جوانان احمد الحسن
وصی و فرستاده امام مهدی علیه السلام1- انسان مؤمنی اذان و اقامه گفت و وارد نماز شد. در حین نماز، چیزی که باطل کنندهی نماز است از او سر زد. آیا پس از وضو گرفتن، اذان و اقامه بر او واجب است؟ با توجه به این که وضعیت نشستن او تغییر خواهد کرد زیرا وی میرود که وضو بگیرد.
2- انسان مؤمنی روزههای واجب را میگیرد و در ایامی که روزه گرفتن در آنها مستحب است، مثل سه روز هر ماه و ایام ذیالحجه نیز روزهدار است. آیا ثواب روزهی مستحبی این ایام برای او نوشته میشود؟
3- من چند ماه روزه بر گردنم هست و چند سال نماز نیابتی که اجرت آن را گرفتهام و نیز دو ختم قرآن که هنوز تمام نکردهام و اجرت همهی اینها را گرفتهام. دخترانم نیز روزه و نماز استیجاری به جا میآورند و مقداری بر ذمّهی آنها تا کنون باقی مانده است. یک زن مؤمن نیز نماز و روزهی نیابتی استیجاری به جا میآورد و چیزی بر ذمهی او باقی مانده است، برای زندگی کریمانه و به دور از فرومایگانی که فرومایگان بر تختهای شما مسلّط شدهاند و شما را از مقام مخصوصتان که خداوند آن رتبهها را به شما داده است دور کردند و حرام شما را حلال و حرامتان را حلال نمودند. سرورم! ای فرزند هدیهی هدایت و تار و پودِ نعمت! ای فرزند مکه و منا! ای فرزند طه و محکمات! امرت را به من برسان و با علمت مرا تعلیم نما. دستم را برای خارج شدن از تمام حرامها بگیر و برای درآمدن به هر حلالی یاریام کن. آنچه از این کار انجام شده و مالی که در مقابل آن دریافت شده است، چه وضعیت و چه حکمی دارد؟
آقای من! در حالی که شما داناتری، به اطلاع میرسانم کسانی که آن را به من دادهاند یعنی واسطهها، تا آنجا که خبر دارم، به شما و به آنچه آوردهای ایمان ندارند. همچنین امواتِ نیابت شده از سوی آنها نیز همین گونهاند و خداوند داناتر است!
4- من سه بار حج بیت الله الحرام به جا آوردهام. یک بار حج واجب بود و من بعد از احرام برای عمرهی تمتع، خودم و زن و دخترانم سوار ماشینی شدیم که وضعیتش بر خلاف دین خدا بود و به زیر سایه رفتیم. حکم این کار چیست؟
حج سوم، حج نیابتی و استیجاری بود. حکم نیابت در حج چیست؟ پس از عمرهی تمتع نیز زیر سایه رفتم؛ حکم آن چیست؟ در حج دوم پنج عمرهی مفرده انجام دادم که با حداقل اعمال از احرام خارج شدم، به طور نیابتیِ مستحبی و در همهی آنها پس از احرام زیر سایه رفتم. حکمش چیست؟
5- مفضل بن عمر از جدّت امام صادق (ع) روایت کرده است که: (متعه، هفتاد شرط دارد....) لطفاً اینها را بیان فرما و بفرما کدام یک در عقد، رکن محسوب میشود و کدام واجب و کدام یک مستحب میباشد؛ یعنی کدامین شرط است که با تخطّی از آن، عقد باطل و به زنا تبدیل میگردد؟
6- مردی یک زن را به مدت دو سال به عقد موقت خودش درآورده و با این دو، نفر سومی نبوده است؛ به دلیل شرایط خاصی که زن داشته مثل ترس از خانواده و فرزندانش. مرد نیز به جهت اهتمام شدید نسبت به خانوادهاش و این که مبادا مجبور شود از آنها جدا گردد، قضیه را مخفی نگه داشته است. حکم آن چیست؟
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
و الحمد لله رب العالمین.
پاسخ سؤال 1- اذان و اقامه را اعاده نکند. کسی اذان و اقامه را تکرار میکند که موضع سجدهاش را ترک گفته و برای پرداختن به کار دیگری، از نماز روی برگردانده است. حال آن که این مؤمن فقط برای وضوی نماز موضع سجدهاش را ترک کرده و او برای انجام کاری دیگر، از نماز روی نگردانیده است.
پاسخ سؤال 2- به خواست خدا بله.
پاسخ سؤال 3- دریافت اجرت برای قرائت قرآن با صوت (صدای بلند) جایز است حتی اگر انسانی نزدیک او نباشد؛ چرا که از مؤمنان جن، کسانی نزد او میآیند که شما آنها را نمیبینید.
پاسخ: در آنچه از نماز و روزه در برابر دریافت اجرت، قبلاً ادا کردهاید، چیزی بر شما نیست، اگر نمیدانستید که اینها بدعت است و در قرآن یا سنّت منقول از پیامبر (ص) و اهل بیت او (ع) تشریع نشده است.
پاسخ: لطفاً شما و همسرت و دخترانت و آن زن مؤمنه، آن اجرتی را که به جهت ادای روزه و نماز برای اموات دریافت کردهاید (کسانی که بر ولایت حجت خدا در زمانشان مردند یا کسانی که وضعیت آنها را نمیدانید) و آنها را ادا ننمودهاید، شمارش کنید. ان شاء الله برادران مؤمن شما، وقتی که عدد از سوی شما به آنها برسد، این مبلغ را صدقه خواهند داد. من آنها را باخبر کردهام و آنها منتظر پاسخ شمایند.
آنچه از قضای نماز و روزه برای اموات که در گذشته به جا آورده و در برابرشان اجرت دریافت کردهاید (اگر نمیدانستید که دریافت اجرت دربرابر قضای نماز و روزه بدعت است) اشکالی ندارد اما اکنون میتوانید قضای ایشان را با نیت نزدیکی به خداوند به جا آورید نه در برابر مالی که قبلا به عنوان اجرت دریافت کردهاید.
در خصوص قضای نماز، قضا در شب بیست و سوم ماه رمضان برابر با هزار ماه است، و اگر بر ذمهی شخصی به عنوان مثال دو سال یا ده سال یا حتی هزار ماه نماز قضا باشد، قضای یک روز در شب قدر او را کفایت میکند.
پاسخ سؤال 4- حج نیابتی با دریافت اجرت، جایز است و اگر شما قبل از گرویدن به حق، در حال احرام زیر سایه رفته باشی، چیزی بر عهدهی شما نیست.
من آمدهام تا هیکل باطل را در هم شکنم و هیکل حق را به حول و قوّه و مشیت خداوند سبحان و با کمکی که شما به حق دارید و باری که از حق بر دوش گرفتهاید، ان شاء الله بنا سازم. نیامدهام که شما را به آنچه طاقتش را ندارید، مکلّف سازم. آیین پدر پاک ما و شما، حضرت ابراهیم (ع) شریعت سهل و آسان بوده و این همان فطرت الهی است که حضرت محمد (ص) آن را آورده است:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
(لاَ يُكَلِّفُ اللهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ)،(1 )
(خدا هيچ کس را جز به اندازهی طاقتش مکلّف نمیکند. نيکیهای هر کس از آنِ خود او و بدیهايش از آنِ خودش است. ای پروردگار ما، اگر فراموش کردهايم يا خطا کردهايم، ما را بازخواست مکن. ای پروردگار ما، آن گونه که بر امتهای پيش از ما تکليف گران نهادی، تکليف گران بر ما منه و آنچه را که طاقتش را نداريم بر ما تکليف مکن، گناه ما ببخش و ما را بيامرز و بر ما رحمت آور که تو مولای ما هستی؛ پس ما را بر گروه کافران پيروز گردان).
پاسخ سؤال 5 - آنچه در ازدواج موقت و دایم لازم است، عبارت است از:
1- اشهاد (شاهد گرفتن) یا اشهار (آشکار و اعلان کردن).
اشهاد با دو شاهد عادل صورت میگیرد. اشهار و اعلان نیز پس از انجام عقد و قبل از دخول میباشد، و با آنچه در عرف، اشهار و اعلان میگویند مانند دعوت به ولیمهی عروسی و مانند آن، محقق میگردد.
2- کمترین مدت ازدواج موقت شش ماه است.
شرح بیشتر را ان شاء الله در کتاب شرایع الاسلام خواهید یافت. این کتاب در حال تکمیل شدن است و ان شاء الله به زودی مؤمنان آن را منتشر خواهند کرد.
پاسخ سؤال 6- در این حالتی که شما بیان نمودهای، شاید اشهار (اعلان) دشوار باشد ولی اشهاد سخت نیست. عقد با آن زن را با اشهاد از سر بگیرد و دو شاهد را به کتمان آن مگر در صورت وجود ضرورت یا اثبات حقوق، سفارش کند.
منابع:
1- بقره: 286.