۱. المصدر (فاضل عبد الواحد علي - عشتار ومأساة تموز).
دموزی:
«قلبم سوگوار و غمزده رو به دشت نهاد،
منم بانوی عالی مقام ــ همان که سرزمین دشمنان را درهم میکوبد،
منم نانسونا، مادر آن سرور بزرگ
منم کِشِتن ــ خواهر جوانمرد مقدس،
قلبم سوگوار و غمزده رو به دشت نهاد،
به مکان جوانمرد رفت،
به جایگاه دموزی،
به جهان زیرین،
مأوای چوپان،
قلبم سوگوار و غمزده رو به دشت نهاد،
به جایی که جوانمرد آنجا به بند کشیده شد،
به جایی که دموزی در آن اسیر شد...
قلبم سوگوار و غمزده رو به دشت نهاد »(۱).
۱. مصدر: فاضل عبدالواحد علی، ایشتار و مصیبت تَموز.
٢. المصدر (طه باقر - ملحمة جلجامش).
گیلگمش:
خطاب اِنکیدو به گیلگمش:
«تو همان یگانه مردی،
تویی که مادرت تو را آبستن شد،
مادرت نانسون تو را به دنیا آورد.....
انلیل تو را برتر از مردم قرار داد،
و پادشاهی بر مردمان را برایت مقدر ساخت »(٢).
٢. مصدر : (طه باقر - حماسهء گيلگمش).
در حماسهء گیلگمش میتوان تاریخ آیندهء بشریت را خواند، نه تاریخ گذشته را، آن گونه که برخی گویندگان حماسه چنین گمان کردهاند. همچنین در این حماسه میتوان داستان نجاتدهندهء نوع انسان از حیوانیتش را خواند؛ حیوانیتی که متأسفانه همیشه و به گونهای مقتدرانه در صحنه حضور دارد، بهویژه بههنگام وقوع رویاروییهای بزرگ:
﴿ مانند خر است که بردارد کتابهائی زشت مثَل گروهی.........﴾(الجمعة:٥).
﴿ مانند سگ است که اگر آهنگش کنی زبان از کام درآرد و اگر بگذاریش زبان از کام درآرد (فروهلد) این است مثَل گروهی.........﴾(الأعراف:١٧٦).
﴿ و قرار داد از ایشان میمونان و خوکان و پرستندگان سرکش آنانند بدترین در جایگاه.........﴾(المائدة:٦٠).
در آثار باستانی مصر، تصاویر سمبلیکی از آن منجی که طی هزاران سال نام نیکش منتشر و معروف شده و خبرش قارهها را در نوردیده و از بینالنهرین به شمال آفریقا رسیده، مشاهده میگردد:
٣. المصدر (فيروللو - أساطير بابل وكنعان).
«تصویر مردی قائم (ایستاده) که با کمال سنگینی و متانت، دو گاو نر ایستاده را بر دست گرفتهاست، یکی در طرف راست و دیگری طرف چپش. این تصویر را بر تعداد زیادی از آثار باستانی بابلی میبینیم و معمولاً به نبرد “گیلگمش” با حیوانات وحشی اشاره دارد »(٣).
٣. مصدر : ویرولو، اسطورههای بابل و کنعان.
گیلگمش در حماسه “دو سومش، خدا است” و داستان او را - که صاحب طوفان دوم است - با ماجرای جد سومریاش زیوسودرا (نوح) و اوت ناپیشتیم بابلی (نوح) - صاحب طوفان اول - مرتبط مییابیم؛ حتی چهبسا مهمترین سفر گیلگمش در حماسه، سفر وی برای دیدار با جدش نوح (اوت ناپیشتیم جاودان) همراهِ خدایگان است و از او رازی را میپرسد که با آن بتواند از یک سوم انسانیش خلاص شود، تا همچون جدش نوح(عليه السلام) با خدایان جاودان بماند؛ یا به عبارت دیگر: با شایستگی اسمش را در طومار زندگی ابدی درج کند و از لحاظ روحی جزو جاودانان باشد. بنابراین مسئله به روحش - که دو سومش الٰهه است - بستگی دارد و او میخواست یک سوم باقیماندهء را نیز مانند آن دو سوم کند. و بر خلاف پندار برخی مفسران حماسه، این موضوع هیچ ارتباطی با جاودانگی جسمانی ندارد.
در بعضی متون به روشنی میبینیم که گیلگمش همان منجی و نماد عدالت است که همه منتظر او هستند و قصهاش دهانبهدهان بازگو میشود:
٤. المصدر (طه باقر - ملحمة جلجامش).
«دلاوران اوروک ناگزیر در اتاقهای خود، مغموم و معترض ماندند.
گیلگمش هیچ فرزندی برای پدر خویش باقی نگذاشت،
و ستمهای شبانهروز او بر مردم پایانی نداشت،
اما گیلگمش حامی و نگهدار اوروک است،
حصار و حامی،
او پشتیبان ما است: نیرومند، زیبا و حکیم
گیلگمش هیچ دوشیزهای را برای محبوبش باقی نگذاشت،
و نه دختر جنگجو و نه نامزد قهرمان .....»(٤).
٤. مصدر: طه باقر، حماسهء گیلگمش.
برخلاف تصور برخی سومرشناسان، معقول نیست مراد از این قطعهها، دستدرازی گیگلمش به ناموسهای مردم یا ستمورزی به آنها باشد؛ چرا که در این صورت حماسه کاملاً متناقض خواهدشد؛ زیرا گیلگمش در ابتدا به والاترین صفاتی که میتوان یک حاکم عادل را با آنها توصیف کرد، یاد میشود؛ حتی در همین سطور نیز او حکیم توصیف میشود. حال چگونه ممکن است یک پادشاه حکیم، به ناموسهای رعیت خود تجاوز کند و آنها را مورد ظلم و ستم قرار دهد؟!
بخش بعدی حماسه نیز گیلگمش را با صفاتی والا همچون ایثار، شجاعت و اخلاص میستاید. بنابراین چنین متونی یا به طور عمدی تحریف شدهاند و یا سمبلیک میباشند و در نتیجه به تفسیر و توضیح نیاز دارند.
اگر متن را با دقت بخوانیم درمییابیم که منظور، همان نجاتدهندهء نوع انسان از حیوانیتش میباشد؛ نجاتدهندهء نوع انسان که همهء امتها، قصهء او را بازگو میکنند؛ زیرا اگرچه امتهایی که پیش از زمان مبعوث شدن او زندگی میکردهاند، فاقد آمادگی کافی برای استقبال از او بودهاند ولی حداقل افرادی در آن امتها وجود داشته که چه بسا این داستان که آن را سینهبهسینه بازگو میکردهاند، آنها را نجات داده باشد. او همان کسی است که ایشان را به خدا مرتبط میسازد و دروازهء آسمان را میگشاید تا هر کس بخواهد، وحی عظیم را که آشناکنندهء وی با حقیقتی وجدآور است، را بشنود؛ همان حقیقتی که ما را از عدم پدیدار ساخت؛ همان حقیقتی که ما آفریده شدیم تا آن را بشناسیم. بنابراین او همه را به خدا مشغول خواهد ساخت، نه به خودش؛ چرا که اگر وی آنها را به خودش مشغول و سرگرم سازد - بدون آن که هوشیارشان نماید - فرقی بین او و هر طاغوت ستمگری که در پِی شهرت و آوازه است، وجود نخواهد داشت.
اکنون به خوبی میتوانیم دریابیم که چرا “دلاوران اوروک ناگزیر در اتاقهای خود، مغموم و معترض ماندند” و چرا “گیلگمش هیچ فرزندی برای پدر خویش باقی نگذاشت ... و گیلگمش هیچ دوشیزهای را برای محبوبش باقی نگذاشت، و نه دختر جنگجو و نه نامزد قهرمان”؛ زیرا آنها جملگی دلبستهء خداوند سبحان شدند و به او تعلق خاطر یافتند. گیلگمشِ نجاتدهنده آمد و برای این نجاتیافتگان که در زمانی مشخص پدیدار خواهندشد، دروازهء وحی عظیم را گشود و به آنها آموخت که چگونه به خدا دلبستگی یابند و چگونه خدا را دوست بدارند و چهسان خداوند را در همه چیز ببینند و بشنوند.
اگر به آثار سومریان مراجعه کنید، اشتیاق آنها نسبت به این امور را درخواهید یافت:
«او گیلگمش است که چنین معنا میدهد: جنگجویی که پیشاهنگ است، و مردی که بذرهای درختی جدید خواهد بود.».
گیلگمش شخصیت مقدس سومریان یا اکدیان (بابلیها و آشوریها) و بسیاری از ملتهای جهان باستان بهشمار میرود. در حماسهء گیلگمش وی بهدقت توصیف شده است: “دو سوم او از خدایان است و یک سوم از انسان” یعنی در وجود او، نور بر جنبهء تاریکی یا منیّت غالب است، ولی در نهایت، او به دنبال یافتن رمز نهایی رهایی از این ظلمت و تاریکی میباشد. حتی معنای اسم گیلگمش نیز بر وظیفهء او دلالت دارد: جنگجویی که پیشاهنگ است.
در حماسه:
او : جنگجویی است که شیطان هومبابا را کشت؛
و او : جنگجویی است که به ایشتار (دنیا) اهانت ورزید؛
و او : جنگجویی است که بر نفْسش پا گذاشت؛
و نیز او : همان کسی است که بذر درخت انسانیت جدیدی خواهد بود که بر حیوانیتش پیروز میگردد.
