شبهه در پاسخ به تقلید از فقها و مراجع قسمت سوم

تقلید غیرمعصوم بدعت

تاریخچه تقلید (1)

بعد از وفات پیامبر (ص):

اهل سنت :
بعد از وفات پیامبر (ص) بر مسلمانان واجب بود که به اوصیای ایشان مراجعه می کردند ، به دلیل شناخت احکام شرعی که برایشان مشخص نیست یا احکامی که به مرور زمان به وجود می آید ولی به این خاطر که عده ای از مسلمانان نسبت به اوصیاء منحرف شدند و گرفتن مسائل از آنان را ترک نمودند -اهل سنت- مرور زمان آن ها را به سمتی برد که قواعد عقلی را بنا کنند که مستند به قواعد منطقی است و در به دست آوردن بعضی از احکام به آن تکیه نمودند و آن را “اصول فقه” نامیدند ولی بعضی از علمایشان از این قواعد روی برگرداندند و به قرآن و آن چه یقین دارند که از پیامبر (ص) رسیده است ، مُلتزم شدند.

شیعه :
اما شیعیان -دائماً- بعد از پیامبر (ص) به امام معصوم مراجعه می کردند و این همان تقلید واجب است.
تقلید از معصوم (ع)
و یاران ائمه (ع) مسائل دینی را یا مستقیم از ایشان می گرفتند
یا همان طور که آخوند خراسانی می گوید:
احکام را -بدون واسطه -از افرادی که از ائمه (ع) نقل می کردند ، می گرفتند یا با واسطه (می گرفتند) بدون وارد شدن نظر شخصی نقل کننده. همان طور که پنهان نیست این تقلید نیست.
[آخوندخراسانی ، کفایة الاصول ص479 – 480]

بلکه این کار تقلید از معصوم (ع) است ، این یاران ائمه (ع) و راویان “در آن چه از ائمه (ع) نقل می کنند ، فقیه هستند”.
[تقریر بحث سیدخوئی، مصباح الاصول ج1 ص217]
همان طور که سید خوئی – درتقریر بحث مصباح الاصول بهسودی- می گوید.

غیبت صغری :

وقتی غیبت صغری شروع شد ، به سفیر امام (ع) -که از سوی ایشان تعیین شده بود- مراجعه می کردند و گرفتن مسائل از آن ها واجب بود ،
در حقیقت این تقلید از معصوم (ع) است نه تقلید از سفیر 👉 .

غیبت کبری :

آغاز غیبت کبری :
وقتی غیبت کبری آغاز شد ، به فقها مراجعه می کردند. افرادی که کتاب هایی -که احکام در آن ها بود و آن را از معصومین (ع) نقل می نمودند- داشتند ؛ همان طور که شیخ جعفر سبحانی می گوید -در تقریر بحث سید خمینی در تهذیب الاصول- :
موقع سوال فتوا دادن به صورت شفاهی و نقل روایت بود ، این کار مثل الان نبود. سیره تا زمان صدوقین ، به همین صورت بود تا این که تکامل به وجود آمد و جمع آوری فتاوا به صورت نقل متون روایات با حذف نمودن سند آن بود ، بدون بیرون رفتن از حد و حدود روایات … تا این که تکامل و استدلال به وجود آمد. تفریع و استنتاج ، محدوده فقه و اجتهاد از زمان شیخ طوسی تا عصر حاضر ، وسعت گرفت.
[شیخ جعفرسبحانی ، تهذیب الاصول ، تقریر بحث سیدخمینی ، ج 3 ، ص 204]

اشتراک گذاری
Share

0 comments on “شبهه در پاسخ به تقلید از فقها و مراجع قسمت سومAdd yours →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *