدققوا فيها بتجرد عن التعصب والهوى.
 

میبایستی آنان به مهدی که در آخر الزمان متولد میشود ایمان داشته باشند، و این دعوت مهدیِ ام ِت محمد -درود خدا بر ایشان و آل ایشان باد- پیش روی آنهاست، پس به دور از تعصب و هوی و هوس در مورد آن تحقیق کنند و دقت نمایند.
 

أيضا الوهابيون والسلفيون لدي لهم نصيحة وهي أن العقائد التي يطرحها الدين الوهابي لا علاقة لها بالإسلام. لأن الدين الوهابي قائم على عبادة هبل سماوي وصنم سماوي. أي أن الدين الوهابي مفترق عن الاسلام في الخطوة الأولى وهي أن الإله الذي يعبد وصفاته مفترقين، يعني هم لديهم إله ونحن لدينا إله !
 

همچنین در مورد وهابیها و سلفیها برای آنان نصیحتی دارم و نصیحتم این است که عقاید و باورهایی که دین وهابی مطرح میکند هیچ ربطی به اسلام ندارد. زیرا که دین وهابی بر عبادت ُهبَل و ُبتی آسمانی استوار است. به عبارتی در گام نخست دین وهابی از اسلام جدا است و آن گام این است که خدایی که پرستش میشود از صفات و ویژگیهائی که دارد جداست،
یعنی این که آنان خدایی دارند و ما خدایی داریم!
 

فعلماء الدين الوهابي يصفون إلههم بأن لديه يدين اثنين على الحقيقة وفي كل يد خمس أصابع حقيقية، ولديه عينين اثنين فقط على الحقيقة، وهكذا في بقية الصفات حتى يصفون لك صنما مجسما بكل معنى الكلمة ويقولون أنه موجود في السماء. وهذا ليس من الاسلام في شيء ومن أراد فليراجع كلمات علماءهم وقد نقلت بعضها في كتاب التوحيد.
 

علمای دین وهابی خدای خود را این گونه وصف میکنند که او دستانی واقعی و در هر کدام پنج انگشتی حقیقی دارد، و برای او فقط دو چشم حقیقی وجود دارد، و نیز در مورد صفات دیگر این گونه توصیف میکنند تا این که یک ُبت مجسمهای با تمامی معانی که حاوی آن است برای تو وصف نمایند که در آسمان قرار دارد. و این باور اصلاً و ابداً در اسلام وجود ندارد؛ هر کس خواهان اطلاعات بیشتر است به گفتههای علمایشان مراجعه کند که برخی از آنها را در کتاب توحید ذکر کردم.
 

ولهذا أدعو عوامهم والمخدوعين بهذا الدين إلى التوبة والرجوع إلى الاعتراف بإله الاسلام المنزه عن الصنمية وهذا التجسيم القبيح الذي لا يليق به سبحانه ولا يصح بحال.
 

از این جهت مردم نوعی و فریب خوردهی آنان که فریب این دین را خوردند را به توبه و رجوع به اعتراف به پروردگار اسلام ُ منَزَه از بت صفتی و مجسمهای ناپسند که این صفات در شأن و منزلت خداوند نیست و تحت هیچ شرایطی معتبر نمیباشد، دعوت میکنم.
 

أيضا أدعو السنة والشيعة وخصوصا علماءهم للإطلاع على ما طرحت في الأمور العقائدية، كالبحث الأخير في آية اكمال الدين، فلا يسع الإنسان العاقل أن يغمض عينيه اذا ما تم نسف عقيدته علميا وبصورة محكمة!
 

همچنین سنیها و شیعیان و به خصوص علمای آنان را به اطلاع از آن چه در مورد امور عقیدتی مطرح ساختم دعوت میکنم، مانند مبحث آخر در مورد آیه اکمال الدین که در وسع و توان انسان عاقل نیست از آن چشم پوشی نماید اگر چه عقیدهاش را علمی و محکم زیر سؤال نبرد و ویران نسازد !
 

جزاكم الله خيرا د.علاء والحبيب علي العاملي. ليس لدي شيء آخر أقوله بهذا الخصوص. لكم المايك.
 

دکتر علاء و عزیزم علی عاملی خدا به شما جزای خیر دهد. در این باره سخنی دیگر ندارم که بگویم. میکروفن رها.
 

 

الأستاذ علي العاملي: اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين. حياك الله مولانا يماني آل محمد ع. مولاي كلامك بلسم للروح. الله ينصرك على أعداءك.
مولاي نتمنى أن لا تنقضي الحلقة لأننا سعيدون جدا بوجودك معنا لكن لا بد أن تنتهي في الأخير وإن شاء الله لا يكون آخر لقاء.
 

استاد علی عاملی: اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین. خوش آمدید مولای ما یمانی آل محمد)ع(. مولایم سخنان شما شفای روح است. خدا شما را بر دشمنان پیروز گرداند. مولایم آرزو داریم که برنامه به پایان نرسد چرا که از وجود شما میانمان بسیار خوشحال شدیم؛ اما نهایتاً باید به پایان برسد و ان شاء الله آخرین دیدار ما نباشد.
 

السؤال الأخير مولاي، ما هي نصيحتكم لأنصاركم عموما وبالخصوص من انضموا وتطوعوا في سرايا القائم؟ تفضلوا سيدنا عندكم المايك.
 

مولایم، سؤال آخر این است که نصیحت شما به طور عموم و نیز به ویژه به کسانی که داوطلب شدند و به گردانهای قائم ملحق شدند چیست؟ بفرمایید آقایم، میکروفن را برای شما رها میکنم.
 

الإمام أحمد الحسن)ع(: يا الله. أولا أوجه نصيحة لعموم الأنصار. عموما المؤمنون حفظهم الله نساء ورجالا لم يقصروا في العمل ليلا ونهارا بدعوة الناس إلى الحق ودفع الشبهات
ووسائل عديدة جزاهم الله خيرا. هم جزاهم الله خيرا يعملون بجهد واجتهاد وأسال الله أن يرزقهم خير الآخرة والدنيا على ما يبذلون من جهد وما يتحملون من عناء.
 

سید احمد الحسن)ع(: یا الله. اولاً نصیحتم را به عموم انصار میگویم. در کل همهء مؤمنین زن و مرد خدا حفظشان کند شب و روز در عمل با دعوت مردم به حق و رد شبهات کوتاهی نکردند خدا به آنان جزای خیر عطاء کند. آنان -خدا خیرشان دهد- با تلاش و اجتهاد عمل میکنند و از خداوند میخواهم تا خیر آخرت و دنیا برای آنچه که ارائه میدهند و سختی و دشواری تحمل میکنند را روزی آنان قرار دهد.
 

وأدعو المقصرين والمقصرات وأنصحهم أن يلتحقوا بركب اخوتهم وأخواتهم وأن لا يقصروا، يعني الجهاد بالمال والنفس والتعلم وإيصال الحق للناس.. فهي فرصة للموقنين.. والفرص تمر مر السحاب، فاغتنموها !
 

و مؤمنان از زنان و مردان که کوتاهی میکنند را نصیحت میکنم تا به برادران و خواهرانشان ملحق شوند و کوتاهی نورزند، یعنی جهاد با مال و جان و فراگیری علوم و رساندن دعوت حق به مردم. این فرصتی برای يقين كنندگان است؛ و فرصت مانند ابرها گذرا هستند، آن را غنیمت بشمارید.
 

أما الأحبة في سرايا القائم بالخصوص، فإن شاء الله تشكيلكم هو نواة للخير وطريق لكم أيها المؤمنون لتنالوا الخير كله، الجهاد تحت راية خليفة الله في أرضه. ووالله أنه لا يلقاها إلا الذين صبروا ولا يلقاها ويثبت عليها إلا ذو حظ عظيم. وأسال الله أن تكونوا أنتم من أهلها.
 

اما در مورد عزیزان در گردانهای قائم به خصوص، ای مؤمنان ان شاء الله تشکیل شما آغازگر خیر و راهی برای شماست تا به تمام خیر دست یابید، که آن جهاد زیر پرچم خلیفه خدا در زمین است. به خدا سوگند جز شکیبایان و ثابت قدمان بر آن که بهرهای عظیم بردهاند آن را نیابند، از خداوند خواستارم که سزاوار آن باشید.
 

أيها الأحبة في سرايا القائم... قضيتكم اليوم وقتالكم لهؤلاء الوهابيين التكفيريين المنحرفين المفسدين في الأرض هي قضية محقة بكل المقاييس الإنسانية والأخلاقية وليس فقط بالمقياس الديني ! ولهذا فقتالكم لهؤلاء وقتلهم واجب أخلاقي أيضا لتخليص الأرض والإنسانية ككل من شرورهم.
 

ای عزیزان در گردانهای قائم. امروزه قضیهی شما و جنگ با این وهابیهای تکفیری منحرف، اخلالگران و مفسدین فی الأرض با تمام معیارهای انسانی و اخلاقی و نه فقط دینی قضیهای حقدار است! برای این است که جنگ شما با آنان و کشتن آنها نیز واجبی اخلاقی است
تا زمین و انسانیت از شر آنان خلاص شود.
 

وأسال الله أن يحفظكم من بين أيديكم ومن خلفكم ومن فوقكم ومن تحتكم ويحيطكم بحفظه، وأسال الله أن ينصركم وينتصر بكم، أسال الله أن ينصركم نصرا عزيزا ويفتح على أيديكم فتحا يسيرا، هو وليي وهو يتولى الصالحين.
 

از خداوند میخواهم تا از فرا ُروی و از پشت سرتان و از بالا و پایین و اطرافتان شما را با حفظ خود محفوظ بدارد، و از خداوند میخواهم شما را پیروز گرداند و به واسطه شما یاری گردد، و از خداوند مسئلت دارم تا شما را به نصرتی ارجمند یاری دهد و به آسانی درهای پیروزی را به رویتان بگشاید، او بیترديد سرور من است و هموست دوستدار شايستگان.
 

يا الله. أنا انتهيت من الاجابة وليس لدي شيء آخر أقوله الآن. إن شاء الله سأبقى في الغرفة لبضع دقائق أستمع لكم
وأنا مضطر للمغادرة بعدها فأعتذر مقدما، سأخرج مضطرا دون سماع مداخلاتهم الكريمة. والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته. لكم المايك أحبتي.
 

یا الله. پاسخم به پایان رسید، الان بیش از این سخن دیگری ندارم که بگویم. ان شاء الله در اتاق فقط چند دقیقه جهت شنیدن صحبتهای شما باقی میمانم و سپس مجبور به خروج از اتاق خواهم شد و پیشاپیش از شما عذرخواهی میکنم که بدون شنیدن مشارکتها مجبور به خروج از اتاق هستم
و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته. میکروفن رها عزیزانم.
 

الأستاذ علي العاملي: اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين. شكرا مولاي. شكرا سيدنا. شكرا يا قائم آل محمد ع. فريق عمل برنامج "الحقيقة كما هي" يشكر السيد الإمام أحمد الحسن ع على قبول الدعوة. ثبتنا الله على ولايتك.
 

استاد علی عاملی: اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین. از شما سپاسگزارم مولايم،
سپاسگزارم آقایمان سپاسگزارم اى قائم آل محمد)ع(.
گروه برنامه “حقیقت همانگونه که هست” از سید احمد احمد الحسن)ع( بابت قبول این دعوت تشکر میکنند. خداوند ما را بر ولایت شما ثابت قدم نگاه دارد.
 

نشكر د. علاء السالم على جهوده ونشكر جميع الأخوة على تعاونهم معنا ونشكر الحضور أنصارا وضيوفا في مضيف الإمام أحمد الحسن ع. والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
 

از دکتر علاء سالم به خاطر سعی و تلاشهائی که داشت و از همه برادران و خواهران برای همکاری که با ما داشتند
و نیز حضار گرامی چه انصار و چه مهمان در اتاق سید احمد الحسن)ع( نیز تشکر میکنیم.

 

 

 

متن سخنرانی سید احمد الحسن (ع) در پالتاک:


 

بسم الله الرحمن الرحیم

پرسش‌گر/ استاد علی عاملی:

بسم الله الرحمن الرحيم

و الحمد لله

و صلى الله على محمد و آل محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما

درود بر آل محمد پاک و طاهر

سلام بر شیعیان و انصارشان در هر جا و مکان

عزیزان محترم حاضر سلام علیکم جمیعاً و رحمت الله و برکاته

طاعات و عبادات و سائر اعمال‌تان مورد قبول درگاه الهی واقع شود و خدا اجرتان را ثابت کند.

امروز جمعه نهم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۳۶ مصادف با ۵ تیرماه ۱۳۹۴ هـ.ش است.

خوشحالیم و افتخار می‌کنیم که مهمان این قسمت از برنامه امشب ما سید احمد الحسن (ع) باشد.

جهت اطلاع با من برادر دکتر علاء سالم جهت همکاری در مطرح کردن سؤالات به سید یمانیخداوند حافظ ایشان باشد نیز خواهد بود، پس به یمانی آل محمد سید احمد الحسن (ع) بینانصارشان خوش آمد و خیر مقدم می‌گوییم و بابت قبول دعوت علی‌رغم مشغله زیادی که دارید خدابه شما یاری رساند و از هر بدی حفظ کند اداره برنامه “حقیقت همان‌گونه که هست” از شما تشکرو قدردانی می‌کند.

در آغاز، ما و کسانی که گوش فرا می‌دهند اکنون تمایل داریم که سخنی از شما بشنویم… مولایمبفرمائید.


سید احمد الحسن (ع):

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

هر سال و شما در خیر باشید و از خدا می‌خواهم این روزهای پر برکت را برای‌تان اعاده کند و نزداو سبحان و متعال با فضل و منتش از بهره‌مندترین بندگانش از هر خیری که فرو می‌فرستد و هرشری که دفع می‌کند، باشید. در ابتدا دوست دارم که از شما برای این دعوت تشکر و قدردانی کنمو خرسندم که امروز با شما همراه هستم تا از شما بشنوم و سؤالات و پرسش‌های شما را پاسخدهم. اگر صدا را واضح دارید می‌توانيد سؤالات خود را شروع کنید ان شاء الله. الحمدلله. پسگویانه رها و در خدمت شما هستم ان شاء الله.

 

دکتر علاء سالم:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

خوش آمدید امام و سیدِ ما سید احمد الحسن و سائر انصار ارجمند و مهمانان در این اتاقمبارک.

طَرِبتُ وما شَوْقاً إلى البيضِ أّطْرَبُ ولا لَعِباً مِنّي ا ذو الشيب يَلْعَبُ

ولكِن إلى أهْلِ الفَضائِلِ و النٌّــهى و خَيْرُ بني حؤّاء و الخيرُ يُطْلَبُ

إِلى النّفَرِ البيضِ الّذين بِـــــحُبِّهِمْ إلى الله فيـــــــــما نالَني أَتَقَرّبُ

بني هاشِمٍ رَهْــــــطُ النَّبِيِّ فَإِنَّني بِهِم وَ لَهُم أَرْضى مِراراً و أَغْضَبُ

خفضت لهم مني جناحَي مـودةٍ إلى كنف عِطفاه أهلٌ ومـرحبُ

شادمانم اما این شادى از شوق سپید تنان نیست به بازى نیز شائق نیستم، مگر پیرمرد سپید موهم به بازى مى‌نشیند

و لیکن من به صاحبان فضیلت و پارسائى و به بهترین مردم شائقم و خیر، خواستنى است

سپید بختانى که در هر خیرى که به من رسد به مهر آنان به خداوند تقرب مى‌جویم

در برابر ایشان فرو تنم و از سر مهر پر و بال خود را به جانبى فرود آورده‌ام که هر دو سوى آنشایستگى و مهربانى است


 


 

خوش آمدید آقای‌‌مان. سؤال اول که مطرح می‌شود این است که شما یکه و تنها دعوت خدا را آغازکردید و الان به فضل خداوند متعال به شما، امتی برای خود شدید که انصار دعوت یمانی مبارکپیش روی شما در سراسر جهان حضور دارند، پس آیا امکان دارد اندکی از روزهای آغازین دعوتالهی، سختی‌ها و مشکلاتی که در آن مرحله رخ دادند را بدانیم و نیز آیا امکان دارد از برخی علل واسبابی که در آخر باعث شدند برای مدتی از مؤمنین دوری کنید، مطلع شویم.

بفرمایید بزرگ‌وار، با ذکر درود بر محمد و آل محمد گویانه رها.

 

سید احمد الحسن (ع):

یا الله. ان شاء الله صدا واضح است.

در حقیقت سخن در مورد بسیاری از جزئیات سخت است ریرا که وقت تنگ است و ما با رویدادهایبسیاری در آن زمان روبرو شدیم، و برای همین به مختصری از رویدادها اشاره خواهم کرد، یعنیبرخی از نکات مهم.

ابتدای علنی شدن دعوت سال ۲۰۰۲ (مصادف با ۱۳۸۱) بود، پس از آن نیروهای صدام به تعقیبمن پرداختند و برای مدت چند ماه کوتاه مجبور به دور شدن از آن‌ها شدم، در آن مدت هیچ کس ازمؤمنین به جز شیخ ناظم خدا حفظش کند با من ملاقات نمی‌کرد و یادم می‌آید که تا حد زیادی رنجو دشواری دید.

پس از مدتی بعد از سقوط نظام بعثی در سال ۲۰۰۳ (مصادف با ۱۳۸۲) دعوت مبارک مهدویتدر نجف، بصره، عماره، ناصریه، بغداد، کربلاء و دیگر استان‌ها دوباره فعال شد.

بعد از آن شیخ ناظم عقیلی به همراه حسین جبوری-ابو سجاد- خدا حفظ‌شان کند که انصارایشان را به این اسم می‌شناسند به دیدار من آمدند و با آنان به نجف اشرف رفتم، در آن زمان و بهفضل خدا یکی از انصار که او شیخ حبیب المختار-پدر شیخ حازم المختار- خدا حفظش کند بودآن‌جا در محله‌ی النصر در نجف منزلی داشت و در آن دفتری که از منزلش جدا بود داشت که آنهنگام آن را برای عمل دعوت وقف نمود.

و این گونه آن جا و مکان را برای خود مکتب یا دفتر هر آن‍‌‌چه مایل بودید بنامید برگزیدم که با همهمردم من جمله انصار، طلبه‌ی حوزه‌ها و غیر آنان دیدار می‌کردم، و در آن دوره نیز در منزلی مجاورمسجد سهله زندگی کردم و در مکتب تا دیر وقت باقی می‌ماندم تا با مردم و مؤمنین دیدار کنمهمان طور که به حسینه‌ها می‌رفتم و آن‌جا نماز می‌خواندم و نماز جمعه را اقامه می‌نمودم و بامؤمنین و پرسش‌گران در حسینیه‌ها دیدار و ملاقات می‌کردم.

پس از این مرحله به دلیل فتواهای مجرمانه و غیر مسؤولانه متأسفانه بعضی از مدعیان دین ونفوذگران در عراق در آن زمان، امور بر من به نوعی تنگ شد و مجبور شدم در سال ۲۰۰۶(مصادف با ۱۳۸۵) بعضی از انصار و از میان آنان شیخ عیدان ابو حسین را مکلف به پیدا کردنمنزلی امن کردم که یک زمین کشاورزی در اطراف نجف پیدا کرده و آن را خریدم و در آن منزلیساختم تا به همراه خانواده‌ام در آن زندگی کنیم، و در واقع در اواخر سال ۲۰۰۶ به آن‌جا جهتسکونت نقل مکان کردم و از عموم انصار و همچنین مردم عزلت نمودم جائی که پس از آن قادر بهحضور در مکتب یا دفتر به صورت مستمر نبودم و جهت اقامه نماز جمعه در حسینیه‌ها مثل سابقنمي‌توانستم حاضر شوم تا با انصار و عموم مردم دیدار کنم. و به این ترتیب در اواخر سال ۲۰۰۶مرحله جدیدی در دعوت آغاز شده بود که نمی‌توانستم مانند گذشته با عموم مؤمنین رو در روملاقات کنم و با آنان به صورت مستقیم صحبت کنم، بلکه به نقل اخبار و راهنمائی‌ها از طریقمؤمنین مورد اعتماد خدا حافظ‌شان باشد بسنده کردم که آنان منزل‌گاه من را می‌دانستند و با مندر ارتباط بودند و به ملاقاتم می‌آمدند من جمله سید علاء المیالی و حسین جبوری ابو سجاد که اورا قبلاً ذکر نمودم، و نیز برادرم محمد خدا حفظش کند، و شیخ حیدر زیادی، و نیز شیخ محمدحریشاوی و دیگر مؤمنین مورد اعتماد در آن هنگام بودند، اضافه بر ارتباطم با مقر حوزه مهدوی ومکتب که در آن زمان در نجف بود و راهنمائی‌های مستمرم به آنان انجام می‌شد.

در آن منزل مدتی زندگی می‌کردم تا این که ابتدای سال ۲۰۰۷ (مصادف با اواخر سال ۱۳۸۵) مجبور به ترک آن شدم، زیرا که ساعت‌ها پس از ترک آن منزل- من و خانوادم، نیروهای بزرگنظامی به منزلم یورش بردند؛ و تأکیداً بدون توجیه قانونی و منطقی برای این یورش این کار انجامشد بلکه در حقیقت آن کار فقط توسط نفوذگران در آن زمان بود و دلیلی دیگر نداشت. متأسفانهیکی از همسایه‌های من را بازداشت نمودند و او را وحشیانه شکنجه دادند در حالی کههمسایه‌هایم نمی‌دانستند من کیستم- یعنی این که بین آنان زندگی می‌کردم اما نمی‌دانستند منکیستم.

به این ترتیب وضع غیر امنم این گونه ادامه پیدا کرد که اجازه نمی‌داد با عموم مؤمنین و مردم بهخصوص پس از حوادث سال ۲۰۰۸ (مصادف با ۱۳۸۶) معروف در ارتباط باشم، و به ارتباط بابعضی از مؤمنین مورد اعتماد و سایت‌های دعوت در اینترنت و مقر حوزه و مکتب که هر وقتفرصتی پیدا می‌کردند باز می‌شد، بسنده گردید.

این گونه بود که این وضع و حال از اواخر سال ۲۰۰۶ تا اواخر سال ۲۰۱۲ (مصادف با ۱۳۹۱) ادامه پیدا کرد، و پس از این که شش سال تمام شد همان گونه که خداوند پاک و منزه اراده کردهبود با فضل و منتش به ما فرج و گشایش کرد و به فضل بعضی از مؤمنین با تلاش‌های مبارک‌شانامکان انتقال به مکانی تا حدودی امن برایم مهیاء شد.

به این ترتیب مرحله جدیدی در دعوت آغاز شد، و توانستم صفحه ارتباط اجتماعی در فیس‌بوک راافتتاح کنم تا مجدداً بتوانم بین شما در این دفتر اجتماعی مجازی حضور پیدا کنم و از خلال اینصفحه با عموم مؤمنین و مردم گفتگو کنم.

این گونه بود که از خلال صفحه ارتباط اجتماعی مبارک بین شما برگشتیم نظرات شما رامی‌شنویم و آن‌چه می‌نویسید را می‌خوانیم و با شما گفتگو و سخن می‌گوییم و سپاس از آنخداوند جهانیان است.

هم‌چنین امروز برای ما صفحه جدیدی باز شد ان شاء الله و این که امور به سمت تشکیلگردان‌های قائم برای دفاع از مقدسات و ضریح‌های پاک و ناموس و سرزمین در حال حرکت استو شاید برای ارتباط صوتی و حضور بین شما نیاز باشد ان شاء الله، و سبحان الله روی صفحه‌امدعوتی از استاد علی عاملی خدا حفظش کند را دیدم که مرا به برنامه مبارک‌تان دعوت نموده بود، وان شاء الله در آینده نیز در صورت نیاز بین شما حاضر خواهم شد و من الله التوفیق.

امیدوارم که سخنانم زیاد طولانی نشده باشد. گویانه رها.

 

استاد علی عاملی:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمه و المهدیین و سلم تسلیما

خوش آمدید آقا و مولا و تاج سرمان امام احمد الحسن یمانی آل محمد (ص).

مولای من از ضروریات است تا دیدگاه سید احمد الحسن (ع) در خصوص افرادی که مردم رافریب می‌دهند و نام‌هائی در نسب امام مانند “قاطع” استفاده می‌کنند در صورتی که این القابصحتی ندارند و شایعه‌ است این از یک سو، و از سویی دیگر افرادی هستند که شخصیت سیداحمد الحسن (ع) را جعل هویت می‌کنند و از اسم و کُنیه‌ی ایشان با استفاده از نام ایشان یا مثلاًادعای نمایندگی یا ارتباط با ایشان سوء استفاده می‌کنند در حالی که متأسفانه بعضی‌ها ادعایایمان به ایشان دارند، نظر شما در این باره چیست مولایم؟

 

سید احمد الحسن (ع):

یا الله. ان شاء الله که صدا واضح است، الحمدلله.

در حقیقت این امور… یعنی- نمی‌دانم در این مورد چه بگویم… در واقع!!!

احمد الحسن شخصی معروف، مشخص و شناخته شده است، نامی خاص در اسناد رسمی درعراق که در آن دیده به جهان گشودم دارم و آن احمد اسماعیل صالح است. کارت ملی، شناسنامه،پاسپورت و مدرک تحصیلی از دانشکده مهندسی در دانشگاه بصره دارم، و روی همه آن‌ها عکسو اطلاعات فردی‌ام ثابت است!

اضافه کردن نام‌های نادرست به نام من از جهتی معین یا هر فرد؛ می‌بایستی این اسناد برایاثبات این که او دروغ‌گو و غیر قابل اعتماد است کافی باشد. در حقیقت تعجب می‌کنم از کسانیکه –بعضی افراد که این نام‌ها را خلق می‌کنند- برای پیروی از آنان افرادی دیگر پیدا می‌شوند! من تعجب می‌کنم! یا این که آنان را باور می‌کند، یا کما کان از آنان پیروی می‌کند! در حقیقت ایندروغ کافی نیست؟ در حقیقت نمی‌دانم!!!

در هر حال…

اما در مورد کسانی که از شخصیت من سوء استفاده می‌کنند و ادعای دیدار با من از غیرکانال‌های معروف که آن‌ها را از ابتدای دعوت تا این روز مشخص کردم و به آنان اعتماد دارم، درحقیقت این‌ها دروغ‌گویند و دروغ‌شان بین هر انسان عاقل و هوشیار صریح و روشن است، ومعتقدم نیاز نیست در مورد این‌ها بیش از این سخن بگویم.

خدا به شما جزای خیر دهد، سخن دیگری در این باره ندارم، گویانه رها است ان شاء الله.

 

دکتر علاء سالم:

بسم الله الرحمن الرحیم.

سلام علیکم و رحمت الله تعالی و برکاته

آقای‌مان خدا به شما جزای خیر دهد. در حقیقت بعضی از سؤالات هر چند که بر ما سنگینیمی‌کنند اما از این دیدار می‌خواهیم به حق محمد و آل محمد (ص) ثمره‌ها و فایده‌های متعددی بهدست آید ان شاء الله تعالی. هم‌چنین مولایم احمد الحسن (ع) از سؤالاتی که مطرح می‌شوند کههم ما و هم دیگران نیز نیاز به شرح و توضیح دارند و آن مربوط به وسائل و ابزار مورد اعتماد استکه سید احمد الحسن (ع) برای نشر علوم و معارف و پاسخ‌ها که از آغاز دعوت مبارک برای مردمبیان کردند و نیز در مورد کتب و بیانات و ارشادهاست، جائی که می‌توان آن‌ها را وسائل وابزارهای رسمی به حساب آورد که بیان‌گر دعوت الهی هستند.

سؤال این بود، آقای‌مان بفرمایید.

 

سید احمد الحسن (ع):

یا الله، ان شاء الله که صدا برای‌ شما واضح باشد.

وسائل و ابزار نشر علوم بسیارند؛ مسلماً در آغاز فقط یک وسیله ارتباط داشتیم و آن مکتب بود، وآن مکتب در نجف است که پیش از این در مورد آن سخن گفتم. من در آن‌جا به شخصه حاضرمی‌شدم –همان‌گونه که بیان کردم مکتب در محله‌ی النصر بود- و از طریق آن بعضی از مؤمنینمانند سید علاء مَیالی- عذر خواهی می‌کنم… شاید همه را به خاطر نداشته باشم… زیرا کهتعدادشان شاید…- سید علاء میالی، شیخ حازم مُختار، ناظم عُقیلی و شیخ حیدر مشتت قبل ازاین‌که ادعای باطل بکند، همه‌ی این افراد را به چاپ بعضی از نشریات و کتب در چاپ‌خانه‌هایموجود در نجف و توزیع آن‌ها ارشاد می‌کردم.

پس از آن یکی از مؤمنین که او مهندس احمد بهاء است را مکلف ساختم- شاید الان در اتاقحاضر باشد… نمی‌دانم… حضور دارد- وی را به ساخت و راه‌اندازی یک ‌وب‌سایت جهت نشربیانات و کتب دعوت و ارتباط با مردم از طریق اینترنت مکلف ساختم، که در واقع این کار را بامساعدت و همکاری استاد ضیاء زِیدی خدا فرج او را رساند انجام داد، معتقدم که مهندس احمدبهاء فضل زیادی دارد، خدا به او خیر کثیر دهد زیرا که تمامی وسائل ارتباطی جمعی از طریقمحیط مجازی در حقیقت ثمره آن عمل مبارک وی است.

بعد از آن سایت‌ها با تلاش‌های مؤمنین پیشرفت کردند و به آن‌چه که امروزه در آن هستند تبدیلشدند و آن قطعاً به لطف خداوند سبحان و متعال است.

هم‌چنین همان طور که می‌دانید صفحه‌ی شبکه‌ی ارتباط اجتماعی اضافه شد تا بین همه‌ی شماباشم که امروزه آن هر چند به صورت مؤقت به جای مکتب که در آن خود حضور داشتم تبدیل شد. در واقع در حال حاضر وسیله‌ی در دسترس همین است تا میان شما باشم و ان شاء الله امر بهاوضاع اولیه به لطف خدا و تلاش و جهاد مؤمنین خدا حفظ‌شان کند برگردد.

هم‌چنین وسیله‌ی ارتباط دیگری از آغاز دعوت بود که به آن اعتماد می‌کردم و آن ارتباط با بعضی ازمؤمنین – علاوه بر مکتب- است که ارشاد و راهنمائی‌های مرا نقل‌قول می‌کردند، و البته پس از دورشدنم این امر نیز ادامه پیدا کرد، همان طور که پیش‌تر بیان نمودم.

این به اختصار بود. اگر چیز دیگری دارید در خدمت شما هستم، گویانه رها.

 

استاد علی عاملی:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

خدایا عمرم را کوتاه بگردان و به عمر امامَم احمد الحسن (ع) بیفزا. مولایم؛ ارزیابی شما از وضعکنونی موجود در منطقه چیست؟ و نقش قائم آل محمد امام احمد الحسن (ع) در آن‌چه در منطقهدر حال اتفاق است چیست؟

هم‌چنین مایلیم رسالت و پیام شما را به ملت‌ و حکومت‌ها و به خصوص حکومت عراق بشنویم. بفرمایید مولایم، با ذکر درود بر محمد و آل محمد گویانه رها.

 

سید احمد الحسن (ع):

یا الله، ان شاء الله که صدا واضح باشد.

اول این‌که عزیزم علی عاملی خدا شما را حفظ بدارد و طول عمر عنایت کند، وضع در منطقهخاورمیانه بسیار خطرناک است. در آن جنگ مذاهب و احزاب بسیار جدی از آغاز انقلاب‌هایعربی و گشایش درب به روی جنبش سلفی وهابی که جز لغت قتل و خون‌ریزی و سر بریدن چیزینمی‌داند در جریان است، که شما الان شاهد جنبش‌های سلفی به عنوان مثال در عراق و سوریه ولیبی هستید. آنان مسیحی و یزیدی و شیعی و سنی که منش آن‌ها را که جهت عبادت هبلآسمانی‌شان رد می‌کنند به طرز وحشیانه‌ای می‌کشند و حتی کودکان از دست آنان جان سالم بهدر نبردند و زنان را به اسارت برده و به ناموس مردم تجاوز کردند- هر روز شاهد آن‌چه انجاممی‌دهند هستید، بلکه حتی آثار باستانی و میراث انسانی را نیز ویران کردند.

بنا بر این در آن‌جا جنگ مذهبی از طرف دین وهابی سلفی تکفیری ضد هر کس که مخالف آنانباشد و هر چیزی که مناسب با اعتقاد باطل‌شان به خصوص شیعیان اهل بیت و زیارت‌گاه‌های آلمحمد درود خداوند بر ایشان باد نباشد، در حال جریان است.

این حقیقتی است که هیچ کس نمی‌تواند از آن چشم پوشی کند و منکر آن شود؛ امروزبمب‌گذاری‌های جنایی وهابی سلفی در کویت در یکی از مساجد کویت را شنیدید!

ارزیابی من از اندازه‌ی خطری که با وجود سلفی وهابی تکفیری در منطقه خاورمیانه با آن مواجههستیم بسیار بزرگ است و باید تمام قدرت و امکانات در دسترس را برای ریشه‌کن ساختن آن‌ها ودر اسرع وقت مهیاء سازیم، در غیر این صورت، نتائج تأخیر در ریشه‌کن ساختن و پایان دادن بهآنان سخت و گران تمام خواهد شد، و تلفات بسیار زیادی را باید تحمل کنیم، نه فقط تلفات ارواح- بر حسب باور من- فقط تلفات روحی یا مالی و دارائی نیست، بلکه ممکن است امر به مقدسات وناموس خدای ناکرده برسد!

پس از گذشت یک سال از تصرف موصل ما الان می‌بینیم که امکانات آنان از لحاظ تعداد وتجهیزات بیشتر شده است در نتیجه رمادی را نیز به تصرف در آوردند، اضافه کنم که در موصلدانشگاهی بزرگ و آزمایش‌گاه‌ها و افراد متخصص و کارخانه و… وجود دارد و نیز در مناطقسوریه که آنها را به تصرف در آوردند این امکانات موجود است، و معتقدم که دسترسی به موادبرای ساخت و تولید بمب هسته‌ای یا بمب کثیف یا سلاح رادیولوژی چندان سخت نیست، بهخصوص اگر توانایی مالی وجود داشته باشد همان طور که داعش این توانایی را دارد، که درنتیجه ممکن است با آن سلاح شهرهای دیگرِ ما نیز مورد هجوم قرار گیرند.

هم‌چنین تسلط این احزاب تکفیری بر شهرهایی در سوریه مثل ادلب اشاره‌ای واضح به اندازه خطردارد.

برای این است می‌گویم که وقت مهم است و شکست آنان در اسرع وقت نیز مهم است زیرا که وجودما و مقدسات‌مان در معرض تهدید خطر حقیقی و واقعی است.

نمی‌خواهم که با این حرف‌ها ایجاد ترس و وحشت کنم… به هیچ عنوان! اما این حقیقت است، اینحقیقتی واقع پیش روی ماست، و برآورد من این است که ورود آنان به رُمادی خطرناک‌ترین رویدادیاست که با آن مواجه هستیم، و هر روز که با حضور آنان در رُمادی می‌گذرد احتمال در معرضقرار گرفتن شهرها، مردم و مقدسات‌مان در خطر بیشتر می‌شود.

ارزیابی کلی من از وضع جاری موجود بر سرزمین‌ها الان این است.

اما در مورد نقش من یا چیزی که می‌توانم انجام دهم: من از سال‌ها پیش به تشکیل نیرو برایمبارزه و جهاد و دور کردن خطرشان قبل از توانا شدن‌شان دعوت نمودم که راجع به این موضوعبیاناتی از من منتشر شد.

امروزه ما به تشکیل گردان‌های قائم جهت دفاع از مقدسات و سرزمین و ناموس روی آوردیم و عموممردم به خصوص شیعیان اهل بیت (ع) را به یاری و پشتیبانی و وابستگی به آن می‌طلبیم، اینارتش امام‌تان است آن را یاری دهید و در حق آن کوتاهی نورزید.

نخستین هدف ما دور کردن این مجرمان به مسافتی دور از مقدسات و مردم و سرزمین و خارجکردن آنان از عراق در حد توان است.

اما در مورد رسالتم؛ حکومت‌ها –گمان نکنم که حکومت‌ها بشنوند یعنی آنان در حقیقت از شنیدنناتوان و عاجرند، آری از شنیدن عاجزند!- رسالتم به حکومت عراق این است که اردوگاه‌هایآموزشی برای ما مهیاء سازند و فرصت مبارزه و جنگ با این مهاجمان و اشغال‌گران که سرزمینما را به تصرف در آوردند و می‌خواهند مقدسات ما را هتک حرمت کنند، دهند، آنان در واقعمقدسات ما را هنگامی که ضریح‌های دو امام عسکری در سامراء در گذشته را ویران کردند هتکحرمت نمودند.

اگر دولت عراق به این درخواست جواب ندهند، پس من به گردان‌های قائم می‌گویم: از لحاظتجهیزات و استعداد و تربیت بدنی و فنی و نفسی جهت دفاع و کارزار در صورتی که این نیروها کهبا داعش اکنون رو به رو هستند شکست بخورند همان طور که مدتی پیش شکست خوردند و رُمادیرا تحویل دادند، آماده باشید.

پس شهرهای شما، مقدسات و ناموس‌تان در خطری جدی قرار دارند!

هم‌چنین به مناسبت متداول شدن عفو عمومی در عراق در این روزها از حکومت عراق درخواستآزاد کردن انصار امام مهدی که در بند هستند و به اعدام محکوم‌اند، می‌کنیم، به خصوص افرادیکه به اعدام محکوم هستند. انصار امام مهدی نه تروریست هستند و نه مجرم، پس معقول و منطقینیست که در حق ده‌ها نفر به خاطر درگیری در سال ۲۰۰۸ به اعدام محکوم شوند.

در حالی که اعدام در کل آئین‌ها و قوانین نیاز به اثباتی که در آن شکی نباشد دارد، باید اثباتیآشکار باشد که ثابت کند جرم موجب حکم به اعدام است، پس قاضی در یک جلسه چگونه در حقده‌ها نفر حکم اعدام صادر کرد؟! در یک جلسه حکم اعدام صادر کرد که این افراد مرتکب قتلشدند؟ چگونه ممکن است فقط یک قاضی در یک جلسه حکم صادر کند؟ و حتی اگر چندین قاضیدر یک جلسه باشند و در یک جلسه در حق چند فرد حکم اعدام صادر کردند، چگونه تشخیص دادهشد که این افراد مرتکب قتل شدند با قصد قبلی به این که آن‌چه روی داد درگیری مسلحانه اتفاقیبود.

این در حقیقت ما را به یاد دادگاه انقلاب زمان صدام می‌اندازد، و الا شما را به خدا چه تفاوتی باهم دارند؟!

ضمن این که حوادث سال ۲۰۰۸ به علت حملات مکرر به انصار امام توسط نفوذگران در آن زمانبود، و برای هر فرد در حکومت عراق کنونی اگر چه واقعاً می‌خواهند حق به حق‌دار برسد تحقیق وبازرسی منصفانه انجام دهد تا ببیند در آن زمان توسط نفوذگران چقدر به ما حمله شد و ما را آزاردادند، و به عنوان مثال:

حمله به حوزه مهدوی و مکتب رسمی در نجف اشرف در آغاز سال ۲۰۰۷ (مصادف با ۱۳۸۵) وبستن آن و دستگیری سید حسن حمامی و جمعی از طلبه‌ی حوزه بدون عذر قانونی، سپس ایشانرا پس از مدتی آزاد کردند ولی بنا(ساختمان) حوزه و مکتب را برنگرداندند، بلکه بدون هیچ توجیهقانونی آن را ضبط نموده و تسلیم نکردند مگر پس از اتمام مهلت قرارداد اجاره.

این تنها حادثه‌ی اول نیست، بلکه با همان روش خودسرانه غیر قانونی بستن مکتب و دستگیریسید حمامی و طلبه‌ی حوزه تکرار شد! تا این که حوادث سال ۲۰۰۸ اتفاق افتاد.

به همین جهت من آنان را به آزاد کردن انصار امام مهدی که در بند هستند دعوت می‌کنم، این افرادمظلوم هستند، ستم دیده هستند آنان را آزاد کنید!

بیش از این سخنی ندارم، گویانه رها.

 

استاد علی عاملی:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین.

ضمن خوش آمد گویی به مولای‌مان یمانی آل محمد و مهمانان شما.

سؤالی مربوط به گردان‌های قائم که اخیراً تشکیل دادید دارم که دو بخش دارد:

اول: ملاحظه می‌شود که از ابتدای فراخوانی به تشکیل گردان‌ها حمله صورت گرفت و نیز حمله بهشک افکندن در آن و مردان آن و اهداف آن ایجاد می‌کنند با توجه به این که همه‌ی عراقی‌ها و غیرآنان در جنگ ضد داعش کفار شرکت نموده‌اند. سؤال این است که آیا حمله به گردان‌های قائمبدون قصد و یک سوء تفاهم است یا این که امر جدی‌تر است؟

دوم: ما وجود ده‌ها هزار نفر از عناصر نیروی مردمی در رویایی با داعش را ملاحظه می‌کنیم اما بااین حال نتوانستند آنان را نابود کنند، سؤال طبیعی و منطقی این است که تفاوت بین آن‌چهگردان‌های قائم با تعداد کمی که دارند می‌توانند در این راه و سرنوشت این جنبش انجام دهندچیست؟

بفرمایید مولایم.

 

سید احمد الحسن (ع):

یا الله. ان شاء الله که صدا دارید. صدا واضح است؟… الحمدلله.

در مورد گردان‌های قائم، علت تشکیل آن را در صفحه‌ی فیسبوک بیان کردم. علت تشکیل آن دفاعاز مقدسات و سرزمین و ناموس است. اما حمله‌وری به گردان‌های قائم، لا اقل نسبت به من هیچتأثیری ندارد، یعنی این که نسبت به من لا اقل تأثیری ندارد که حمله از طرف چه کسی انجاممی‌شود! و تا امروز نیز من به شخصه هیچ فردی که ارزش و بهای اجتماعی یا سیاسی یا نظامییا حتی دینی داشته باشد ندیدم که به صورت علنی به گردان‌های قائم حمله‌ور شود. بلکه بر عکس،از خلال اخباری که از طریق مکتب و مؤمنین به من می‌رسد جهت تشکیل گردان‌های قائم از چندجهت و فرماندهی نظامی و از حکومت‌های محلی و استان‌داران در بیش از یک استان در عراق واز برخی فرمان‌دهان نیروی مردمی خوش آمدگویی چندان خوبی به عمل آمده است. من به شخصهاز مکتب رسمی خواستم تا با بعضی از شخصیت‌های سیاسی و نظامی در عراق ارتباط پیدا کنندو هدف از تشکیل گردان‌های قائم را برای آنان توضیح دهند و اگر شرایط شخصی به من اجازهمی‌داد با آنان ارتباط پیدا می‌کردم. ما نسبت به این ارتباط اقدام کردیم تا به بعضی بیمارانکم‌ترین فرصت آشوب ندهیم. خطر همه‌ی ما را تهدید می‌کند. سنی، شیعی و مسیحی. خطری وجوددارد که هر ولایت‌مدار از پیروان اهل بیت صرف نظر از گرایش و اعتقادی که دارد را تهدید می‌کند. این خطر مراقد ائمه‌ی ما و ناموس‌مان را تهدید می‌کند. و نیز سرزمین عراق عزیز و مبارک و پاککه با مراقد ائمه و پیامبران علیهم السلام پاک گشته را تهدید می‌کند. این خطر تا مرز بغداد موسیبن جعفر و کربلای حسین و نجف علی بن ابی‌طالب علیهم السلام رسید، و به همین خاطر مجبور بهحرکت و تشکیل گردان‌های قائم شدیم، و هر کس بخواهد غضب‌ناک و ناراحت شود!

در هر حال من بر این باورم که هر کس خشم‌ناک شد و به گردان‌های قائم حمله کرد آنان افرادیتک‌رو، کج‌رو و فرصت طلبانی اندک هستند که حملات آنان ارزشی ندارد و به آن‌ توجه نمی‌شود. هرعاقل به وضوح می‌فهمد که این افراد دانسته یا ندانسته یا از روی سفاهت و جهل و ضعف ادراک وآگاهی از آن‌چه اتفاق می‌اُفتد اهداف داعش را خدمت می‌کنند!

ای عزیزان در گردان‌های قائم به شما روی می‌آورم و می‌گویم: ای عزیزان در گردان‌های قائم، چهکسی از حملات در امان بود تا شما بخواهید از آن در امان باشید؟ حتی خداوند سبحان و متعالدر امان نماند! منکرین وجود خدا را می‌بینید که به او حمله کرده و مسخره می‌کنند! آیا می‌‌خواهیدما و شما از حملات بعضی سفیهان که به داعش خدمت می‌کنند در امان باشیم؟ گمان می‌کنم اینبهائی است که در هر گامی که بر می‌داریم باید همیشه آن را پرداخت کنیم تا به نزد خداوندسبحان و متعال ارتقاء یابیم.

 

 

دوست دارم که هر فرد که مخالف ماست بداند و مطمئن شود که راه ما راه خلفای خداست، راه محمد صلی الله علیه و آله و راه علی‌ست. محمد مدینه منوره را با قدرت نظامی به تصرف در نیاوردبلکه مردم را به حاکمیت خدا دعوت کرد و هنگامی که اهل مدینه ایشان را پذیرفتند به آن‌جا نقل مکان کرد، هم‌ این طور امام علی علیه السلام که رسول الله صلی الله علیه و آله ایشان را تنصیبکرد، هنگامی که دید به همراه انصار اندک خود تنهاست در خانه عزلت گزید تا مردم به ایشان برگشتند و تنصیب ایشان را پذیرفتند در نتیجه متصدی آن امر شد.

ما نیز همین طور. هیچ کس تصور نکند که ما می‌خواهیم قدرت نظامی برای مجبور کردن مردمجهت قبول احمد الحسن با زور تشکیل دهیم! به هیچ وجه این راه و منش ما نیست. راه ما از آغازدعوت آشکار بود و بارها گفتم که خلیفه‌ی بر روی زمین را خدا تعیین می‌کند و خلیفه دلایل خویش رابرای اثبات آن ارائه می‌دهد، و بر مردم واجب است که تنصیب او را بپذیرند. در نتیجه اگر تنصیبالهی را رد کردند هیچ بهره‌ای نمی‌برند و آخرت خود را از دست می‌دهند. اما در مورد خلیفه خداهیچ ضرر و زیانی به وی نمی‌رسد، مانند علی که بیست و پنج سال خانه‌نشین شد، او نیزخانه‌نشین می‌شود!

این پاسخ من در این باره بود… اما سؤالت در مورد تأثیر ما و نیز آن‌چه نیروهای مردمی انجامدادند…

بر این باورم که نیروی مردمی و سپاه عراق برای دفاع و حفظ مقدسات و سرزمین و ناموسفداکاری کردند و خون‌ها ریختند و این کار جای سپاس و قدردانی از آنان دارد صرف نظر از شکانداختن بعضی محافل به نیت‌ها و یا در واقع حتی شک انداختن به هم‌دیگر-در این موردحرف‌هائی را می‌شنویم- هم‌چنین صرف نظر از این که آنان پیروزی را محقق کردند یا خیر! و نیزخواهش‌مندم همیشه به یاد داشته باشید که امروزه در سپاه عراق بسیاری از برادران‌ مؤمن وپاک‌تان هستند که بعضی از آنان در جنگ دفاع از سرزمین عراق مقدس شهید شدند خدا با رحمتگسترده خود آنان را رحمت کند.

اما در مورد این که گردا‌ن‌های قائم چه چیزی می‌توانند ارائه دهند، معتقدم که چیزهای بسیاریمی‌توانند تقدیم کند:

اول این که هزاران نفر داوطلب در عراق داریم، در واقع فقط داخل عراق، و هم‌چنین خارج از عراق،که از میان آنان افسران و فارغ التحصیلان دانشکده افسری هستند، و اعتقاد دارم چند هزار نفرمی‌توانند در میدان کارزار حتی با معیارهای کاملاً مادی اثر قابل توجهی ایجاد کنند.

دوماً ما معیار دیگری داریم، و آن معیار الهی است، و ما معتقدیم که خدا با ماست و ما را بردشمنان‌مان پیروز می‌گرداند.

به همین دلیل وجود گردان‌های قائم در ایستادگی ضد داعش و تاریکی وهابی سلفی تکفیری امروزدر میدان کارزار یک تفاوت بزرگ و قابل توجهی در آن میدان به طور عمومی ان شاء الله ایجادمی‌کند. و رحمت خدا گسترده است ان شاء الله.

بیش از این سخنی ندارم. گویانه رها.


 

 

 

 

 

 

مصاحبه (اول) با سید احمد الحسن ع در جمعه نهم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۳۶ مصادف با ۵ تیرماه ۱۳۹۴ هـ.ش

http://youtu.be/Io5U4DWjeFI

 

الأستاذ علي العاملي / مقدم البرنامج : 


 

پرسش‌گر/ استاد علی عاملی:


 


 

بسم الله الرحمن الرحيم 

والحمد لله 

وصلى الله على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما 

السلام على آل محمد الطيبين 

السلام على شيعتهم وأنصارهم في كل مكان 

أحبتي الحضور الكرام السلام عليكم جميعا ورحمة الله وبركاته 


 

بسم الله الرحمن الرحيم 

و الحمد لله 

و صلى الله على محمد و آل محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما 

درود بر آل محمد پاک و طاهر

سلام بر شیعیان و انصارشان در هر جا و مکان 

عزیزان محترم حاضر سلام علیکم جمیعاً و رحمت الله و برکاته


 

 

تقبل الله صيامكم وقيامكم وسائر أعمالكم 

وثبت الله أجوركم 

اليوم هو الجمعة التاسع من شهر رمضان المبارك من عام 1436 هـ 

الموافق لـ 26 حزيران/يونيو 2015 م


 

طاعات و عبادات و سایر اعمال‌تان مورد قبول درگاه الهی واقع شود 

و خدا اجرتان را ثابت کند.

امروز جمعه نهم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۳۶ 

مصادف با ۵ تیرماه ۱۳۹۴ هـ .ش است.


 

 

يسعدنا ويشرفنا أن يكون ضيف حلقتنا لهذه الليلة هو السيد الإمام أحمد الحسن ع 

وللعلم سيكون معي أيضا الأخ د. علاء السالم 

للتعاون معا لطرح الأسئلة على السيد اليماني حفظه الله 


 

خوشحالیم و افتخار می‌کنیم که مهمان این قسمت از برنامه امشب ما سید احمد الحسن(ع) می باشند.

جهت اطلاع(باید عرض کنم) همراه بنده برادر، دکتر علاء سالم هم 

جهت همکاری در مطرح کردن سؤالات از سید یمانی(خداوند حافظ ایشان باشد) نیز حضور خواهند داشت،


 

 

فأهلا وسهلا ومرحبا بيماني آل محمد السيد أحمد الحسن ع بين أنصاره 

وشكرا لك لقبول دعوة ادارة برنامج "الحقيقة كما هي" رغم مشا غلك الكثيرة أعانك الله وحفظك من كل سوء 


 

پس خوش آمد و خیر مقدم می‌گوییم به یمانی آل محمد سید احمد الحسن(ع) بین انصارشان 

و بابت قبول دعوت علی‌رغم مشغله زیادی که دارید خدا به شما یاری رساند و از هر بدی حفظ کند. اداره برنامه “حقیقت همان‌گونه که هست” از شما تشکر و قدردانی می‌کند.


 

 

ابتداء نود أن نستمع إلى كلمة تقولها لمن يستمع لك الآن ... 

تفضلوا مولاي 


 

در آغاز، ما و کسانی که گوش فرا می‌دهند تمایل داریم که سخنی از شما بشنویم… 

مولایم بفرمائید.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

بسم الله الرحمن الرحيم 

والحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد وآل محمد الطيبين الطاهرين الائمة والمهديين وسلم تسليما. 

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته. 


 

سید احمد الحسن(ع):

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته


 

 

كل عام وانتم بخير 

وأسال الله أن يعيد عليكم هذه الأيام المباركة 

وأن يجعلكم من أوفر عبيده عنده من كل خير ينزله ومن كل شر يدفعه بفضله ومنه سبحانه وتعالى. 


 

هر سال و شما در خیر باشید 

و از خدا می‌خواهم این روزهای پر برکت را برای‌تان اعاده کند 

و نزد خداوندِ سبحان و متعال، با فضل و منتش، از بهره‌مندترین بندگانش باشید، از هر خیری که فرو می‌فرستد و هر شری که دفع می‌کند.


 

 

أود أولا أن أشكركم على هذه الدعوة الكريمة 

ويسعدني أن أكون معكم اليوم لأستمع لكم ولأجيب أسئلتكم واستفساراتكم. 


 

در ابتدا دوست دارم که از شما برای این دعوت تشکر و قدردانی کنم 

و خرسندم که امروز با شما همراه هستم تا از شما بشنوم و سؤالات و پرسش‌های شما را پاسخ دهم. 


 

 

إذا كان الصوت واضح لكم يمكنكم البدء بطرح الأسئلة إن شاء الله. 

الحمد لله. 

إذن لكم المايك وبخدمتكم إن شاء الله.


 

اگر صدا را واضح دارید می‌توانيد سؤالات خود را شروع کنید ان شاء الله. 

الحمدلله. 

پس میکروفن* رها و در خدمت شما هستم ان شاء الله.


 


 

 

د. علاء السالم : 

بسم الله الرحمن الرحيم 

والحمد لله رب العالمين 

وصلى الله على محمد وآل محمد الطيبين الطاهرين الأئمة والمهديين وسلم تسليما كثيرا. 


 

دکتر علاء سالم:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما


 

 

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته 

وحيا الله إمامنا وسيدنا السيد احمد الحسن وسائر الأنصار الكرام والضيوف في هذه الغرفة المباركة 


 

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

خوش آمدید امام و آقای ما، سید احمد الحسن و سایر انصار ارجمند و مهمانانِ این اتاق مبارک.


 

 

طَرِبتُ وما شَوْقاً إلى البيضِ أّطْرَبُ ولا لَعِباً مِنّي ا ذو الشيب يَلْعَبُ


 

شادمانم اما این شادى از شوق برای شمشیر ها ست به بازى نیز شائق نیستم، مگر پیرمرد سپید مو هم به بازى مى‌نشیند 


 

 

ولكِن إلى أهْلِ الفَضائِلِ و النٌّــهى و خَيْرُ بني حؤّاء و الخيرُ يُطْلَبُ


 

و لیکن من به صاحبان فضیلت و پارسائى و به بهترین مردم شائقم و خیر، خواستنى است 


 

 

إِلى النّفَرِ البيضِ الّذين بِـــــحُبِّهِمْ إلى الله فيـــــــــما نابني أَتَقَرّبُ


 

سپید بختانى که در هر خیرى که به من رسد به مهر آنان به خداوند تقرب مى‌جویم


 

 

بني هاشِمٍ رَهْــــــطُ النَّبِيِّ فَإِنَّني بِهِم وَ لَهُم أَرْضى مِراراً و أَغْضَبُ 


 

بنی هاشم خویشاوندان نبی با آنها وبرای آنها  خوشنود وغضبناک میشوم


 


 

خفضت لهم مني جناحَ مـودتي إلى كنف عِطفاه أهلٌ ومـرحبُ


 

در برابر ایشان فرو تنم و از سر مهر پر و بال خود را به جانبى فرود آورده‌ام که هر دو سوى آن شایستگى و مهربانى است


 

 

حياك الله سيدنا 

والسؤال الأول الذي يطرح هو 

أنك ابتدأت بدعوة الله وحيدا فريدا 

والآن بفضل الله تبارك وتعالى عليك صرت أمة 

وهاهم انصار الدعوة اليمانية المباركة منتشرون على كل الارض 


 

خوش آمدید آقای‌‌ما. 

سؤال اول که مطرح می‌شود این است که 

شما یکه و تنها دعوت خدا را آغاز کردید 

و الان به فضل خداوند متعال به شما، امتی برای خود شدید 

که انصار دعوت یمانی مبارک در سراسر جهان پیش روی شما حضور دارند، 


 

 

فهل بوسعنا أن نتعرف على شيء من بداية انطلاقة الدعوة الإلهية

 والصعوبات التي اعترت تلك المرحلة 

وإذا كان بالإمكان معرفة بعض الأسباب 

التي اضطرتك بالنهاية إلى الابتعاد عن المؤمنين مدة من الزمن.

تفضل سيد لك المايك مصحوبا بالصلاة على محمد وآل محمد 


 

پس آیا امکان دارد اندکی از روزهای آغازین دعوت الهی، 

سختی‌ها و مشکلاتی که در آن مرحله رخ دادند را بدانیم؟

و نیز آیا امکان دارد از برخی علل و اسبابی که 

در آخر باعث شدند برای مدتی از مؤمنین دوری کنید، مطلع شویم؟

بفرمایید بزرگ‌وار، با ذکر درود بر محمد و آل محمد میکروفن رها.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

يا الله. 

إن شاء الله الصوت واضح.


 

سید احمد الحسن(ع):

یا الله.

 ان شاء الله صدا واضح است.


 

 

بالحقيقة يصعب أن أتكلم عن تفاصيل كثيرة 

لأن الوقت محدود 

ونحن واجهنا أحداث كثيرة في تلك الفترة. 

ولهذا سأقتصر على ذكر بعض النقاط المهمة،

 يعني فقط بعض النقاط المفصلية : 


 

در حقیقت سخن در مورد بسیاری از جزئیات سخت است.

چرا که وقت تنگ است.

ما با رویدادهای بسیاری در آن زمان روبرو شدیم،

 و برای همین به مختصری از رویدادها اشاره خواهم کرد، 

یعنی برخی از نکات مهم :


 

 

بداية اعلان الدعوة كانت في عام 2002. 

بعدها بدأت ملاحقة نظام صدام لي 

فاضطررت الابتعاد عن أعينهم لأشهر قليلة. 


 

ابتدای علنی شدن دعوت سال ۲۰۰۲ (مصادف با ۱۳۸۱) بود،

 پس از آن نیروهای صدام به تعقیب من پرداختند 

و برای مدت چند ماه کوتاه مجبور به دور شدن از آن‌ها شدم، 


 

 

في تلك الفترة لم يزرني أحد من المؤمنين غير الشيخ ناظم حفظه الله 

وأذكر أنه عانى كثيرا حتى وصل لي في حينها. 

بعد السقوط، بعد سقوط النظام البعثي عام 2003 

بفترة بدأت الدعوة المهدوية تنشط من جديد 

في النجف والبصرة والعمارة والناصرية وبغداد وكربلاء وغيرها من محافظات العراق. 


 

در آن مدت هیچ کس از مؤمنین به جز شیخ ناظم -خدا حفظش کند- با من ملاقات نمی‌کرد 

و یادم می‌آید که تا حد زیادی رنج و دشواری دید.

پس از مدتی بعد از سقوط نظام بعثی در سال ۲۰۰۳ (مصادف با ۱۳۸۲) 

دعوت مبارک مهدویت در نجف، بصره، عماره، ناصریه،

 بغداد، کربلاء و دیگر استان‌ها دوباره فعال شد.


 

 

ثم جاءني الشيخ ناظم العقيلي ومعه حسين الجبوري،

 أبو سجاد، يعرفه الأنصار بهذا الاسم،

 أبو سجاد، جزاهم الله خيرا فذهبت معهم للنجف الأشرف


 

بعد از آن شیخ ناظم عقیلی به همراه حسین جبوری

-ابو سجاد- خدا حفظ‌شان کند، که انصار ایشان را به این اسم می‌شناسند 

به دیدار من آمدند و با آنان به نجف اشرف رفتم، 


 

 

في حينها وبفضل الله كان هناك أحد الأنصار هو الشيخ حبيب المختار حفظه الله،

 والد الشيخ حازم المختار،

 لديه بيت في حي النصر في النجف

 وكان لديه براني أو ديوان معزول عن بيته

 فأوقفه في حينها لعمل الدعوة. 


 

در آن زمان و به فضل خدا یکی از انصار که او شیخ حبیب المختار

-پدر شیخ حازم المختار- خدا حفظش کند بود،

آن‌جا در محله‌ی النصر در نجف منزلی داشت 

و در آن دفتری داشت  که از منزلش جدا بود

که آن هنگام آن را برای عمل دعوت وقف نمود.


 

 

وهكذا اتخذت هذا المكان كبراني أو ديوان أو مكتب .. سموه ما شئتم .. 

ألتقي به كل الناس، الأنصار وغيرهم وطلبة الحوزة وغيرهم

 وقد سكنت في هذه الفترة في بيت ملاصق لمسجد السهلة

 وكنت أتواجد في البراني أو المكتب حتى وقت متأخر 

ألتقي الناس والمؤمنين كما كنت أزور الحسينيات 

وأصلي فيها وأقيم صلاة الجمعة 

وألتقي المؤمنين والسائلين في الحسينيات .

 

و این گونه آن جا و مکان را برای خود مکتب یا دفتر... ، هر آن‍‌‌چه مایل بودید بنامید... برگزیدم 

که با همه مردم من جمله انصار، طلبه‌ی حوزه‌ها و غیر آنان دیدار می‌کردم، 

و در آن دوره نیز در منزلی مجاور مسجد سهله زندگی کردم 

و در مکتب تا دیر وقت باقی می‌ماندم 

تا با مردم و مؤمنین دیدار کنم همان طور که به حسینه‌ها می‌رفتم 

و آن‌جا نماز می‌خواندم و نماز جمعه را اقامه می‌نمودم 

و با مؤمنین و پرسش‌گران در حسینیه‌ها دیدار و ملاقات می‌کردم.


 

 

بعد ذلك بدأت الأمور تتضيق علي نوعا ما بسبب فتاوي اجرامية وغير مسؤولة من بعض الجهات المدعية للدين 

وللأسف وكذلك تحركات بعض المتنفذين في العراق في حينها. 


 

پس از این مرحله به دلیل فتواهای مجرمانه و غیر مسؤولانه بعضی از مدعیان دین 

و همچنين حركات بعضي نفوذگران در عراق در آن زمان، متأسفانه امور بر من به نوعی تنگ شد


 

 

فاضطررت في عام 2006 لتكليف بعض الأنصار 

ومنهم الشيخ عيدان أبو حسين للبحث عن مكان آمن لأسكن فيه 

فوجدوا أرضا زراعية في أطراف النجف واشتريتها في حينها 

وبنيت فيها بيتا لأسكن فيه وعائلتي


 

و مجبور شدم در سال ۲۰۰۶ (مصادف با ۱۳۸۵) بعضی از انصار 

که از میان آنان شیخ عیدان ابو حسین بود را مکلف به پیدا کردن منزلی امن کردم،

که یک زمین کشاورزی در اطراف نجف پیدا کرده و آن را خریدم 

و در آن منزلی ساختم تا به همراه خانواده‌ام در آن زندگی کنیم، 


 

 

وفعلا انتقلت للسكن فيه في نهاية عام 2006 معتزلا عموم الأنصار وكذلك الناس 

حيث لم يكن بإمكاني بعدها التواجد في مكتب أو براني 

باستمرار لألتقي فيه الأنصار وعامة الناس. 


 

و در واقع در اواخر سال ۲۰۰۶ جهت سکونت به آن‌جا نقل مکان کردم و از عموم انصار و همچنین مردم عزلت نمودم 

جائی که پس از آن قادر به حضور در مکتب یا دفتر 

به صورت مستمر نبودم تا با انصار و عموم مردم دیدار کنم.


 

 

ولم أكن أتمكن من اقامة صلاة الجمعة في الحسينيات كالسابق 

وهكذا بدأت في نهاية عام 2006 مرحلة جديدة في الدعوة 

وهي عدم التقاء عموم المؤمنين وجها لوجه 

والكلام معهم مباشرة كالسابق. 


 

و نمي‌توانستم  جهت اقامه نماز جمعه در حسینیه‌ها مثل سابق حاضر شوم 

 و به این ترتیب در اواخر سال ۲۰۰۶ مرحله جدیدی در دعوت آغاز شده بود 

که نمی‌توانستم مانند گذشته با عموم مؤمنین رو در رو ملاقات کنم 

و با آنان به صورت مستقیم صحبت کنم، 


 

 

وإنما اقتصرت على نقل أخبار وتوجيهات عن طريق ثقات من المؤمنين حفظهم الله 

والذين كانوا يعرفون مكان بيتي ويتصلون بي

 ويزوروني في حينها 

ومنهم السيد علاء الميالي وحسين الجبوري، 

أبو سجاد الذي ذكرته سابقا، 

وأخي محمد حفظه الله والشيخ حيدر الزيادي، 

كذلك الشيخ محمد الحريشاوي وغيرهم من الثقات المؤمنين في حينها، 


 

بلکه به نقل اخبار و راهنمائی‌ها از طریق مؤمنین مورد اعتماد -خدا حافظ‌شان باشد- بسنده کردم 

که آنان منزل‌گاه من را می‌دانستند و با من در ارتباط بودند

 و به ملاقاتم می‌آمدند، من جمله سید علاء المیالی و حسین جبوری 

ابو سجاد که او را قبلاً ذکر نمودم، 

و نیز برادرم محمد -خدا حفظش کند-، و شیخ حیدر زیادی، 

و نیز شیخ محمد حریشاوی و دیگر مؤمنین مورد اعتماد در آن هنگام بودند، 


 

 

اضافة إلى تواصلي مع مقر الحوزة المهدوية والمكتب 

الذي كان في النجف في ذلك الوقت 

وتوجيهي لهم باستمرار.


 

اضافه بر ارتباطم با مقر حوزه مهدوی و مکتب 

که در آن زمان در نجف بود 

و راهنمائی‌های به آنان مستمرم انجام می‌شد.


 

 

استمر وجودي في هذا البيت حتى اضطررت لمغادرته في بداية عام 2007، 

حيث تم الهجوم على البيت من قبل قوات عسكرية كبيرة وبعد ساعات فقط من مغادرتي للبيت، مغادرتي أنا وعائلتي، أنا وزوجتي وأطفالي. 


 

مدتی در آن منزل زندگی می‌کردم تا این که ابتدای سال ۲۰۰۷ (مصادف با اواخر سال ۱۳۸۵) مجبور به ترک آن شدم، 

چرا که ساعاتى پس از ترک آن منزل- من و خانوادم-، نیروهای بزرگ نظامی به منزلم یورش بردند؛ 


 

 

وطبعا دون وجود مسوغ قانوني أو منطقي لهذا الهجوم 

وإنما فقط تصرف عصابات متنفذة في حينها لا أكثر. 

وللأسف قاموا باعتقال أحد جيراني 

وعذبوه بصورة بشعة في حين أن جيراني حتى لا يعلمون من أكون، 

يعني كنت بينهم ولكن لا يعلمون من أكون. 

 

و طبعاً این کار بدون توجیه قانونی و منطقی برای این یورش انجام شد 

در حقیقت فقط توسط نفوذگرانِ آن زمان بود و دلیلی دیگر نداشت. 

متأسفانه یکی از همسایه‌های من را بازداشت نمودند 

و او را وحشیانه شکنجه دادند ، در حالی که همسایه‌هایم نمی‌دانستند من کیستم- 

یعنی این که بین آنان زندگی می‌کردم اما نمی‌دانستند من کیستم.


 

 

وهكذا استمر وضعي غير آمن 

ولا يناسب التواصل مع عامة المؤمنين والناس 

وخصوصا بعد أحداث عام 2008 المشهورة، 

واستمر بالاقتصار على التواصل عن طريق بعض الثقات 

وعن طريق مواقع الدعوة في الأنترنت ومقر الحوزة والمكتب 

الذي كان يفتح كلما سنحت الفرصة لذلك، 

 

به این ترتیب وضع نا امنم این گونه ادامه پیدا کرد

 که اجازه نمی‌داد با عموم مؤمنین و مردم 

به خصوص پس از حوادث سال ۲۰۰۸ (مصادف با ۱۳۸۶) معروف در ارتباط باشم، 

و به ارتباط با بعضی از مؤمنین مورد اعتماد 

و سایت‌های دعوت در اینترنت و مقر حوزه و مکتب 

که هر وقت فرصتی پیدا می‌کردند باز می‌شد، بسنده گردید.


 

 

وهكذا استمر الحال على ما هو عليه منذ نهاية عام 2006 وحتى نهاية عام 2012 

وبعد أن تمت ست سنوات وكما أراد الله سبحانه وتعالى فرج الله بفضله ومنه ووفر، 

وفر لي بفضل بعض المؤمنين وجهودهم المباركة امكانية الانتقال إلى مكان آمن نوعا ما ...


 

این گونه بود که این وضع و حال از اواخر سال ۲۰۰۶ تا اواخر سال ۲۰۱۲ (مصادف با ۱۳۹۱) ادامه پیدا کرد، 

و پس از این که شش سال تمام شد همان گونه که خداوند پاک و منزه اراده کرده بود با فضل و منتش به ما فرج و گشایش کرد 

و به فضل بعضی از مؤمنین با تلاش‌های مبارک‌شان امکان انتقال به مکانی تا حدودی امن برایم مهیاء شد...


 

 

وهكذا بدأت مرحلة جديدة من الدعوة ..

وتمكنت من فتح صفحة التواصل الاجتماعي في موقع الفيسبوك 

لأستطيع من جديد أن أتواجد بينكم في هذا الديوان الاجتماعي 

وأتحدث من خلال هذه الصفحة مع عامة المؤمنين والناس. 

 

به این ترتیب مرحله جدیدی در دعوت آغاز شد...

 و توانستم صفحه ارتباط اجتماعی در فیس‌بوک را افتتاح کنم 

تا مجدداً بتوانم بین شما در این دفتر اجتماعی مجازی حضور پیدا کنم 

و از خلال این صفحه با عموم مؤمنین و مردم گفتگو کنم.


 

 

وهكذا عدنا بينكم نسمعكم ونقرأ ما تكتبون 

ونتكلم معكم ونحدثكم من خلال صفحة التواصل الاجتماعي المباركة 

والحمد لله رب العالمين.

 

این گونه بود که از خلال صفحه ارتباط اجتماعی مبارک بین شما برگشتیم 

نظرات شما را می‌شنویم و آن‌چه می‌نویسید را می‌خوانیم 

و با شما گفتگو می کنیم و سخن می‌گوییم و سپاس از آنِ خداوند جهانیان است.


 

 

واليوم إن شاء الله أيضا فتحت لنا صفحة جديدة 

وهي أن الأمور سارت باتجاه تشكيل سرايا القائم 

للدفاع عن المقدسات والأضرحة الطاهرة والعرض والأرض 

وأصبحت هناك ربما حاجة للتواصل الصوتي معكم والتواجد بينكم إن شاء الله 

 

هم‌چنین امروز برای ما صفحه جدیدی باز شد ان شاء الله 

و این که امور به سمت تشکیل گردان‌های قائم 

برای دفاع از مقدسات و ضریح‌های پاک و ناموس و سرزمین در حال حرکت است 

و شاید برای ارتباط صوتی و حضور بین شما نیاز باشد ان شاء الله،


 

 

وسبحان الله وجدت على صفحتي أن الأستاذ علي العاملي حفظه الله 

قام بدعوتي لبرنامجكم المبارك ... 

وإن شاء الله في المستقبل أيضا أتواجد معكم عند الحاجة والله الموفق والمسدد. 

أرجو أن لا أكون قد أطلت عليكم. 

لكم المايك 

 

و سبحان الله روی صفحه‌ام دعوتی از استاد علی عاملی خدا حفظش کند را دیدم 

که مرا به برنامه مبارک‌تان دعوت نموده بود...

و ان شاء الله در آینده نیز در صورت نیاز بین شما حاضر خواهم شد و من الله التوفیق.

امیدوارم که سخنانم زیاد طولانی نشده باشد. 

میکروفن رها.


 

 

الأستاذ علي العاملي : 

اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما. 

حياك الله سيدنا ومولانا وتاج راسنا الإمام أحمد الحسن يماني آل محمد ص. 


 

استاد علی عاملی:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمه و المهدیین و سلم تسلیما

خوش آمدید آقا و مولا و تاج سرمان امام احمد الحسن یمانی آل محمد(ص). 


 

 

من المهم جدا مولاي أن نستمع إلى تعليق السيد أحمد الحسن ع 

بخصوص من يغرر بالناس ويصف أسماء في نسب الإمام 

كـ "قاطع" مثلا، وهي ليست في حقيقته، 

وبعض الاشاعات، هذا من جهة ومن جهة أخرى هناك من ينتحل شخصية السيد أحمد الحسن 


 

مولای من از ضروریات است تا دیدگاه سید احمد الحسن (ع) 

در خصوص افرادی که مردم را فریب می‌دهند و نام‌هائی در نَسَب امام استفاده می کنند را بدانیم،

مانند “قاطع” در صورتی که این القاب صحتی ندارند و شایعه‌ هستند این از یک سو،

و از سویی دیگر افرادی هستند که شخصیت سید احمد الحسن (ع) را جعل هویت می‌کنند


 

 

ويستغل اسمه وكنيته للتحدث باسمه 

مثلا أو يدعي تمثيله أو الاتصال به 

والمؤسف أن بعضهم يدعون الايمان به 

فكيف تعليقكم على ذلك مولاي؟


 

 و از اسم و کُنیه‌ی ایشان با استفاده از نام ایشان 

یا مثلاً ادعای نمایندگی یا ارتباط با ایشان سوء استفاده می‌کنند 

در حالی که متأسفانه بعضی‌ها ادعای ایمان به ایشان دارند، 

نظر شما در این باره چیست مولایم؟


 

 

الإمام أحمد الحسن (ع) : 

يا الله. 

إن شاء الله يكون الصوت واضح لكم. 

الحمد لله. 


 

سید احمد الحسن (ع):

یا الله. 

ان شاء الله که صدا واضح است، 

الحمدلله.


 

 

حقيقة هذه الأمور يعني ..لا أعرف ماذا أقول عنها! 

أحمد الحسن شخص معروف ومشخص، 

لدي اسم محدد في السجلات الرسمية في العراق حيث ولدت وهو أحمد اسماعيل صالح. 

ولدي سجل مدني في العراق ولدي هوية أحوال مدنية ولدي شهادة جنسية عراقية ولدي جواز سفر عراقي ولدي شهادة من كلية الهندسة في جامعة البصرة ... 

وكلها مثبت فيها صورتي ومعلومات فارقة عن شخصيتي! 


 

در حقیقت این امور… یعنی- نمی‌دانم در این مورد چه بگویم… در واقع!!!

احمد الحسن شخصی معروف، مشخص و شناخته شده است، 

نامی خاص در اسناد رسمی عراق دارم که در آن دیده به جهان گشودم و آن احمد اسماعیل صـالــح است. 

کارت ملی، شناسنامه، پاسپورت و مدرک تحصیلی از دانشکده مهندسی در دانشگاه بصره دارم، 

و روی همه آن‌ها عکس و اطلاعات فردی‌ام ثابت است!


 

 

فإضافة أسماء غير صحيحة إلى اسمي من قبل جهة معينة أو شخص ما المفروض 

أنها كافية لإثبات أنه كذاب وغير موثوق. 


 

پس اضافه کردن نام‌های نادرست به نام من از جهتی معین یا هر فرد؛ 

می‌بایستی این اسناد برای اثبات این که او دروغ‌گو و غیر قابل اعتماد است کافی باشد.


 

 

وحقيقة أنا أستغرب أيضا من الذين .. يعني بعض هؤلاء الذي يفترون هذه الأسماء هناك من يتبعهم .. 

أنا أستغرب ... أو يصدقهم، لايزال يصدقهم ويتبعهم! 

يعني ألا تكفي هذه الكذبة ؟! لا أدري يعني .. على كل حال! 


 

در حقیقت تعجب میکنم که کسانی برای پیروی از این اشخاص-کسانی که این نامها را خلق می کنند- پیدا می شوند!

تعجب می‌کنم! و یا این که آنان را باور می‌کنند، یا کما کان از آنان پیروی می‌کنند! 

واقعاً این دروغ(که به من می بندند) کافی نیست؟ واقعاً نمی‌دانم!!!  به هر حال…


 

 

أما بالنسبة لمن يستغلون اسمي 

ويدعون اللقاء بي من غير المنافذ المعروفة 

التي أعلنتها واعتمدتها منذ بداية الدعوة وإلى اليوم 

فهؤلاء كذابون وكذبهم مفضوح وبين لكل انسان عاقل ومتزن... 

ولا أعتقد أحتاج أن أقول أكثر من هذا بخصوص هؤلاء! 

جزاكم الله خيرا...

ليس لدي شيء آخر بهذا الخصوص...

لكم المايك إن شاء الله 


 

اما در مورد کسانی که از شخصیت من سوء استفاده می‌کنند 

و ادعای دیدار با من را غیر از راهِ کانال‌های معروف 

که آن‌ها را از ابتدای دعوت تا امروز مشخص کردم و به آنان اعتماد دارم دارند،

 (باید بگویم که) در حقیقت این‌ها دروغ‌گو هستند و دروغ‌شان بین هر انسان عاقل و هوشیاری صریح و روشن است، 

و معتقدم نیاز نیست در مورد این‌ها بیش از این سخن بگویم. 

خدا به شما جزای خیر دهد، 

سخن دیگری در این باره ندارم، 

میکروفن رها است ان شاء الله.


 

 

د. علاء السالم: 

بسم الله الرحمن الرحيم. 

السلام عليكم ورحمة الله تعالى وبركاته 

جزاك الله خير سيدنا 

و بالحقيقة أن بعض الاسئلة وان كانت ثقيلة على قلوبنا 

لكننا إن شاء الله تعالى نريد من هذا اللقاء أن تكون ثمراته و فوائده عديدة بحق محمد وآل محمد ص.


 

دکتر علاء سالم:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمت الله تعالی و برکاته

آقای‌ما خدا به شما جزای خیر دهد. 

در حقیقت بعضی از سؤالات هر چند که بر ما سنگینی می‌کنند 

اما از این دیدار می‌خواهیم به حق محمد و آل محمد(ص) ثمره‌ها و فایده‌های متعددی به دست آید ان شاء الله تعالی.


 

 

أيضا من الأسئلة التي تطرح سيدنا أحمد الحسن ع أنه ربما نكون نحن وغيرنا بحاجةإلى توضيح 

يتعلق بما اعتمده السيد أحمد الحسن ع من وسائل لنشر العلوم والمعارف والأجوبة التي بينها للناس جميعا منذ انطلاقة الدعوة المباركة 

وأيضا ضمتها كتبه وبياناته وإرشاداته 

بحيث يمكن عدها وسائل رسمية تمثل الدعوة الإلهية. 

هذا هو السؤال .. 

تفضل سيدنا 


 

هم‌چنین مولایم احمد الحسن(ع) از سؤالاتی که مطرح می‌شوند که هم ما و هم دیگران نیاز به شرح و توضیح آن داریم، 

مربوط به وسائل و ابزار مورد اعتمادی است که سید احمد الحسن(ع) برای نشر علوم و معارف و پاسخ‌ها که از آغاز دعوت مبارک برای مردم بیان کردند است، 

و نیز در مورد کتب و بیانات و ارشادهاست، 

جائی که می‌توان آن‌ها را وسائل و ابزارهای رسمی به حساب آورد که بیان‌گر دعوت الهی هستند.

سؤال این بود، 

آقای‌مان بفرمایید.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

يا الله. 

إن شاء الله يكون الصوت واضح لكم.


 

سید احمد الحسن (ع):

یا الله، 

ان شاء الله که صدا برای‌ شما واضح باشد.


 


 

وسائل نشر العلوم عديدة. 

في البداية كانت لدينا وسيلة وحيدة طبعا لا غير وهي الديوان أو المكتب، 

المكتب الذي في النجف الذي تحدثت عنه سابقا، 

حيث كنت أجلس فيه بنفسي 

وكان كما بينت في حي النصر ـ ذكرته لكم أنه في حي النصرـ 

وكنت من خلاله أوجه بعض المؤمنين كالسيد علاء الميالي، أعتذر من .. 

ربما لا أذكرهم .. 

يعني لأن عددهم ربما .. 

سيد علاء الميالي والشيخ حازم المختار وحبيب السعيدي 

والشيخ ناظم العقيلي والشيخ حيدر المشتت قبل ادعاءه الباطل .. 

كل هؤلاء كنت أوجههم لطباعة بعض المنشورات والكتب في المطابع الموجودة في النجف وتوزيعها.


 

وسائل و ابزار نشر علوم بسیارند؛ 

مسلماً در آغاز فقط یک وسیله ارتباط داشتیم و آن مکتب بود، 

و آن مکتب در نجف است که پیش از این در مورد آن سخن گفتم. 

من در آن‌جا به شخصه حاضر می‌شدم

 –همان‌گونه که بیان کردم مکتب در محله‌ی النصر بود- 

و از طریق آن بعضی از مؤمنین مانند سید علاء مَیالی- عذر خواهی می‌کنم… 

شاید همه را به خاطر نداشته باشم… 

زیرا که تعدادشان شاید…

- سید علاء میالی، شیخ حازم مُختار، حبيب سعيدي ،

ناظم عُقیلی و شیخ حیدر مشتت قبل از این‌که ادعای باطل بکند، 

همه‌ء این افراد را به چاپ بعضی از نشریات و کتب در چاپ‌خانه‌های موجود در نجف و توزیع آن‌ها راهنمایی می‌کردم.


 

 

بعد ذلك كلفت أحد المؤمنين وهو المهندس أحمد بهاء، 

ربما يكون حاضر اليوم في الغرفة .. يكون حاضر معكم، 

كلفته بإنشاء موقع في شبكة الانترنت لنشر بيانات وكتب الدعوة 

وللتواصل مع الناس عن طريق الإنترنت 

وبالفعل قام هو بذلك وبالتعاون مع الأستاذ ضياء الزيدي فرج الله عنه.


 

پس از آن یکی از مؤمنین که مهندس احمد بهاء است را مکلف ساختم

- شاید الان در اتاق حاضر باشد… نمی‌دانم… حضور دارد- 

وی را به ساخت و راه‌اندازی یک ‌وب ‌سایت جهت نشر بیانات و کتب دعوت 

و ارتباط با مردم از طریق اینترنت مکلف ساختم، 

که در واقع این کار را با مساعدت و همکاری استاد ضیاء زِیدی خدا فرج او را رساند انجام داد،


 

 

وأعتقد أن المهندس أحمد بهاء حفظه الله له فضل كبير 

وجزاه الله خيرا حيث ان كل وسائل التواصل عن طريق الانترنت 

انما هي ثمرة عمله المبارك هذا. 

بعد ذلك تطورت المواقع بجهود المؤمنين 

وأصبحت على ما هي عليه اليوم وبفضل الله سبحانه وتعالى طبعا.


 

معتقدم که مهندس احمد بهاء فضل(خوبی ، نیکویی) زیادی دارد، 

خدا به او خیر کثیر دهد زیرا که تمامی وسائل ارتباطی جمعی از طریق محیط مجازی 

در حقیقت ثمره عمل مبارک اوست.

بعد از آن سایت‌ها با تلاش‌های مؤمنین پیشرفت کردند

 و به آن‌چه که امروزه هستند تبدیل شدند که قطعاً به لطف خداوند سبحان و متعال است.


 

 

أيضا تم اضافة صفحة التواصل الاجتماعي 

كما تعلمون كي أكون بينكم جميعا فهي أصبحت بديلا وان كان مؤقتا عن البراني أو الديوان أو المكتب الذي كنت اجلس فيه بنفسي. 

يعني هذا هو البديل المتاح الآن لأكون بينكم 

وإن شاء الله يعود الأمر كما كان في السابق

 بفضل الله وبفضل جهود وجهاد المؤمنين حفظهم الله. 


 

هم‌چنین همان طور که می‌دانید صفحه‌ی شبکه‌ی ارتباط اجتماعی اضافه شد 

تا بین همه‌ی شما باشم که امروزه، هر چند به صورت موقت، به جای مکتب که خود در آن حضور داشتم تبدیل شد. در واقع در حال حاضر وسیله‌ء در دسترس همین است تا میان شما باشم 

و ان شاء الله امر به اوضاع اولیه برگردد، 

به لطف خداوند و تلاش و جهاد مؤمنین -خدا حفظ‌شان کند.


 

 

أيضا كانت هناك وسيلة تواصل اعتمدتها منذ بداية الدعوة 

وهي أن هناك بعض المؤمنين اضافة إلى المكتب والديوان ينقلون توجيهاتي، 

ثم بعد ابتعادي استمر هذا الأمر على ما هو عليه، 

كما بينت في السابق. 

هذا باختصار .. 

وإذا لديكم شيء آخر بخدمتكم. 

لكم المايك 


 

هم‌چنین وسیله‌ی ارتباط دیگری از آغاز دعوت بود که به آن اعتماد می‌کردم 

و آن ارتباط با بعضی از مؤمنین – علاوه بر مکتب- است که ارشاد و راهنمائی‌های مرا نقل‌قول می‌کردند، 

و البته پس از دور شدنم این امر نیز ادامه پیدا کرد، 

همان طور که پیش‌تر بیان نمودم.

این به اختصار بود. 

اگر چیز دیگری دارید در خدمت شما هستم، 

میکروفن رها.


 

 

الأستاذ علي العاملي : 

اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما 

ـ يا رب خذ من عمري وأعط إمامي أحمد الحسن ع ـ 


 

استاد علی عاملی:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

خدایا عمرم را کوتاه بگردان و به عمر امامَم احمد الحسن (ع) بیفزا.


 

 

مولاي ما هو تقييمكم للوضع القائم في المنطقة الآن؟ 

وما دور قائم آل محمد الإمام أحمد الحسن ع مما يجري في المنطقة؟ 

وأيضا نود أن نستمع إلى رسالتكم للشعوب والحكومات وخصوصا الحكومة العراقية. 

تفضلوا مولاي مصحوبا بالصلاة على محمد وآل محمد 


 

مولایم؛ ارزیابی شما از وضع کنونی موجود در منطقه چیست؟ 

و نقش قائم آل محمد، امام احمد الحسن(ع) در آنچه در منطقه در حال اتفاق است چیست؟

هم‌چنین مایلیم رسالت و پیام شما را به ملت‌ و حکومت‌ها و به خصوص حکومت عراق بشنویم.

بفرمایید مولایم، با ذکر درود بر محمد و آل محمد. 

میکروفن رها.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

يا الله. 

إن شاء الله يكون الصوت واضح لكم. 


 

سید احمد الحسن(ع):

یا الله، 

ان شاء الله که صدا واضح باشد.


 

 

أولا حبيبي علي العاملي حفظكم الله وأطال الله في عمرك

 ـ الوضع في منطقة الشرق الأوسط خطير للغاية، 

فهناك حرب طائفية قائمة على قدم وساق 

منذ بداية الثورات العربية وفتح الباب للحركة السلفية الوهابية 

والتي لا تعرف غير لغة القتل والدم والذبح 

وها أنتم ترون الحركات السلفية في العراق وسوريا وليبيا كمثال ..


 

اول این‌که عزیزم علی عاملی خدا شما را حفظ کند و طول عمر به شما عنایت کند، 

وضع در منطقه خاورمیانه بسیار خطرناک است. 

در آن جنگ مذاهب و احزاب بسیار جدی، 

از آغاز انقلاب‌های عربی و گشایش درب به روی جنبش سلفی وهابی 

که جز لغت قتل و خون‌ریزی و سر بریدن چیزی نمی‌داند در جریان است، 

که شما الان شاهد جنبش‌های سلفی به عنوان مثال در عراق و سوریه و لیبی هستید.


 

 

لقد قتلوا وبأبشع الطرق المسيحي واليزيدي والشيعي والسني الذي لا يخضع لمنهجهم في عبادة هبل سماوي مجسم، يعني حتى السني الذي لا يخضع لمنهجهم قتلوه وفعلوا به ما فعلوا، 

وحتى الأطفال لم يسلموا من الذبح، 

وقاموا بسبي النساء والاعتداء على أعراض الناس ... 

ترون ما يفعلون كل يوم ! 

بل حتى الاثار والتراث الإنساني دمروه ..


 

آنان مسیحی و یزیدی و شیعی و سنی که منش آن‌ها را که جهت عبادت هبل آسمانی‌شان رد می‌کنند به طرز وحشیانه‌ای می‌کشند 

.......

و حتی کودکان از دست آنان جان سالم به در نبردند

 و زنان را به اسارت برده و به ناموس مردم تجاوز کردند- 

هر روز شاهد آن‌چه انجام می‌دهند هستید، 

بلکه حتی آثار باستانی و میراث انسانی را نیز ویران کردند.

 

وبالتالي فهناك حرب طائفية قائمة من قبل الدين الوهابي السلفي التكفيري على كل من خالفهم 

وعلى كل شيء لا يناسب اعتقاداتهم الفاسدة 

وخصوصا شيعة أهل البيت ومراقد آل محمد صلوات الله عليهم ! 

وهذا واقع لا يستطيع أحد أن يغلق عينيه ويقول أنه غير موجود .. 

اليوم سمعتم بالتفجير الوهابي السلفي الاجرامي في الكويت في أحد مساجد الشيعة ! 


 

بنابراین در آن‌جا جنگ مذهبی از طرف دین وهابی سلفی تکفیری ضد هر کس که مخالف آنان باشد 

و هر چیزی که مناسب با اعتقاد باطل‌شان نباشد، 

به خصوص شیعیان اهل بیت و زیارت‌گاه‌های آل محمد -درود خداوند بر ایشان باد- ، در جریان است.

این حقیقتی است که هیچ کس نمی‌تواند از آن چشم پوشی کند و منکر آن شود؛ 

امروز بمب‌گذاری‌های جنایی وهابی سلفی را در یکی از مساجد شیعه کویت شنیدید!


 

 

تقييمي لحجم الخطر الذي نواجهه الآن من الوجود السلفي الوهابي التكفيري في منطقة الشرق الأوسط بأنه كبير جدا 

ولا بد من جمع كل قوة وإمكانية متاحة لسحقه تماما وبسرعة كبيرة، 

وإلا فالنتائج المترتبة على تأخير سحقه وإنهاء هذا الوجود سيئة للغاية .. 

ستكبدنا جميعا خسائر فادحة، 

ليس فقط خسائر بالأنفس ـ بحسب اعتقادي ليست فقط خسائر بالأنفس أو بالأموال والممتلكات ـ 

بل يمكن أن يصل الأمر إلى المقدسات والأعراض لا سمح الله ! 


 

ارزیابی من از اندازه‌ی خطری که با وجود سلفی وهابی تکفیری در منطقه خاورمیانه با آن مواجه هستیم بسیار بزرگ است 

و باید تمام قدرت و امکانات در دسترس را برای ریشه‌کن ساختن آن‌ها در اسرع وقت مهیاء سازیم، 

در غیر این صورت، نتایج تأخیر در ریشه‌کن ساختن و پایان دادن به آنان سخت و گران خواهد بود، 

و تلفات بسیار زیادی را باید تحمل کنیم، 

نه فقط تلفات ارواح- بر حسب باور من- فقط تلفات روحی یا مالی و دارائی نیست، 

بلکه ممکن است امر به مقدسات و ناموس ، خدای ناکرده برسد! 


 


 

ونحن نلاحظ الآن بعد مرور سنة على احتلال الموصل زادت امكاناتهم عدة وعددا 

وتم احتلال الرمادي، 

أضف أن في الموصل جامعة كبيرة ومختبرات وخبراء ومعامل 

وفي المناطق كذلك التي يحتلونها في سوريا، 


 

پس از گذشت یک سال از تصرف موصل ما الان می‌بینیم که امکانات آنان از لحاظ تعداد و تجهیزات بیشتر شده است 

و در نتیجه رمادی را نیز به تصرف در آوردند، 

اضافه کنم که در موصل دانشگاهی بزرگ و آزمایش‌گاه‌ها و افراد متخصص و کارخانه و… وجود دارد 

و نیز در مناطق سوریه که آنها را به تصرف در آوردند این امکانات موجود است، 


 


 

وأعتقد أن الحصول على مواد لصناعة ما يسمى بالقنبلة النووية القذرة أو القنبلة القذرة أو سلاح راديولوجي أو اشعاعي ليست مسألة مستحيلة ! 

خصوصا اذا توفرت الأموال كما هو واقع داعش اليوم. 

وبالتالي فمن الممكن أن تهاجم مدننا الأخرى بها.


 

و معتقدم که دسترسی به مواد برای ساخت و تولید بمب هسته‌ای یا بمب کثیف یا سلاح رادیولوژی چندان سخت نیست، 

به خصوص اگر توانایی مالی وجود داشته باشد همان طور که داعش این توانایی را دارد، 

که در نتیجه ممکن است با آن سلاح شهرهای دیگرِ ما نیز مورد هجوم قرار گیرند.


 

 

أيضا سيطرة هذه التنظيمات التكفيرية على مدن في سوريا مثل ادلب مؤشر واضح على حجم الخطر. 

ولهذا أقول أن الوقت مهم وهزيمتهم بسرعة مهمة 

لأن وجودنا ووجود مقدساتنا مهدد بخطر حقيقي و واقعي.


