مسیر تحقیق برای شناخت یمانی

هر یک از بندهای زیر مباحث ویژه ای دارند که شخص محقّق می تواند برای ملاحظه ی آنها به منابع مربوط مراجعه نماید، در این مقاله در صددِ بیان ترتیبی منطقی برای مسائل اصلی و تبیینی اجمالی از مهمترین آموزه های دعوت هستیم، طبعا این موارد محتاج براهین کافی است که در این مقاله در صدد بیان آن ها نیستیم، بیان تفصیلات و شواهد بیشتر به منابع مربوطه و مقالات آینده واگذار شده است. توجه به آنچه در ادامه می آید ما را در رسیدن به یک فهم مشترک و رفع سوء تفاهم ها یاری می نماید.

اول: آموزه های قرآنی و روایی نشان می دهند دینِ حقیقی حول «حجّت خدا و خلیفه الله» می گردد و بدون ایمان به این شخص ایمان محقّق نمی گردد. «#خلیفه_خدا» تعبیری قرآنی است که در آیه ی سی سوره ی بقره آمده است. (سجده بر آدم به عنوان نمادی از وجوب اطاعت از خلیفه خدا مطرح است، آیات دیگر و روایات فراوان بر این آموزه تاکید می نمایند.)

دوم: #نصّ و نام بردن از خلیفه خدا (پیامبران و امامان) سنّتی قطعی برای تعیین و شناخت ایشان است. این از مسلّمات #مذهب_تشیع و آموزه ای قرآنی است. پیامبران مردم را به ایمان به پیامبران پیشین ارشاد می نمودند و خبر از آمدن پیامبران بعد می دادند. حجّت های خدا سلسله ای به هم پیوسته هستند که از قبل معرّفی شده اند:

“وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ….مِنْ‏ سَابِقٍ‏ سُمِّيَ‏ لَهُ‏ مَنْ‏ بَعْدَهُ‏ أَوْ غَابِرٍ عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ … إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً [ص‏] رَسُولَ اللَّهِ ص..” (نهج البلاغة، ص43)

«..خداوند انبیاء را به سوی مردم مبعوث نمود… طايفه ای از ايشان سابق و پیش، بودند كه نفر بعدی برای ایشان اسم برده شده و معیّن گردیده بود (مثلا آدم (ع) پیامبر بعد از خود را می شناخت و معرّفی می نمود) و طايفه ديگر لاحق و متأخّر بودند كه آن كسى كه پيش از ایشان بود آن ها را معرّفی نموده بود (مثلا عیسی (ع)، طبق آیات قرآن، پیامبر اسلام را معرّفی نموده بود) به اين ترتيب نسل ها پشت سر يكديگر آمد و روزگاران گذشت تا خداوند محمّد (ص) را مبعوث نمود..»

نصوص بر هر یک از #دوازده_امام (علیهم السلام) نیز در کتب روایی موجود است.

سوم: وصیّت (خصوصا به هنگام وفات) و نوشتن وصیّت برای تعیینِ حجّت بعدی و نشان دادن مسیر دین الهی ، یک #سنت_لایتخلف در مورد همه ی انبیاء و اوصیاء است، ایشان با نبود مانع و عذر، به این مهمّ اقدام می نمودند. برخی از روایات مربوط، در کتابِ «الوصیه و الوصی احمدالحسن» تحت عنوان وصیت از آدم تا محمد (ص) (ص22 عربی) آمده است. تعیین حجّت بعدی در #وصیت_آدم_و_نوح_و_موسی و… در روایات تکرار شده است.

لذا این فکر که وصیت علامت و معیاری بین امامان معصوم شیعه بوده و در مورد حضرت مهدی (علیه السلام) منتفی است، گمانی است نادرست؛ چرا که:

این، سنّتی است در بین همه ی انبیاء و اوصیاء و سنّت خداوند استثناء پذیر نیست.
بلکه طبق روایاتِ متعدد، وصیت در مورد حضرت مهدی (ع) نیز مطرح است.

برخی از مخالفین یمانی که جایگاه وصیت در شناخت امام را بررسی نموده اند، روایات متعدّد مربوط به وصیّت انبیاء و روایات مربوط به وصیّتی که علامتِ شناخت حضرت مهدی (ع) است را به طور کامل نادیده گرفته و قضیه ی وصیت نسبت به حضرت مهدی (ع) را انکار کرده اند.

 

همچنین قسمت بعد را نیز بخوانید

اشتراک گذاری
Share

0 comments on “مسیر تحقیق برای شناخت یمانیAdd yours →

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *