سلام بر حسین و بر اهل بیت حسین و بر خانوادهی حسین و بر اصحاب حسین، مادام که منادی، بر حاکمیت خدا بر زمینش ندا سر میدهد و کسی که زمین لحظهای از وی (حجت حدا) خالی نخواهد بود.
در شب دهم محرم الحرام، سید احمد الحسن (عليه السلام) از جد شهیدش که تشنه و سر بریده شهید شد و ایشان هیچ روزی از یاد او غافل نبود، ذکری به میان آورد و فرمود:
«امشب دربارهی امام حسین (عليه السلام) خبری به شما میدهم که برایت خیر است.
به هاجر نگاه کن؛ هنگامی که پسرش اسماعیل را بر زمین نهاد در حالی که خود را چنین یافت که قادر به تحمل مرگ پسرش بر اثر تشنگی نیست، به سعی کردن بین صفا و مروه روی آورد
آیا چنین عملی، آن طور که آنها میگویند، رفتار یک مادر دیوانهی شوریدهای است که خِرَدش را از کف داده است؟!
یا همین رفتار او باعث شد برای اسماعیل آب (از زمین) بجوشد و بالا بیاید؟
اگر سعی هاجر بین صفا و مروه عامل جوشیدن آب شد، پس چرا باید عملی مانند دویدن او بین دو کوه سببی برای جوشیدن آب به قدرت خداوند باشد و فرزندش را نجات بخشد؟!
در واقع همان طور که قبلاً بیان داشتهام، این دو کوه نماد فاطمه و علی (عليهما السلام) میباشند و سعی بین این دو نیز به معنی توسل به فاطمه و علی (عليهما السلام) و به ذریه یا نسل آنها است.
همین سعی هاجر باعث شد که خداوند بر او تفضل نماید، و (به این ترتیب) حسین (عليه السلام) فدایی اسماعیل گردید.
ببین! این بلاگردانی اول است: قربانی برای عطش. اسماعیل (عليه السلام) باید از تشنگی جان میداد، ولی حسین (عليه السلام) پسر علی و فاطمه (عليهما السلام)، یا همان صفا و مروهای که هاجر بین آن دو سعی نمود و به آنها توسل جست، بلاگردان او شد.
قربانی دوم: فدیه از ذبح شدن است که شما آن را میدانی. امام حسین (عليه السلام) بلاگردان اسماعیل گشت، و خداوند در قرآن از آن یاد کرده است: «(و او را به قربانیای بزرگ بازخریدیم)» (صافات: ۱۰۷).
حسین (عليه السلام) بلاگردان او از تشنگی و از ذبح شدن شد و به همین دلیل امام حسین (عليه السلام) تشنه و سربریده جان داد.
در دین خدا یا در زندگی پیامبران (عليهم السلام) هیچ چیز بیهوده و بیحکمتی وجود ندارد؛ بر خلاف تصور کسانی که از درک واقعیت برکنارند و چنین گمان میکنند که هاجر به دلیل تشنگی پسرش و این که چون اسماعیل در شرف مرگ بود، گیج و منگ شد و لذا این سعی (دویدن) وی هیچ معنی و مفهومی در بر نداشته است!!
به همین دلیل کسی که به حج میرود در حالی که از حقایق آگاه نیست و نمیداند چه میکند، خداوند حج او را به صفیر کشیدن و دست زدن توصیف فرموده است: «(و دعایشان نزد خانهی کعبه جز صفیر کشیدن و دست زدن هیچ نبود، پس به پاداش انکارتان عذاب را بچشید)» (انفال: ۳۵).
کاری که انجام بدهی ولی معنایش را ندانی و چیزی از آن نفهمی، هیچ ارزشی ندارد.
«(یا گمان کردهای که بیشترشان میشنوند و میفهمند؟ اینان چون چهارپایانی بیش نیستند، بلکه از چهارپایان هم گمراهترند)» (فرقان: ۴۴).
تو را به خدایت سوگند، چه فرقی میان چهارپایی که بین دو کوه میدود با کسی که ندانسته بین صفا و مروه سعی میکند، وجود دارد؟!
موضوع این نیست که انسان بین دو کوه هروله کند یا بدود یا سعی کند، بلکه آدمی باید بداند چه میکند و چرا انجام میدهد!
رفتن به سوی کعبه، سعی بین صفا و مروه و ... و دیگر اعمال حج، همگی اعمالی است که به امام علی و امام حسین و آل محمد (عليهم السلام) تعلق دارد».