 

هم‌چنین تسلط این احزاب تکفیری بر شهرهایی در سوریه مثل ادلب اشاره‌ای واضح به مقیاس خطر دارد.

برای این است می‌گویم که وقت مهم است و شکست آنان در اسرع وقت نیز مهم است 

زیرا که وجود ما و مقدسات‌مان در معرض تهدید خطر حقیقی و واقعی است.


 


 

أنا لا أريد أن أرعب أحدا يعني أرعب أحد بهذا الكلام .. لا أبدا! 

ولكن هي هذه حقيقة يعني .. 

هذه حقيقة ماثلة أمامنا 

وبتقديري دخولهم للرمادي هو أخطر حدث نواجهه اليوم .. 

وكل يوم يمر على وجودهم في الرمادي 

يزيد من احتمالية تعرضنا وتعرض مدننا وأهلنا ومقدساتنا لخطر كبير ! 


 

نمی‌خواهم که با این حرف‌ها ایجاد ترس و وحشت کنم… به هیچ عنوان! 

اما این حقیقت است، 

این حقیقتی واقع پیش روی ماست، 

و برآورد من این است که ورود آنان به رُمادی خطرناک‌ترین رویدادی است که با آن مواجه هستیم، 

و هر روز که با حضور آنان در رُمادی می‌گذرد 

احتمال در معرض قرار گرفتن شهرها، مردم و مقدسات‌مان در خطر بیشتر می‌شود.


 

 

هذا هو تقييمي الاجمالي للوضع على الأرض الآن ، 

أما دوري أو ما يمكن أن أقوم به : 

فأنا منذ سنوات طويلة دعوت إلى تشكيل قوة لمقاتلة هؤلاء وجهادهم ودفع خطرهم قبل أن يستفحل، 

وهناك بيانات صدرت مني بهذا الخصوص. 


 

ارزیابی کلی من از وضع جاری موجود بر سرزمین‌ها الان این است.

اما در مورد نقش من یا چیزی که می‌توانم انجام دهم؛ 

من از سال‌ها پیش به تشکیل نیرو برای مبارزه و جهاد و دور کردن خطرشان قبل از توانا شدن‌شان دعوت نمودم

 که راجع به این موضوع بیاناتی از من منتشر شد.


 


 

و اليوم نحن بدءنا بتشكيل سرايا القائم للدفاع عن المقدسات والأرض والعرض 

وندعو الناس وخصوصا شيعة أهل البيت للالتفاف حولها ودعمها و الانتساب لها. 

فهذا هو جيش إمامكم فانصروه و لا تخذلوه


 

امروزه ما به تشکیل گردان‌های قائم جهت دفاع از مقدسات و سرزمین و ناموس روی آوردیم 

و عموم مردم به خصوص شیعیان اهل بیت (ع) را به یاری و پشتیبانی و وابستگی به آن می‌طلبیم، 

این ارتش امام‌تان است آن را یاری دهید و در حق آن کوتاهی نورزید.


 

 

وهدفنا الأولي هو دفع هؤلاء المجرمين إلى أبعد مسافة ممكنة عن مقدساتنا وأهلنا وأرضنا 

وإخراجهم من العراق 

أما بخصوص رسالتي .. الحكومات .. 

لا أعتقد أن الحكومات تسمع 

يعني هم غير قادرين عاجزين عن السمع يعني .. عاجزين عن السمع ! 


 

نخستین هدف ما دور کردن این مجرمان به مسافتی دور از مقدسات و مردم و سرزمین 

و خارج کردن آنان از عراق در حد توان است.

اما در مورد رسالتم؛ حکومت‌ها –

گمان نکنم که حکومت‌ها بشنوند 

یعنی آنان در حقیقت از شنیدن ناتوان و عاجرند، .. آری از شنیدن عاجزند!


 


 

رسالتي للحكومة العراقية : 

أن يوفروا لنا معسكرات تدريب 

وأن يفتحوا لنا المجال لمقاتلة هؤلاء الغزاة المحتلين الذين احتلوا أرضنا 

ويريدون تدنيس مقدساتنا 

وقد قاموا بتدنيس هذه المقدسات بالفعل لما هدموا ضريح العسكريين في سامراء سابقا.


 

- رسالتم به حکومت عراق این است که :

اردوگاه‌های آموزشی برای ما مهیاء سازند 

و فرصت مبارزه و جنگ با این مهاجمان و اشغال‌گران که سرزمین ما را به تصرف در آوردند 

و می‌خواهند مقدسات ما را هتک حرمت کنند، دهند، 

آنان در واقع مقدسات ما را هنگامی که ضریح‌های دو امام عسکری در سامراء را در گذشته ویران کردند هتک حرمت نمودند.


 

 

فان لم تستجب الحكومة العراقية لهذا الطلب، 

فأنا أقول لسرايا القائم : 

كونوا مستعدين بالعدة والاستعداد البدني والفني والنفسي للدفاع والقتال 

في حال انهار الجمع الذي يواجه داعش 

كما انهار قبل فترة وسلم الرمادي ! 

فمدنكم، مقدساتكم وأعراضكم في خطر حقيقي وواقعي !


 

اگر دولت عراق به این درخواست جواب ندهند، 

پس من به گردان‌های قائم می‌گویم: 

از لحاظ تجهیزات و استعداد و تربیت بدنی و فنی و نفسی جهت دفاع و کارزار آماده باشید، 

در صورتی که این نیروها که اکنون با داعش رو به رو هستند شکست بخورند، 

همان طور که مدتی پیش شکست خوردند و رُمادی را تحویل دادند. 

پس شهرهای شما، مقدسات و ناموس‌تان در خطری جدی قرار دارند!


 

 

أيضا بمناسبة تداول قانون العفو العام في العراق 

هذه الأيام فنحن نطالب الحكومة العراقية بالإفراج عن أنصار الإمام المهدي المعتقلين والمحكومين بالإعدام .. 

خصوصا المحكومين بالإعدام .. 

أنصار الإمام المهدي ليسوا ارهابيين ولا مجرمين 

ومن غير المعقول والمنطقي أن يحكم عشرات الأشخاص بالإعدام بسبب المواجهات التي حدثت في عام 2008 !


 

هم‌چنین به مناسبت متداول شدن عفو عمومی در عراق، 

در این روزها از حکومت عراق درخواست آزاد کردن انصار امام مهدی که در بند هستند و به اعدام محکوم‌اند، می‌کنیم، 

به خصوص افرادی که به اعدام محکوم هستند. 

انصار امام مهدی نه تروریست هستند و نه مجرم، 

پس معقول و منطقی نیست که در حق ده‌ها نفر به خاطر درگیری در سال ۲۰۰۸ به اعدام محکوم شوند.


 

 

في حين أن الحكم بالإعدام وفي كل الأعراف والقوانين يحتاج إلى اثبات لا لبس فيه. 

لا بد من اثبات لا لبس فيه لحدوث الجريمة الموجبة للحكم بالإعدام. 

فكيف شخص القاضي الذي حكم على عشرات الأشخاص في جلسة ؟ 

في جلسة بالإعدام .. أن هؤلاء قاموا بالقتل ؟ 

كيف قاضي واحد ؟ 

وحتى لو كانوا عدة قضاة ! 

في جلسة واحدة قام بالحكم على عدة أشخاص بالإعدام ! 

كيف شخص أن هؤلاء قاموا بالقتل مع سبق الاصرار مع أن ما حدث هو مواجهات مسلحة عشوائية ! 


 

در حالی که اعدام در کل آئین‌ها و قوانین نیاز به اثباتی که در آن شکی نباشد دارد، 

باید اثباتی آشکار باشد که ثابت کند جرم موجب حکم به اعدام است، 

پس قاضی در یک جلسه چگونه در حق ده‌ها نفر حکم اعدام صادر کرد؟! 

در یک جلسه حکم اعدام صادر کرد که این افراد مرتکب قتل شدند؟ 

چگونه ممکن است فقط یک قاضی در یک جلسه حکم صادر کند؟ 

و حتی اگر چندین قاضی در یک جلسه باشند 

و در یک جلسه در حق چند فرد حکم اعدام صادر کنند، 

چگونه تشخیص داده شد که این افراد مرتکب قتل شدند با قصد قبلی به این که آن‌چه روی داد درگیری مسلحانه اتفاقی بود.


 

 

يعني هذا يذكرنا بمحكمة الثورة في عهد صدام، 

وإلا بربكم ما الفرق؟! 

ثم إن أحداث 2008 كانت بسبب اعتداءات متكررة على أنصار الإمام من قبل بعض المتنفذين في حينها. 


 

این در حقیقت ما را به یاد دادگاه انقلاب زمان صدام می‌اندازد، 

و الا شما را به خدا چه تفاوتی با هم دارند؟!

ضمن این که حوادث سال ۲۰۰۸ به علت حملات مکرر به انصار امام توسط نفوذگرانِ آن زمان بود، 


 


 

ويمكن لأي شخص في الحكومة الحالية، حكومة العراق الحالية، 

إذا كانوا فعلا يريدون احقاق الحق، 

أن يجري تحقيقا وبحثا منصفا 

ليرى كم الاعتداءات والأذى الذي مورس ضدنا في ذلك الوقت من قبل بعض المتنفذين، 

ومنها كمثال : 


 

و برای هر فرد در حکومت عراق کنونی 

اگر واقعاً می‌خواهند حق به حق‌دار برسد 

تحقیق و بازرسی منصفانه انجام دهند 

تا ببینند در آن زمان توسط نفوذگران چقدر به ما حمله شد و ما را آزار دادند؛ 

به عنوان مثال:


 

 

الاعتداء على الحوزة المهدوية والمكتب الرسمي في النجف في بداية عام 2007 

وإغلاقه واعتقال سيد حسن الحمامي وطلبة الحوزة المهدوية دون أي عذر قانوني 

ثم أفرجوا عنهم بعد فترة ولم يعيدوا لهم البناية، بناية الحوزة لم يعيدوها، بناية الحوزة والمكتب، 

بل استولوا عليها دون أي وجه قانوني 

ولم يسلموها إلا أن انتهى عقد الايجار. 


 

حمله به حوزه مهدوی و مکتب رسمی در نجف اشرف در آغاز سال ۲۰۰۷ (مصادف با ۱۳۸۵) 

و بستن آن و دستگیری سید حسن حمامی و جمعی از طلبه های حوزه بدون عذر قانونی، 

سپس ایشان را پس از مدتی آزاد کردند ولی بنای(ساختمان) حوزه و مکتب را برنگرداندند، 

بلکه بدون هیچ توجیه قانونی آن را ضبط نموده 

و تسلیم نکردند مگر پس از اتمام مهلت قرارداد اجاره.


 

 

وهذه ليست الحادثة الوحيدة، 

بل تكررت وبنفس الطريقة التعسفية : 

إغلاق المكتب واعتقال السيد الحمامي وطلبة الحوزة دون وجه حق ! 

إلى أن حدث ما حدث عام 2008. 


 

این تنها حادثه‌ء اول نیست، 

بلکه با همان روش خودسرانهء غیر قانونی، 

بستن مکتب و دستگیری سید حمامی و طلبه‌ های حوزه تکرار شد! 

تا این که حوادث سال ۲۰۰۸ اتفاق افتاد. 


 


 

ولهذا أنا أدعوهم للإفراج عن أنصار الإمام المهدي المسجونين .. 

هؤلاء أناس مظلومون .. 

مظلومين فأفرجوا عنهم! 

ليس لدي شيء آخر .. 

لكم المايك 


 

به همین جهت من آنان را به آزاد کردن انصار امام مهدی که در بند هستند دعوت می‌کنم، 

این افراد مظلوم هستند، 

ستم دیده هستند آنان را آزاد کنید!

بیش از این سخنی ندارم، 

میکروفن رها.


 

 

الأستاذ علي العاملي: 

اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين. 

حياك الله مولانا يماني آل محمد وحيا الله ضيوفك.

هناك سؤال يتعلق بسرايا القائم التي شكلتها أخيرا والسؤال يتألف من شقين:


 

استاد علی عاملی:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین.

ضمن خوش آمد گویی به مولای‌مان یمانی آل محمد و مهمانان شما.

سؤالی مربوط به گردان‌های قائم که اخیراً تشکیل دادید دارم که دو بخش دارد:


 

 

الأول: نلاحظ أن هناك هجمة على سرايا القائم منذ بداية الدعوة إلى تشكيلها 

وهناك حملة تشكيك فيها وفي رجالاتها وفي أهدافها 

علما أن كل العراقيين وغير العراقيين قد اشتركوا في الحرب على الدواعش الكفرة، 

السؤال هو : 

هل الحملة على سرايا القائم بريئة وناتجة من سوء فهم أم أن الأمر أكبر من ذلك؟


 

اول: ملاحظه می‌شود که از ابتدای فراخوانی به تشکیل گردان‌ها حمله صورت گرفت 

و نیز حمله(به صورت ایجاد شک و شبهه) به شک افکندن در مورد آن و مردان آن و اهداف آن ایجاد می‌کنند، 

با توجه به این که همه‌ی عراقی‌ها و غیر آنان در جنگ ضد داعش کفار شرکت نموده‌اند. 

سؤال این است که :

آیا حمله به گردان‌های قائم بدون قصد و یک سوء تفاهم است یا این که امر جدی‌تر است؟


 

 

والثاني : نحن نلاحظ وجود عشرات الآلاف من عناصر الحشد الشعبي في مواجهة الدواعش 

ومع ذلك لم يستطيعوا القضاء عليهم، 

السؤال الطبيعي والمنطقي هو : 

ما الفرق الذي ستحدثه سرايا القائم بأعدادها القليلة وفي مصير هذه الحركة؟

تفضلوا مولاي 


 

دوم: ما وجود ده‌ها هزار نفر از عناصر نیروی مردمی در رویایی با داعش را ملاحظه می‌کنیم، 

اما با این حال نتوانستند آنان را نابود کنند، 

سؤال طبیعی و منطقی این است که :

تفاوت بین آن‌چه گردان‌های قائم با تعداد کمی که دارند می‌توانند در این راه و سرنوشت این جنبش انجام دهند چیست؟

بفرمایید مولایم.


 


 

الإمام أحمد الحسن(ع):

يا الله. 

إن شاء الله يكون هناك صوت. 

الصوت واضح؟ ..الحمد لله 


 

سید احمد الحسن (ع):

یا الله. 

ان شاء الله که صدا دارید. 

صدا واضح است؟… الحمدلله.


 


 

نعم بالنسبة لسرايا القائم، 

أعلنت بوضوح سبب تشكيلها على صفحة الفيسبوك. 

سبب تشكيلها هو الدفاع عن المقدسات والبلد والأعراض. 

أما التهجم على سرايا القائم، 

فرغم أنه لا يقدم ولا يؤخر بالنسبة لي على الأقل، يعني بالنسبة لي على الأقل لا يقدم ولا يؤخر تهجم أي كان! 

ولكني إلى اليوم شخصيا لم أجد شخصا له قيمة ووزن اجتماعي أو سياسي أو عسكري أو حتى ديني تهجم على تشكيل سرايا القائم علنا.


 

در مورد گردان‌های قائم، 

علت تشکیل آن را در صفحه‌ء فیسبوک بیان کردم. 

علت تشکیل آن دفاع از مقدسات و سرزمین و ناموس است. 

اما حمله‌وری به گردان‌های قائم، 

لااقل نسبت به من هیچ تأثیری ندارد، یعنی این که نسبت به من لااقل تأثیری ندارد که حمله از طرف چه کسی انجام می‌شود! 

و تا امروز نیز من به شخصه ، هیچ فردی که ارزش و بهای اجتماعی یا سیاسی یا نظامی یا حتی دینی داشته باشد ندیدم که به صورت علنی به گردان‌های قائم حمله‌ور شود.


 

 

بل على العكس، من خلال الأخبار التي تصلني من المكتب والمؤمنين، 

يوجد هناك ترحيب وبدرجة لا بأس بها بتشكيل سرايا القائم من عدة جهات وقيادات عسكرية 

ومن حكومات محلية ومحافظين في أكثر من محافظة في العراق ومن بعض قيادات في الحشد الشعبي. 


 

بلکه بر عکس، از خلال اخباری که از طریق مکتب و مؤمنین به من می‌رسد 

جهت تشکیل گردان‌های قائم از چند جهت و فرماندهی نظامی و از حکومت‌های محلی 

و استان‌داران در بیش از یک استان در عراق و از برخی فرماندهان نیروی مردمی خوش آمدگویی چندان خوبی به عمل آمده است. 


 


 

وقد طلبت شخصيا من المكتب الرسمي التواصل مع الشخصيات السياسية والعسكرية في العراق

 وتعريفهم بالهدف من تشكيل سرايا القائم .. 

ولو أن ظروفي الشخصية تسمح لي تواصلت معهم...


 

من به شخصه از مکتب رسمی خواستم تا با بعضی از شخصیت‌های سیاسی و نظامی در عراق ارتباط پیدا کنند

 و هدف از تشکیل گردان‌های قائم را برای آنان توضیح دهند 

و اگر شرایط شخصی به من اجازه می‌داد با آنان ارتباط پیدا می‌کردم.


 

 

وقد قمنا بهذا التواصل حتى لا نعطي لبعض المرضى أي فرصة حتى وان كانت ضئيلة للتشويش. 

فهناك خطر يتهددنا جميعا .. 

السني والشيعي والمسيحي.. 


 

ما نسبت به این ارتباط اقدام کردیم تا به بعضی بیماران کم‌ترین فرصت آشوب ندهیم. 

خطر همه‌ء ما را تهدید می‌کند. 

سنی، شیعه و مسیحی. 


 


 

هناك خطر يتهدد كل من يشايع أهل البيت بغض النظر عن توجهه ومعتقده .. 

ويتهدد مراقد أئمتنا ويتهدد أعراضنا .. 

وأرض العراق العزيزة المباركة المطهرة بمراقد الأئمة عليهم السلام والأنبياء .. 

وهذا الخطر وصل إلى حدود بغداد موسى بن جعفر وكربلاء الحسين ونجف علي بن أبي طالب عليهم السلام ، 

ولهذا نحن اضطررنا للتحرك وتشكيل سرايا القائم، 

وليغضب من يغضب !


 

خطری وجود دارد که هر ولایت‌مدار از پیروان اهل بیت صرف نظر از گرایش و اعتقادی که دارد را تهدید می‌کند. 

این خطر مراقد ائمه‌ی ما و ناموس‌مان را تهدید می‌کند. 

و نیز سرزمین عراق عزیز و مبارک و پاک که با مراقد ائمه و پیامبران علیهم السلام پاک گشته را تهدید می‌کند. 

این خطر تا مرز بغدادِ موسی بن جعفر و کربلای حسین و نجفِ علی بن ابی‌طالب علیهم السلام رسید، 

و به همین خاطر مجبور به حرکت و تشکیل گردان‌های قائم شدیم، 

و هر کس بخواهد غضب‌ناک و ناراحت شود!