٥. المصدر (طه باقر - ملحمة جلجامش).
«معنای دقیق اسم گیلگمش مشخص نیست. در بعضی متون اکدی به “جنگجویی که پیشاهنگ است” معنا شده است. احتمالات دیگری برای این اسم سومری وجود دارد، به معنای “مردی که بذرهای درخت جدید خواهد بود” یعنی “مردی که خانوادهای خواهد ساخت »(٥).
٥.مصدر : طه باقر، حماسهء گیلگمش.
شاید یکی از بزرگترین تخریبهایی که گریبانگیر این حماسه شده، نازل کردن سطح شخصیتهای حماسه و انطباق نادرست آنها بر مصادیق غلط باشد، مانند پایین آوردن آنها به سطح پادشاهانی که اسامی آنها در فهرست پادشاهان قید شده است. مثلاً وقتی شخصیت گیلگمش حماسی، به گیلگمش پادشاه نسبت داده میشود - با وجود تفاوت در اسامی پدران و نسب آنها - دقیقاً مانند این است که کسی امروزه داستان مهدی حماسی را که حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) در روایات بسیاری ذکر فرمودهاند، را بخواند و بگوید بیش از هزار سال پیش پادشاهی در دولت عباسی وجود داشته که نامش مهدی بوده و مقصود از مهدی در حماسهء اسلامی همان پادشاه عباسی است.
متأسفانه چنین چیزی به دفعات برای گیلگمش رخ داده است. حال آنکه برخی کارشناسان متخص در آثار باستانی سومری تصریح کردهاند که فقط با استناد به تشابه اسامی، صحیح نیست گیلگمش حماسی را همان گیلگمش تاریخی بدانیم.
٦. المصدر (فيروللو - أساطير بابل وكنعان).
شارل ویرولو میگوید:
«بنابراین دلایلی وجود دارد که ما را مطمئن میسازد به اینکه در زمانهای بسیار دور، پادشاهی به نام (گیلگمش) بوده و این اسم در فهرست پادشاهان اوروک که به تازگی کشف شده مندرج میباشد؛ ولی بر خلاف انتظار، در ابتدای فهرست قرار ندارد. بنابراین گیلگمش تاریخی، هیچ سلسلهای بنیان ننهاده، بلکه در شمار پادشاهانی بوده است که ما از لحاظ تاریخی به جز اسامیشان چیز دیگری از آنها نمیدانیم ... به هر حال، (گیگلمشی) که تاریخ دو خط در مورد او مطلب نگاشته نظر ما را به خود جلب نمیکند، بر خلاف گیلگمشی که شعر اسطورهای او به ما رسیده است »(٦).
٦. مصدر: ویرولو، اسطورههای بابل و کنعان.
به نظر من حماسهء گیلگمش که پادشاهان سومر، اکد، بابل و حتی آشور آن را در کتابخانههایشان قرار میدادهاند، و به آن توجه ویژهای داشتهاند و از دید ایشان و مردم جایگاهی همچون تعویذ یا کتاب مقدس داشته، در خورِ آن است که مورد اهتمام قرار گیرد و دربارهاش تحقیق و پژوهش شود که:
آیا این حماسه، بیان داستان شخصی است که خواهد آمد و سومریان، اکدیان، بابلیها و آشوریها به عنوان یک منجی و رهاییبخش منتظر اویند؟
٧. المصدر (طه باقر - ملحمة جلجامش).
طه باقر میگوید:
«گیلگمشِ قهرمان، کسی است که نامش به بسیاری از آداب و رسوم امتهای کهن نسبت داده میشود و یا کارهایش به قهرمانان دیگر ملتها منتسب میگردد؛ مانند هراکلیوس، اسکندر، ذوالقرنین و ادیسیوس قهرمان ادیسه »(٧).
٧. مصدر : طه باقر، حماسهء گیلگمش.
وی همچنین میگوید:
«شگفتا! این گیلگمش کیست که چون الگویی نمونه، مقتدای قهرمانان دیگر امتها است؟! ».
٨. المصدر (فيروللو - أساطير بابل وكنعان).
دکتر شارل ویرولو میگوید:
«مصریها در زمانهای کهن شخصیتی را که ما در پِی آن هستیم، را میشناختهاند. در بیابان نیل در کوه اراک خنجری پیدا شده که تیغ آن از سنگ خارا و نه از معدن، و دستهء آن از عاج است. بر یک طرف آن تصویر مردی ایستاده قرار دارد که با کمال سنگینی و متانت، دو گاو نر ایستاده را بر دست گرفته است، یکی در طرف راست و دیگری طرف چپش. و این تصویر را در بسیاری از آثار باستانی بابلیان میبینیم که به نبرد (گیلگمش) با حیوانات وحشی اشاره دارد »(٨).
٨. المصدر : ویرولو، اسطورههای بابل و کنعان.
بنابراین گیلگمش صرفاً شخصی عادل یا صالح نیست و نه فقط پادشاه یا کسی که در روزگاری پادشاه خواهد شد؛ بلکه وی شخصیتی جهانی بوده و طبق آنچه آثار کهن برای ما نقل کردهاند، الگویی است که قهرمانان ملتها به او اقتدا میکنند. جهانی بودن شخصیت گیلگمش، تنها توضیحی است که میتواند وجود نسخههای مختلفی از حماسهء گیلگمش در کشورهای مختلف و حتی به دیگر زبانها را تفسیر و رمزگشایی کند:
٩. المصدر (طه باقر - ملحمة جلجامش).
«شاید بهترین دلیل بر تأثیرگذاری عمیق و شگرف این حماسه بر تفکّرات مردم تمدنهای کهن، گسترهء وسیعی است که این حماسهء دنیای کهن، در آن منتشر شدهاست. در خصوص ساکنان عراق باستان، دستبهدست شدن این حماسه فقط به مردم بخشهای جنوبی و میانی عراق یعنی همان جایی که به نام سرزمین سومر و اکد معروف است، محدود نشد؛ بلکه به بخش شمالی یعنی سرزمین آشور نیز سرایت کرد. نسخههای بسیاری از آن مربوط به هزارهء دوم قبل از میلاد، زمان شکوفایی تمدن بابلی در دوران بابل باستان در شهرهای بزرگ عراق باستان یافت شده است. در خصوص سرزمین آشور طبق آخرین گزارش کاملی که به ما رسیده، متون حماسه در خزانهء کتابهای پادشاه آشوری، آشور بانیپال معروف یافت شدهاست. ... در مورد مراکز تمدنهای کهن، پیشتر گفتیم که کاوشگران نسخههای زیادی از قسمتهایی از این متون را در مناطق دورافتادهای همچون آناتولی، خاستگاه تمدن هیتیها، پیدا کردهاند. برخی از این متنها به زبان بابلی کهن نگاشته شدهاست. همچنین ترجمههایی از آن به زبانهای هیتی و هوری نیز به دست آمدهاست. اخیراً در جریان کشفی هیجانانگیز، نسخهای از برخی فصول حماسه در یکی از شهرهای فلسطین باستان به نام (مجدو) که در تورات نیز معروف است پیدا شده، که تاریخ این نسخهء کوچک به حدود قرن چهاردهم قبل از میلاد بازمیگردد .....»(٩).
٩. مصدر : طه باقر، حماسهء گیلگمش.
قصهء حماسی گیلگمش در ابتدای خود، وی را به صورت زیر توصیف میکند، و در مورد او همه چیز را خلاصهوار در چند سطر کوتاه بیان میدارد که به اندازه شناساندن شخصیت و وظیفهء گیلگمش میباشد:
«لوح اول:
او کسی است که همه چیز را دید؛ پس ای سرزمین من، با یاد او آواز سر ده!
او کسی است که از هر چیز خبر داشت و از عبرتهایش بهرهمند شد،
و او حکیم و عارف به هر چیزی است،
رازها را دید و باطنهای پنهان را شناخت،
و اخبار روزهای پیش از طوفان بزرگ را آورد،
راه درازی به دوردستها سفر کرد تا رنجها و سختیها بر او فرود آمد ،
همهء رنجهایش و همهء خبرهایش را در سنگ نقش کرد».
روشن است که این متن، فردی عالم را توصیف میکند که «همه چیز را دید..... همه چیز را دریافت..... حکیم دانا..... رازها را دید و باطنهای پنهان را شناخت» ، و یا آموزگار مهمی است که علوم با اهمیتی را همراه خود آورده و آنها را به گونهای نقش خواهد کرد که بین مردم باقی بماند، «همهء رنجهایش و همهء خبرهایش را در سنگ نقش کرد».
١٠. المصدر (المجلسي- بحار الأنوار): ج52 ص336.
و اگر به متن دینی وارد شده دربارهء مهدی مراجعه کنیم درمییابیم که امام صادق (عليه السلام) میفرماید: [علم بیستوهفت حرف است و همهء آنچه پیامبران آوردهاند تنها دو حرف است و مردم تاکنون جز آن دو حرف را نمیشناسند. هنگامی که قائم ما قیام کند، بیستوپنج حرف دیگر را بیرون میآورد و آن را بین مردم نشر میدهد، و آن دو حرف را نیز ضمیمه میکند و بیستوهفت حرف را منتشر میسازد»] (١٠).
١٠. مصدر: بحار الانوار مجلسی ج۵۲ ص۳۳۶.
******