 

 

وعموما أعتقد أن من غضبوا وتهجموا على سرايا القائم هم شواذ قليلون وتهجمهم ليس له قيمة ولا يهتم له أحد، 

وأي عاقل يفهم بوضوح أيضا 

أن هؤلاء يخدمون أهداف داعش سواء عن علم ومعرفة أم بسفاهة وجهل وضعف ادراك ووعي لما يجري ويحدث في الساحة ! 


 

در هر حال من بر این باورم کسانی که خشم‌ناک شدند و به گردان‌های قائم حمله کردند افرادی تک‌رو، کج‌رو و فرصت طلبانی اندک هستند که حملات آنان ارزشی ندارد و به آن‌ توجه نمی‌شود. 

هر عاقلی به وضوح می‌فهمد که 

این افراد دانسته یا ندانسته یا از روی سفاهت و جهل و ضعف ادراک و آگاهی از آن‌چه اتفاق می‌اُفتد اهداف داعش را خدمت می‌کنند!


 

 

أيها الأحبة في سرايا القائم أتوجه لكم : 

أيها الأحبة في سرايا القائم، 

من سلم من التهجم حتى تريدون أن تسلموا من التهجم ؟ 

الله سبحانه وتعالى لم يسلم ! 

وتجدون ملحدين يتهجمون عليه ويستهزئون به ! 


 


 

ای عزیزان در گردان‌های قائم به شما روی می‌آورم و می‌گویم: 

ای عزیزان در گردان‌های قائم، 

چه کسی از حملات در امان بود تا شما بخواهید از آن در امان باشید؟ 

حتی خداوند سبحان و متعال در امان نماند! 

منکرین وجود خدا را می‌بینید که به او حمله کرده و مسخره می‌کنند! 


 


 

تريدون أن نسلم نحن وأنتم من تهجم بعض السفهاء الذين يخدمون داعش؟ 

أظن أن هذا ثمنا لا بد أن ندفعه دائما وفي كل خطوة نخطوها

 لنرتقي عند الله سبحانه وتعالى.


 

آیا می‌‌خواهید ما و شما از حملات بعضی سفیهان که به داعش خدمت می‌کنند در امان باشیم؟ 

گمان می‌کنم این بهائی است که در هر گامی که بر می‌داریم باید همیشه آن را پرداخت کنیم

 تا به نزد خداوند سبحان و متعال ارتقاء یابیم.


 

 

وأنا أحب أن يطمئن أي شخص مخالف لنا 

أن منهجنا هو منهج خلفاء الله، 

منهج محمد صلى الله عليه وآله، منهج علي .. 

فمحمد لم يحتل المدينة المنورة بالقوة العسكرية

 وإنما دعا الناس إلى حاكمية الله 

ولما قبله أهل المدينة انتقل إلى المدينة .. 


 

دوست دارم که هر فرد که مخالف ماست بداند و مطمئن شود که 

راه ما راهِ خلفای خداست، 

راه محمد صلی الله علیه و آله و راه علی‌ست. 

محمد مدینه منوره را با قدرت نظامی به تصرف در نیاورد 

بلکه مردم را به حاکمیت خدا دعوت کرد 

و هنگامی که اهل مدینه ایشان را پذیرفتند به آن‌جا نقل مکان کرد، 


 


 

وكذلك علي عليه السلام، نصبه رسول الله صلى الله عليه وآله، 

ولما وجد أنه وحيد مع قلة من أنصاره اعتزل في بيته 

حتى رجع الناس له وقبلوا تنصيبه فقام بالأمر ..


 

هم‌ این طور امام علی علیه السلام که رسول الله صلی الله علیه و آله ایشان را تنصیب کرد، 

هنگامی که دید به همراه انصار اندک خود تنهاست در خانه عزلت گزید

 تا مردم به ایشان برگشتند و تنصیب ایشان را پذیرفتند، در نتیجه متصدی آن امر شد.


 

 

فنحن كذلك ..

 لا يتصور أحد أننا نريد تشكيل قوة عسكرية لإجبار الناس بالقوة على قبول أحمد الحسن ! 

أبدا هذا ليس منهجنا وليس طريقنا. 


 

ما نیز همین طور. 

هیچ کس تصور نکند که ما می‌خواهیم قدرت نظامی برای مجبور کردن مردم جهت قبول احمد الحسن با زور تشکیل دهیم! 

به هیچ وجه این راه و منش ما نیست. 


 


 

وطريقنا معلن منذ أول الدعوة 

وقد قلت مرارا وتكرارا أن الله ينصب خليفته في أرضه والخليفة يقدم أدلته على تنصيبه، 

وعلى الناس أن تقبل تنصيبه. 

فان رفضوا التنصيب الإلهي فقد ضيعوا حظهم وآخرتهم. 

أما خليفة الله فلا يضره شيء، 

يجلس في بيته كما جلس علي، خمسة وعشرين سنة !


 

راه ما از آغاز دعوت آشکار بود 

و بارها گفتم که خلیفه‌ء بر روی زمین را خدا تعیین می‌کند و خلیفه دلایل خویش را برای اثبات آن ارائه می‌دهد، 

و بر مردم واجب است که تنصیب او را بپذیرند. 

در نتیجه اگر تنصیب الهی را رد کردند هیچ بهره‌ای نمی‌برند و آخرت خود را از دست می‌دهند. 

اما در مورد خلیفه خدا، هیچ ضرر و زیانی به وی نمی‌رسد، 

مانند علی که بیست و پنج سال خانه‌نشین شد، او نیز خانه‌نشین می‌شود!


 

 

هذا ما لدي بهذا الخصوص .. 

أما سؤالك عن تأثيرنا وأيضا ما فعله الحشد الشعبي..


 

این پاسخ من در این باره بود… 

اما سؤالت در مورد تأثیر ما و نیز آن‌چه نیروهای مردمی انجام دادند…


 

 

أعتقد بالنسبة للحشد الشعبي والجيش العراقي، 

هم قدموا التضحيات والدماء لحفظ المقدسات والبلد والأعراض 

وهذا أمر يشكرون عليه 

بغض النظر عن تشكيك بعض الجهات بالنوايا أو حتى تشكيك بعضهم ببعض يعني

 ـ نسمع بعض الكلام بهذا الخصوص ـ 

وأيضا بغض النظر عن كونهم حققوا النصر أم لا !


 

بر این باورم که نیروی مردمی و سپاه عراق 

برای دفاع و حفظ مقدسات و سرزمین و ناموس فداکاری کردند و خون‌ها ریختند 

و این کار جای سپاس و قدردانی از آنان دارد 

صرف نظر از شک انداختن بعضی محافل به نیت‌ها و یا در واقع حتی شک انداختن به هم‌دیگر

-در این مورد حرف‌هائی را می‌شنویم- 

هم‌چنین صرف نظر از این که آنان پیروزی را محقق کردند یا خیر!


 

 

وأرجو منكم أن تتذكروا دائما 

أن في الجيش العراقي اليوم الكثير من اخوتكم الأنصار المؤمنين الأطهار 

وقد استشهد بعضهم رحمهم الله برحمته الواسعة في معركة الدفاع عن أرض العراق المقدسة. 

أما ما الذي يمكن أن تقدمه سرايا القائم، 

فأعتقد الكثير جدا يمكن أن تقدمه سرايا القائم :


 

و نیز خواهش‌مندم همیشه به یاد داشته باشید که 

امروزه در سپاه عراق بسیاری از برادران‌ مؤمن و پاک‌تان هستند که 

بعضی از آنان در جنگ دفاع از سرزمین عراق مقدس شهید شدند خدا با رحمت گسترده خود آنان را رحمت کند.

اما در مورد این که گردا‌ن‌های قائم چه چیزی را می‌توانند ارائه دهند، 

معتقدم که چیزهای بسیاری را گردانهاي قائم می‌توانند تقدیم کنند:


 


 

أولا لدينا الآن آلاف المتطوعين في العراق، 

يعني في داخل العراق، 

وكذلك في خارج العراق، 

منهم ضباط وخريجي كلية الأركان 

وعدة آلاف اعتقد يحدثون أثرا في ساحة المعركة حتى بالمقاييس المادية البحثة.


 

اول این که هزاران نفر داوطلب در عراق داریم، 

در واقع فقط داخل عراق، 

و هم‌چنین خارج از عراق، 

که از میان آنان افسران و فارغ التحصیلان دانشکده افسری هستند، 

و اعتقاد دارم چند هزار نفر می‌توانند در میدان کارزار حتی با معیارهای کاملاً مادی اثر قابل توجهی ایجاد کنند.

 


 

ثانيا نحن لدينا مقياس آخر، 

وهو المقياس الإلهي، 

فنحن نعتقد أن الله معنا وناصرنا على اعدائنا.


 

دوماً ما معیار دیگری داریم، 

و آن معیار الهی است، 

و ما معتقدیم که خدا با ماست و ما را بر دشمنان‌مان پیروز می‌گرداند.


 


 

ولهذا فوجود سرايا القائم في مواجهة داعش والظلام الوهابي السلفي التكفيري 

في ساحة المعركة اليوم سيحدث فرقا كبيرا وملموسا على ساحة المعركة عموما إن شاء الله. 

ورحمة الله واسعة إن شاء الله. 

ليس لدي شيء آخر. 

لكم المايك.


 

به همین دلیل وجود گردان‌های قائم در ایستادگی ضد داعش و تاریکی وهابی سلفی تکفیری، 

امروز به طور عمومی در میدان کارزار یک تفاوت بزرگ و قابل توجهی ان شاء الله ایجاد می‌کند. 

و رحمت خدا گسترده است ان شاء الله.

بیش از این سخنی ندارم. 

میکروفن رها.


 

 

الأستاذ علي العاملي: 

اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين. 

حياك الله مولانا يماني آل محمد بين ضيوفك. 

سعدنا بلقائك مولانا.


 

استاد علی عاملی:

اللهم صلی علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین.

یمانیِ آل محمد به میان مهمانان‌تان خوش آمدید. 

از دیدار با شما خوشحال شدیم.


 

 

مولاي نحن أنصارك وخدامك 

لن نقول كما يقول اليهود لموسى عليه السلام ( اذهب أنت وربك فقاتلا )، 

نحن نقول: 

نحن جاهزون في كل ساحة رهن اشارتك سيدنا، 

لو طلبت منا أن نشرب البحار لشربنا 

ولو طلبت منا أن ننقل الجبال على أظهرنا لنقلناها .. 

أنت تأمر سيدنا 

لبيك مولاي أحمد الحسن ع


 

مولایم ما انصار و خادمان شما هستیم، 

چیزی که یهود به موسی علیه السلام گفتند "تو و پروردگارت برويد و جنگ كنيد" را تکرار نمی‌کنیم، 

بلکه ما می‌گوئیم: 

ما در هر میدان کارزار گوش به فرمان شماییم آقای ما. 

اگر از ما بخواهید آب دریاها را خالی کنیم این کار را انجام می‌دهیم 

و اگر خواستید تا کوه‌ها را جا به جا کنیم آن‌ها را بر دوش نهاده جا به جا می‌کنیم. 

شما دستور می‌فرمائید آقای‌مان، 

لبیک مولایم احمد الحسن(ع).


 

 

هناك الكثير من الموالين لمحمد وآل محمد صلوات الله عليهم في كل أنحاء العالم، 

فما هو توجيهكم الكريم لهم ولكل المسلمين في ظل هذه الفتنة 

التي دخلت كل بيت من بيوت المسلمين وصورت الاسلام على أنه دين دموي وإرهابي بنظر الاخرين. 

تفضلوا سيدنا عندكم المايك.


 

بسیاری از ولایت‌مداران محمد و آل محمد، درود خدا بر ایشان باد، در سراسر جهان موجود هستند، 

توصیه‌ی شما به آنان و همه‌ی مسلمانان با وجود این فتنه و آشوبی که 

در هر خانه از خانه‌های مسلمانان وارد شده و اسلام را دین خون‌ریزی و تروریست در نظر دیگران متصور کرده چیست؟ 

بفرمائید آقایم، میکروفن در اختیار شماست.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

يا الله. الصوت واضح لكم إن شاء الله ؟ يا الله

هناك أمر مهم استجد على الساحة الإنسانية عموما في السنوات الأخيرة

 وهو ثورة المعلومات وسهولة الحصول عليها 

كذلك توفر طرق ميسرة للتواصل الاجتماعي بين بني البشر.


 

سید احمد الحسن(ع):

یا الله. صدا واضح است ان شاء الله؟

به طور عموم در سال‌های اخیر امری جدید در آن‌جا میان انسان‌ها به وجود آمد 

و آن انقلاب تکنولوژی و دسترسی آسان به آن است، 

هم‌چنین ارتباط اجتماعی میان انسان‌ها را فراهم آورده است،


 

 

وهذه الطرق فتحت بابا لكل إنسان أن يطلع على الحقائق كما هي متى ما أراد وقرر فعلا أن يطلع، 

طبعا دون وصاية أحد غير المنطق والتفكير السليم على عقله وطريقة تفكيره 

وإلا مجرد الإطلاع يعني وإذا يطلع وهناك وصاية على تفكيره وعلى عقله، 

هو يعني جعل آخرين أوصياء على تفكيره وعلى عقله 

لا فائدة من اطلاعه.


 

و این راه‌ها برای هر فرد دربی باز نمود تا بتواند هر وقت بخواهد و اراده کند بر حقیقت‌ها همان طور که هست مطلع گردد، 

قطعاً بدون توصیه‌ی قبلی از کسی و با اعتماد به منطق و طرز تفکر صحیح فکر کند، 

و الّا تنها اطلاع با پیش زمینه قبلی از فردی دیگر 

به این معناست که دیگران را سرپرست افکار و عقل خود قرار داده

 که(در این صورت) اطلاع او ارزشی نخواهد داشت.


 

 

لا بد أن يكون، يطلع بدون وصاية. 

أقول وبالتالي فأنا أدعو كل انسان 

وخصوصا الموالين لآل محمد صلوات الله عليهم 

للإطلاع على أدلة الدعوة المهدوية بهدوء ودون الخضوع لوصاية أحد.


 

باید خود بدون توصیه‌ء قبلی از کسی به تحقیق بپردازد. 

می‌گویم و در نهایت هر انسانی را، 

به خصوص ولایت ‌مداران آل محمد -درود خدا بر ایشان باد- را 

به آگاهی و تحقیق همراه با آرامش و بدون قبول توصیه‌هایِ قبلیِ کسی در مورد ادله دعوت مهدویت دعوت می‌کنم.


 

 

فرجائي لهم أن لا يتركوا أحدا آخر ليقرر لهم أمر آخرتهم

 لأنه مثل ما نقول بالعراق ( محد راح ينام بقبرك غيرك ) 

فمهد لنفسك آخرة مرضية عند الله سبحانه وتعالى. 


 

خواهشم از آنان این است که اجازه ندهند کسی دیگر برای آخرت آنان تصمیم گیرد 

زیرا همان طور که در عراق می‌گوئیم “هیچ کس به جای تو در گور نمی‌خوابد” 

پس برای خویش آخرتی که خداوند سبحان و متعال از آن خشنود شود را زمینه‌سازی کنند.


 

 

أيضا تجنبوا ما يسمى تأثير المجموعة، 

يعني عندما تريد أن تسمع من الآخرين تجنب تأثير المجموعة.

وكونوا أحرارا في قراراتكم .. 

فمتى ما وجدت الطريق الصحيح توكل على الله 

ولا تسيء اذا أساء الناس 

وتقول حشر مع الناس عيد كما يقولون!


 

هم‌چنین از تأثیر مجموعه ها اجتناب کنید، 

یعنی این که وقتی که می‌خواهید از دیگران بشنوید از تأثیر گروه های دیگر اجتناب کنید.

در تصمیم‌گیری‌ها آزاده باشید. 

هر وقت راه درست را یافتید به خدا توکل کنید 

و اگر مردم بدی کردند بدی نکنید 

و همانند مردم نگویید “با مردم بودن در دوزخ عید است”.


 


 

نحن دعونا الموالين لآل محمد عليهم السلام 

وندعوهم اليوم لنصرة هذه الدعوة المهدوية الإلهية الحقة، 

ليدفع الله بها عنهم وعن الاسلام شر هؤلاء المفسدين، داعش وغيرهم من الحركات الوهابية السفيانية التكفيرية. 


 

ما ولایت‌مداران آل محمد علیهم السلام را فرا خواندیم 

و امروز آنان را به یاری این دعوت مهدویِ الهیِ حق دعوت می‌کنیم

 تا خدا به واسطه‌ی آن شر داعش و دیگر جنبش‌های وهابی سفیانی تکفیری و افسادگران را از آنها و اسلام دور کند. 


 


 

وأيضا حتى نتمكن من ايصال صورة الاسلام الحقيقي والصحيح، الصورة النقية، 

لكل دول العالم ولكل شعوب العالم في الشرق والغرب إن شاء الله. 

ليس لدي شئ آخر جزاكم الله خيرا. 

لكم المايك


 

و نیز تا بتوانیم تصویر اسلام حقیقی، صحیح و ناب را 

به همه‌ء کشورها و ملت‌های عالم در مغرب و مشرق زمین برسانیم ان شاء الله.

بیش از این سخنی ندارم خدا به شما خیر دهد. 

میکروفن رها.


 

 

د. علاء السالم: 

بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليكم ورحمة الله وبركاته مجددا. 

شكرا لك سيدنا 

وأتعبناك حقيقة في هذه الليلة المباركة 

لكنها منحة إلهية منحها الله تبارك وتعالى لنا جميعا.


 

دکتر علاء سالم:

بسم الله الرحمن الرحیم

مجدداً سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

آقای‌مان از شما سپاس‌گزاریم. 

در این شب مبارک شما را خسته کردیم 

اما این فرصتی‌ست که خداوند متعال آن را به همه‌ی ما ارزانی نمود.


 

 

حقيقة مر من الوقت ما يقرب من الخمسين دقيقة ومرت سريعة جدا 

ونسال الله سبحانه وتعالى 

أن تكرر هذه اللقاءات بوجود يماني آل محمد صلوات الله عليه.


 

در حقیقت تقریباً پنجاه دقیقه گذشت و چه زود گذشت، 

از خداوند متعال خواستاریم که 

این دیدارها را به بخشش و کرم یمانی آل محمد درود خدا بر ایشان باد تکرار کند.


 

 

إليكم ذوي آل النبى تطلعت نوازعُ من قلبى ظِمَاءٌ وألـْبـُبُ


 

اعضاى تشنه ام از قلب و عقل و وجودم همواره به سوى شما خاندان پاک پيغمبر نظاره‌گر است


 

يشيرون بالأيدي إليَّ وقولـُهُمْ ألا خاب هذا والمُشيرون أخيبُ


 

با دستان و سخنان خود به من اشاره می‌کنند اما این اشاره‌گران هر چه سعی کنند بازپس افکنده‌اند 


 


 

فطائفة قد أكفرتني بحبكم وطائفة قالوا مُسِيءٌ ومُذنِبُ


 

دسته‌ای از آنان مرا به خاطر دوستی‌ با شما کافر می‌دانند و دسته‌ای دیگر مرا توهین‌گر و گناه‌کار می‌بینند


 


 

فما ساءني تكفير هاتيك منهمُ ولا عيب هاتيك التي هي أعيبُ


 

هیچ کدام از اتهامات و عیب‌گوئی‌های آنان تأثیری بر من ندارد بلکه کار آنان عیب و منقصه دارد


 


 

يعيبونني من خبثهم وضلالهم على حبكم بل يسخرون وأعجبُ


 

مرا به خاطر دوستی با شما از شدت خبث و گمراهی‌شان عیب‌دار می‌دانند بلکه مرا ریش‌خند می‌کنند که کار آنان بسی عجیب است


 


 

وقالوا ترابيٌّ هواه ورأيه بذلك أُدعى فيهمُ وأُلـَقـَّبُ


 

گفتند که او ابو تراب را دوست می‌دارد و مقصود وی فقط ایشان است که بین آنان (از شدت حب شما) با نام و لقب “تُرابی” شناخته شده‌ام


 

 

أيها السادة المستمعون لم يبق لدينا إلا سؤالين للسيد أحمد الحسن ع.

السؤال ما قبل الأخير سيدنا، 

أن رسالتك هي رسالة عالمية كما طرحتها وبينتها عبر السنين المتمادية، 

فهل هناك رسالة منك تود أن توجهها إلى المسيحيين واليهود 

ممن يزعمون انتظار المنقذ والمخلص الموعود في آخر الزمان ؟

تفضل سيدنا لك المايك.


 

عزیزان شنونده، بیش از دو سؤال از سید احمد الحسن(ع) باقی نمانده است.

سؤال یکی مانده به آخر این است که 

رسالت و پیام شما جهانی است همان طور که سال‌های متوالی آن را مطرح و بیان کردید، 

آیا رسالت و پیامی دارید که مایلید به مسیحیان و یهود 

که ادعای انتظار منجی موعود در آخر الزمان دارند، بگوئید؟

بفرمایید آقای‌مان، میکروفن از آنِ شماست.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

يا الله. حياكم الله د.علاء 

وأبدا لم تتعبوني إن شاء الله 

وبخدمتكم في أي وقت. 


 

سید احمد الحسن(ع):

یا الله. دکتر علاء خوش آمدی 

و اصلاً مرا به رنج نیفکندید ان شاء الله 

و در هر وقت و زمان در خدمت شما هستم.


 

 

بالحقيقة لقد كتبت وقدمت الكثير لهم وبالخصوص المسيحيين

 وبإمكانهم الاطلاع على ما كتبت فيما مضى، 

في كتاب التوحيد أو اجوبة بعض الأسئلة 

التي نشرت في كتاب الحواري الثالث عشر ورسالة الهداية وغيرها 

وأخيرا كتبت وناقشت أمورا تخصهم في كتاب وهم الالحاد.


 

در حقیقت برای آنان به خصوص مسیحیان بسیار نوشتم 

و ارائه نمودم که می‌توانند از آن‌چه در گذشته نوشتم، 

مانند کتاب توحید یا برخی پاسخ‌ها به سؤالاتی که 

در کتاب سیزدهمین حواری و نامه‌ی هدایت و دیگر کتب نوشتم مطلع شوند 

و مدتی پیش هم مواردی مربوط به آنان را در کتاب توهم الحاد نگاشتم و مورد بحث قرار دادم.


 

 

فأنا أدعوهم للقراءة والإطلاع ومعرفة المعزي 

الذي طلب منهم عيسى أو يسوع الايمان به 

وقبول الحق الذي يأتي به. 


 

من آنان را به مطالعه و اطلاع و شناخت تسلی دهنده 

که عیسی یا یسوع از آنان خواست به وی ایمان بیاورند 

و حقی که با خود می‌آورد را قبول کنند، فرا می‌خوانم.


 


 

هم لديهم فرقة شهود يهوه.. 

طبعا كثير من المسيحيين لا يعتبرونهم مسيحيين 

لأنهم ينتظرون المعزي في آخر الزمان! 

على كل حال، أعتقد هذه الفرقة يجب الاهتمام بهم وتبليغهم أكثر .. 

أرجو من الأنصار أن يقوموا بهذا. 


 

آنان فرقه‌ای به نام شاهدان یهوه دارند. 

طبعاً بسیاری از مسیحیان آنان را مسیحی نمی‌دانند 

زیرا که منتظر تسلی بخش در آخر الزمان هستند! 

در هر حال، معتقدم به این فرقه باید توجه کرد و آنان را بیشتر ابلاغ نمود. 

از انصار خواهش‌مندم این کار را انجام دهند.


 

 

أيضا لدي نصيحة للسنة، 

أن يطلعوا على ما كتبت، ليس فقط .. 

لا نتوقف عند المسيحيين ومادام أنت طلبت د. علاء نصيحة فنوسعها. 

بالنسبة للسنة أرجو منهم أن يطلعوا على ما كتبت بخصوص خلافة الله في أرضه 

وأن يبحثوا في أدلة الدعوة المباركة. 


 

هم‌چنین برای اهل سنت نصیحتی دارم، 

که به آن‌چه نوشتم مراجعه کرده و مطالعه کنند، همین و بس. 

فقط در مورد مسیحیان سخن نگوییم و مادامی که شما دکتر علاء، نصیحت خواستی، پس بهتر است آن را گسترده‌تر کنیم. 

در مورد اهل سنت از آنان خواهش دارم که آن‌چه در مورد خلافت خدا بر روی زمین نوشتم را مطالعه کنند 

و در مورد دلایل دعوت مبارک نیز تحقیق به عمل آورند.


 

 

فالمفروض أنهم يؤمنون بالمهدي الذي يولد في آخر الزمان، 

وهذه هي دعوة مهدي أمة محمد صلوات الله عليه وآله. 

فليبحثوا وليدققوا فيها بتجرد عن التعصب والهوى.


 

می‌بایستی آنان به مهدی که در آخر الزمان متولد می‌شود ایمان داشته باشند، 

و این دعوت مهدیِ امتِ محمد -درود خدا بر ایشان و آل ایشان باد- پیش روی آن‌هاست، 

پس به دور از تعصب و هوی و هوس در مورد آن تحقیق کنند و دقت نمایند.


 

 

أيضا الوهابيون والسلفيون لدي لهم نصيحة 

وهي أن العقائد التي يطرحها الدين الوهابي لا علاقة لها بالإسلام. 

لأن الدين الوهابي قائم على عبادة هبل سماوي وصنم سماوي. 

أي أن الدين الوهابي مفترق عن الاسلام في الخطوة الأولى 

وهي أن الإله الذي يعبد وصفاته مفترقين، 

يعني هم لديهم إله ونحن لدينا إله ! 


 

همچنین در مورد وهابی‌ها و سلفی‌ها برای آنان نصیحتی دارم 

و نصیحتم این است که عقاید و باورهایی که دین وهابی مطرح می‌کند هیچ ربطی به اسلام ندارد. 

زیرا که دین وهابی بر عبادت هُبَل و بُتی آسمانی استوار است. 

به عبارتی در گام نخست دین وهابی از اسلام جدا است 

و آن گام این است که خدایی که پرستش می‌شود از صفات و ویژگی‌هائی که دارد جداست، 

یعنی این که آنان خدایی دارند و ما خدایی داریم!


 

 

فعلماء الدين الوهابي يصفون إلههم 

بأن لديه يدين اثنين على الحقيقة وفي كل يد خمس أصابع حقيقية، 

ولديه عينين اثنين فقط على الحقيقة، 

وهكذا في بقية الصفات حتى يصفون لك صنما مجسما بكل معنى الكلمة 

ويقولون أنه موجود في السماء. 

وهذا ليس من الاسلام في شيء 

ومن أراد فليراجع كلمات علماءهم 

وقد نقلت بعضها في كتاب التوحيد.


 

علمای دین وهابی خدای خود را این گونه وصف می‌کنند که 

او دستانی واقعی و در هر کدام پنج انگشتی حقیقی دارد، 

و برای او فقط دو چشم حقیقی وجود دارد، 

و نیز در مورد صفات دیگر این گونه توصیف می‌کنند تا این که یک بُت مجسمه‌ای با تمامی معانی که حاوی آن است 

برای تو وصف نمایند که در آسمان قرار دارد. 

و این باور اصلاً و ابداً در اسلام وجود ندارد؛ 

هر کس خواهان اطلاعات بیشتر است به گفته‌های علمای‌شان مراجعه کند 

که برخی از آن‌ها را در کتاب توحید ذکر کردم.


 

 

ولهذا أدعو عوامهم والمخدوعين بهذا الدين إلى التوبة 

والرجوع إلى الاعتراف بإله الاسلام المنزه عن الصنمية 

وهذا التجسيم القبيح الذي لا يليق به سبحانه ولا يصح بحال. 


 

از این جهت مردم نوعی و فریب خورده‌ی آنان که فریب این دین را خوردند را به توبه 

و رجوع به اعتراف به پروردگار اسلام مُنَزَه از بت صفتی و مجسمه‌ای ناپسند که 

این صفات در شأن و منزلت خداوند نیست و تحت هیچ شرایطی معتبر نمی‌باشد، دعوت می‌کنم.


 

 

أيضا أدعو السنة والشيعة وخصوصا علماءهم للإطلاع على ما طرحت في الأمور العقائدية، 

كالبحث الأخير في آية اكمال الدين، 

فلا يسع الإنسان العاقل أن يغمض عينيه 

اذا ما تم نسف عقيدته علميا وبصورة محكمة!


 

هم‌چنین سنی‌ها و شیعیان و به خصوص علمای آنان را به اطلاع از آن ‌چه در مورد امور عقیدتی مطرح ساختم دعوت می‌کنم، 

مانند مبحث آخر در مورد آیه اکمال الدین 

که در وسع و توان انسان عاقل نیست از آن چشم پوشی نماید 

اگر چه عقیده‌اش را علمی و محکم زیر سؤال نبرد و ویران نسازد !


 

 

جزاكم الله خيرا د.علاء والحبيب علي العاملي. 

ليس لدي شيء آخر أقوله بهذا الخصوص. 

لكم المايك.


 

دکتر علاء و عزیزم علی عاملی خدا به شما جزای خیر دهد. 

در این باره سخنی دیگر ندارم که بگویم. 

میکروفن رها.


 


 

الأستاذ علي العاملي: 

اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين. 

حياك الله مولانا يماني آل محمد ع. 

مولاي كلامك بلسم للروح. 

الله ينصرك على أعداءك. 

مولاي نتمنى أن لا تنقضي الحلقة لأننا سعيدون جدا بوجودك معنا 

لكن لا بد أن تنتهي في الأخير 

وإن شاء الله لا يكون آخر لقاء. 


 

استاد علی عاملی:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین.

خوش آمدید مولای ما یمانی آل محمد(ع). 

مولایم سخنان شما شفای روح است. 

خدا شما را بر دشمنان پیروز گرداند. 

مولایم آرزو داریم که برنامه به پایان نرسد چرا که از وجود شما میانمان بسیار خوشحال شدیم؛ 

اما نهایتاً باید به پایان برسد 

و ان شاء الله آخرین دیدار ما نباشد.


 

 

السؤال الأخير مولاي، 

ما هي نصيحتكم لأنصاركم عموما وبالخصوص من انضموا وتطوعوا في سرايا القائم؟ 

تفضلوا سيدنا عندكم المايك.


 

مولایم، سؤال آخر این است که 

نصیحت شما به طور عموم و نیز به ویژه به کسانی که داوطلب شدند و به گردان‌های قائم ملحق شدند چیست؟

بفرمایید آقایم، میکروفن را برای شما رها می‌کنم.


 

 

الإمام أحمد الحسن(ع): 

يا الله. 

أولا أوجه نصيحة لعموم الأنصار. 

عموما المؤمنون حفظهم الله نساء ورجالا 

لم يقصروا في العمل ليلا ونهارا بدعوة الناس إلى الحق ودفع الشبهات 

ووسائل عديدة جزاهم الله خيرا. 

هم جزاهم الله خيرا يعملون بجهد واجتهاد 

وأسال الله أن يرزقهم خير الآخرة والدنيا على ما يبذلون من جهد وما يتحملون من عناء. 


 

سید احمد الحسن(ع):

یا الله. 

اولاً نصیحتم را به عموم انصار می‌گویم. 

در کل همه‌ء مؤمنین زن و مرد خدا حفظ‌شان کند 

شب و روز در عمل با دعوت مردم به حق و رد شبهات کوتاهی نکردند 

خدا به آنان جزای خیر عطاء کند. آنان -خدا خیرشان دهد- 

با تلاش و اجتهاد عمل می‌کنند 

و از خداوند می‌خواهم تا خیر آخرت و دنیا برای آن‌چه که ارائه می‌دهند و سختی و دشواری تحمل می‌کنند را روزی آنان قرار دهد.


 

 

وأدعو المقصرين والمقصرات وأنصحهم 

أن يلتحقوا بركب اخوتهم وأخواتهم وأن لا يقصروا، 

يعني الجهاد بالمال والنفس والتعلم وإيصال الحق للناس.. 

فهي فرصة للموقنين.. 

والفرص تمر مر السحاب، 

فاغتنموها ! 


 

و مؤمنان از زنان و مردان که کوتاهی می‌کنند را نصیحت می‌کنم 

تا به برادران و خواهران‌شان ملحق شوند و کوتاهی نورزند، 

یعنی جهاد با مال و جان و فراگیری علوم و رساندن دعوت حق به مردم. 

این فرصتی برای يقين كنندگان است؛ 

و فرصت مانند ابرها گذرا هستند، 

آن را غنیمت بشمارید.


 

 

أما الأحبة في سرايا القائم بالخصوص، 

فإن شاء الله تشكيلكم هو نواة للخير وطريق لكم أيها المؤمنون لتنالوا الخير كله، 

الجهاد تحت راية خليفة الله في أرضه. 

ووالله أنه لا يلقاها إلا الذين صبروا ولا يلقاها ويثبت عليها إلا ذو حظ عظيم. 

وأسال الله أن تكونوا أنتم من أهلها. 


 

اما در مورد عزیزان در گردان‌های قائم به خصوص، 

ای مؤمنان ان شاء الله تشکیل شما آغازگر خیر و راهی برای شماست تا به تمام خیر دست یابید، 

که آن جهاد زیر پرچم خلیفه خدا در زمین است. 

به خدا سوگند جز شکیبایان و ثابت قدمان بر آن که بهره‌ای عظیم برده‌اند آن را نیابند، 

از خداوند خواستارم که سزاوار آن باشید.


 

 

أيها الأحبة في سرايا القائم... 

قضيتكم اليوم وقتالكم لهؤلاء الوهابيين التكفيريين المنحرفين المفسدين في الأرض 

هي قضية محقة بكل المقاييس الإنسانية والأخلاقية 

وليس فقط بالمقياس الديني ! 

ولهذا فقتالكم لهؤلاء وقتلهم واجب أخلاقي 

أيضا لتخليص الأرض والإنسانية ككل من شرورهم.


 

ای عزیزان در گردان‌های قائم. 

امروزه قضیه‌ی شما و جنگ با این وهابی‌های تکفیری منحرف، اخلال‌گران و مفسدین فی الأرض 

با تمام معیارهای انسانی و اخلاقی و نه فقط دینی قضیه‌ای حق‌دار است! 

برای این است که جنگ شما با آنان و کشتن آن‌ها نیز واجبی اخلاقی است

 تا زمین و انسانیت از شر آنان خلاص شود.


 

 

وأسال الله أن يحفظكم من بين أيديكم ومن خلفكم ومن فوقكم ومن تحتكم ويحيطكم بحفظه، 

وأسال الله أن ينصركم وينتصر بكم، 

أسال الله أن ينصركم نصرا عزيزا 

ويفتح على أيديكم فتحا يسيرا، 

هو وليي وهو يتولى الصالحين.


 

از خداوند می‌خواهم تا از فرارُوی و از پشت سرتان و از بالا و پایین و اطراف‌تان شما را با حفظ خود محفوظ بدارد، 

و از خداوند می‌خواهم شما را پیروز گرداند و به واسطه شما یاری گردد، 

و از خداوند مسئلت دارم تا شما را به نصرتی ارجمند یاری دهد 

و به آسانی درهای پیروزی را به روی‌تان بگشاید، 

او بی‌ترديد سرور من است و هموست دوست‌دار شايستگان.


 


 

يا الله. 

أنا انتهيت من الاجابة 

وليس لدي شيء آخر أقوله الآن. 

إن شاء الله سأبقى في الغرفة لبضع دقائق أستمع لكم

 وأنا مضطر للمغادرة بعدها فأعتذر مقدما، 

سأخرج مضطرا دون سماع مداخلاتهم الكريمة.

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته. 

لكم المايك أحبتي.


 

یا الله. 

پاسخم به پایان رسید، 

الان بیش از این سخن دیگری ندارم که بگویم. 

ان شاء الله در اتاق فقط چند دقیقه جهت شنیدن صحبت‌های شما باقی می‌مانم 

و سپس مجبور به خروج از اتاق خواهم شد و پیشاپیش از شما عذرخواهی می‌کنم 

که بدون شنیدن مشارکت‌ها مجبور به خروج از اتاق هستم 

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته. 

میکروفن رها عزیزانم.


 

 

الأستاذ علي العاملي: 

اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين. 

شكرا مولاي. 

شكرا سيدنا. 

شكرا يا قائم آل محمد ع. 

فريق عمل برنامج "الحقيقة كما هي" يشكر السيد الإمام أحمد الحسن ع على قبول الدعوة. 

ثبتنا الله على ولايتك. 


 


 

استاد علی عاملی:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین.

از شما سپاس‌گزارم مولايم، 

 سپاس‌گزارم آقایمان 

 سپاس‌گزارم اى قائم آل محمد(ع).

گروه برنامه “حقیقت همان‌گونه که هست” از سید احمد احمد الحسن(ع) بابت قبول این دعوت تشکر می‌کنند. خداوند ما را بر ولایت شما ثابت قدم نگاه دارد.


 

 

نشكر د. علاء السالم على جهوده 

ونشكر جميع الأخوة على تعاونهم معنا 

ونشكر الحضور أنصارا وضيوفا في مضيف الإمام أحمد الحسن ع. 

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته


 

از دکتر علاء سالم به خاطر سعی و تلاش‌هائی که داشت 

و از همه برادران و خواهران برای همکاری که با ما داشتند 

و نیز حضار گرامی چه انصار و چه مهمان در اتاق سید احمد الحسن(ع) نیز تشکر می‌کنیم.


 


 


 


 

حالت تیره / روشن